شمارهٔ ۳
لبالب است ز خون جگر پیاله ما
دم نخست چنین شد مگر حواله ما
بر آستان تو شبها رود که مردم را
به دیده خواب نیاید ز آه و ناله ما
ز قد و روی تو شرمنده باغبان میگفت:
که آب و رنگ ندارند سرو و لاله ما
به روز وصل تو از بیم هجر میترسم
که زهر میدهد ایام در نواله ما
چو گل به وصف رخت جامه چاک زد شاهی
به هرکجا ورقی رفت از رساله ما
شمارهٔ ۲ - استقبال از حافظ: بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دلهاشمارهٔ ۴: ابر آمد و بگریست بر اطراف چمنها
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
لبالب است ز خون جگر پیاله ما
دم نخست چنین شد مگر حواله ما
هوش مصنوعی: پیاله ما پر از خون دل است و از همان ابتدا چنین حالتی داشتیم، آیا این وضع به خاطر تقدیر ما بوده است؟
بر آستان تو شبها رود که مردم را
به دیده خواب نیاید ز آه و ناله ما
هوش مصنوعی: در شبها به درگاه تو میآیم، زیرا مردم نمیتوانند بخوابند و خوابشان از آه و نالههای ما به هم میریزد.
ز قد و روی تو شرمنده باغبان میگفت:
که آب و رنگ ندارند سرو و لاله ما
هوش مصنوعی: باغبان از زیبایی و قامت تو احساس شرمندگی میکند و میگوید که گلهای سرو و لاله ما از نظر رنگ و زیبایی به پای تو نمیرسند.
به روز وصل تو از بیم هجر میترسم
که زهر میدهد ایام در نواله ما
هوش مصنوعی: در روزی که به وصال تو میرسم، از جدایی میترسم، زیرا این اتفاق مانند زهر بر زندگیام تأثیر میگذارد.
چو گل به وصف رخت جامه چاک زد شاهی
به هرکجا ورقی رفت از رساله ما
هوش مصنوعی: چون به زیبایی و توصیف چهرهات باران گلها از آسمان نازل میشود، هر جایی که نوشتهای از آثار ما منتشر شود، توجهات را به خود جلب میکند.