گنجور

بخش ۲ - حکایت

در حضور جماعتی انبوه
رفته بودم پی تفرّج کوه
کمری را شکافت یک یاری
پیش ما ناگهان پی کاری
کرمکی یافتم میان کمر
سیر و سیرآب و سبز و تازه و تر
اندر آنجا مقام خود کرده
چون در آب و گیاه پرورده
هیچگونه مسام و راه گذر
ما ندیدیدم در میان کمر
خلق چون دید صورت آن را
تازه کردند جمله ایمان را
رزق این از کدام راه آمد
که تر و تازه چون گیاه آمد
قوت از بهر قوّت جان است
وان هم از فعل​های یزدان است
فعل حق را سبب نمی​شاید
کم نگردد ز هیچ و نفزاید
بی سبب بین که دارد او زنده
جمع شو تا کی ای پراکنده؟
بسکه دیدیم مرده از خوردن
نادر است از گرسنگی مردن
گر توانگر بوی و گر درویش
نخوری جز که قدر روزی خویش
تو کنی جمع تا فلان بخورد
عاقل این را ز ابلهی شمرد

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

در حضور جماعتی انبوه
رفته بودم پی تفرّج کوه
هوش مصنوعی: در میان جمعیت زیادی به کوهستان رفته بودم تا کمی استراحت و گردش کنم.
کمری را شکافت یک یاری
پیش ما ناگهان پی کاری
هوش مصنوعی: یک دوست ناگهان به ما سرزده و مشکلی را برای حل کردن پیش روی ما قرار داده است.
کرمکی یافتم میان کمر
سیر و سیرآب و سبز و تازه و تر
هوش مصنوعی: در میان کمر سیر، در جایی که سبز و تازه و شاداب است، کرمکی پیدا کردم.
اندر آنجا مقام خود کرده
چون در آب و گیاه پرورده
هوش مصنوعی: در آنجا جایگاه خود را یافته مانند آب و گیاه که پرورش یافته‌اند.
هیچگونه مسام و راه گذر
ما ندیدیدم در میان کمر
هوش مصنوعی: هیچ راه یا مسیری را در میان این کمر ندیدم که بتوانم عبور کنم.
خلق چون دید صورت آن را
تازه کردند جمله ایمان را
هوش مصنوعی: مردم وقتی صورت او را دیدند، همه ایمانشان را تازه و قوی کردند.
رزق این از کدام راه آمد
که تر و تازه چون گیاه آمد
هوش مصنوعی: این روزی از کدام منبع به دست آمد که به همان تازگی و شادابی گیاهان است؟
قوت از بهر قوّت جان است
وان هم از فعل​های یزدان است
هوش مصنوعی: قدرت و نیروی زندگی از روح و جان انسان ناشی می‌شود، و این نیرو نیز به واسطه اعمال و اراده خدایی به وجود می‌آید.
فعل حق را سبب نمی​شاید
کم نگردد ز هیچ و نفزاید
هوش مصنوعی: عمل خداوند هیچ شرط و وابستگی ندارد؛ کم یا زیاد نمی‌شود و از چیزی نکاسته و به چیزی نمی‌افزاید.
بی سبب بین که دارد او زنده
جمع شو تا کی ای پراکنده؟
هوش مصنوعی: نگاهی بینداز که او چگونه زنده است، بی‌هیچ دلیلی. تا کی باید منتظر باشی، ای آن که در هم پراکنده‌ای؟
بسکه دیدیم مرده از خوردن
نادر است از گرسنگی مردن
هوش مصنوعی: ما به قدری مرده‌ای که از خوردن جان خودش را از دست داده‌اند دیده‌ایم که مردن از گرسنگی به ندرت پیش می‌آید.
گر توانگر بوی و گر درویش
نخوری جز که قدر روزی خویش
هوش مصنوعی: اگر ثروتمند باشی بویی از روحیات و صفات خوب خواهد داشت و اگر فقیر باشی، تنها چیزی که می‌خوری همان مقدار روزی خودت خواهد بود.
تو کنی جمع تا فلان بخورد
عاقل این را ز ابلهی شمرد
هوش مصنوعی: تو برای کسی که عقل ندارد، جمع کردن و آماده کردن را انجام می‌دهی، در حالی که عاقل این فعل را از نادانی نمی‌داند.