بخش ۷ - حکایت
بر رهی میگذشت شیخ مهین
سعد دین حمویه با تمکین
برکۀ آب بود در ره پیر
که گذشتن از آن نبود گزیر
مرکب شیخ ز آب باز جهید
عکس خود را چو اندر آب بدید
شیخ گفت آب را بشورانید
عکس او را بر او بپوشانید
آب روشن از آن مکدر گشت
بی تعب اسب شیخ از آن بگذشت
کرد اشارت پس آنگه از چپ و راست
سوی اصحاب کین طریق شما است
اسب نفس تو توسن آمد هان
تا نگردی از آن تو سرگردان
تا که در وی رمیدنی باشد
آن هم از عکس دیدنی باشد
چون ز خودبینی او گرفت آرام
بضرورت شود به زیر تو رام
اگر از سنّتی شود خودبین
رو مباحی به ضدّ آن بگزین
هر عبادت که گشت عادت تو
قوت نفس است آن عبادت تو
پس مداواة صاحب استعداد
نکند جز به صورت اضداد
به تو خیری که باشد اندر دیر
بهتر از مسجد است با «اناخیر»
سرّ تکلیف حکم تعجیز است
داند آن کس که اهل تمییز است
بار برداشت آدمی فضول
ایزدش خواند از آن «ظُلوم و جهول»
لطف او گر نگفتی «آتاهم»
«یحملوا» ذاک بل «حملناهم»
کی به پایان رسیدی ای گمراه
تو و بار تو بی «یتوب اللّه»
بار او کرد تا فرو ماند
تختۀ عجز خویش برخواند
خوان «امّن یجیب» ساز کند
در «انی قریب» باز کند
معصیت کان ترا به عذر آرد
بهتر از طاعتی که عجب آرد
کبر ابلیس و عجز آدم بین
زان دو یک کار بهر خود بگزین
آن لعین ابد ز خودبینی
وین صفی احد ز مسکینی
بهم آوردم این سخن سر و بن
طاعت از بهر نفس خویش مکن
هرچه خواهی کز آن شوی مهتر
هرچه کمتر کنی ترا بهتر
گاه گاهی اعوذ بالشیطان
گفتهاند اهل دل من الرحمان
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بر رهی میگذشت شیخ مهین
سعد دین حمویه با تمکین
هوش مصنوعی: شیخ بزرگ و محترم سعد دین حمویه با آرامش و وقار در حال عبور از مسیری بود.
برکۀ آب بود در ره پیر
که گذشتن از آن نبود گزیر
هوش مصنوعی: آبگیر کوچکی در مسیر آن پیر وجود داشت که نمیتوان از آن گذشت.
مرکب شیخ ز آب باز جهید
عکس خود را چو اندر آب بدید
هوش مصنوعی: شیخ سوارش از آب پرید و وقتی که تصویر خودش را در آب دید، به خود نگاه کرد.
شیخ گفت آب را بشورانید
عکس او را بر او بپوشانید
هوش مصنوعی: شیخ گفت که آب را تکان دهید و تصویر او را بر روی آن بپوشانید.
آب روشن از آن مکدر گشت
بی تعب اسب شیخ از آن بگذشت
هوش مصنوعی: آب زلال به خاطر ورود اسب شیخ تیره و کدر شد و او بیوقفه از روی آن عبور کرد.
کرد اشارت پس آنگه از چپ و راست
سوی اصحاب کین طریق شما است
هوش مصنوعی: او به اطراف اشاره کرد و سپس به دوستانش گفت که این راهی است که شما باید دنبال کنید.
اسب نفس تو توسن آمد هان
تا نگردی از آن تو سرگردان
هوش مصنوعی: نفس تو مانند اسبی نجیب و باعظمت است، پس مراقب باش که گمراه نشوی و از راه راست دور نگردی.
تا که در وی رمیدنی باشد
آن هم از عکس دیدنی باشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که در او روحی وجود داشته باشد، آن روح هم از چیزی که میبیند، تاثیر میگیرد.
چون ز خودبینی او گرفت آرام
بضرورت شود به زیر تو رام
هوش مصنوعی: زمانی که فردی به خاطر خودبینی و خودخواهیاش آرامش خود را از دست بدهد، ناچار خواهد شد به زیر سلطه و کنترل دیگران برود.
اگر از سنّتی شود خودبین
رو مباحی به ضدّ آن بگزین
هوش مصنوعی: اگر کسی به خودبینی دچار شد و به راهی نادرست رفت، بهتر است برعکس آن رفتار کند و به ضد آن روی بیاورد.
هر عبادت که گشت عادت تو
قوت نفس است آن عبادت تو
هوش مصنوعی: هر نوع عبادتی که برای تو به عادت تبدیل شده باشد، در واقع نیرویی برای روح تو محسوب میشود.
پس مداواة صاحب استعداد
نکند جز به صورت اضداد
هوش مصنوعی: برای درمان کسی که استعداد خاصی دارد، جز با روشهایی کاملاً متفاوت و متضاد، نتیجهای به دست نخواهد آمد.
به تو خیری که باشد اندر دیر
بهتر از مسجد است با «اناخیر»
هوش مصنوعی: اگر خیری در جایی که تو هستی وجود داشته باشد، همان جا بهتر از مسجد است.
سرّ تکلیف حکم تعجیز است
داند آن کس که اهل تمییز است
هوش مصنوعی: راز وظیفه و تکلیف، ناتوانی و عجز را نشان میدهد و تنها کسی که میتواند این را درک کند، کسی است که دارای فهم و درک صحیح است.
بار برداشت آدمی فضول
ایزدش خواند از آن «ظُلوم و جهول»
هوش مصنوعی: انسانی که فضول و کنجکاو است، خداوند او را به عنوان کسی نادان و بیفکر معرفی میکند.
لطف او گر نگفتی «آتاهم»
«یحملوا» ذاک بل «حملناهم»
هوش مصنوعی: اگر لطف خدا را نادیده بگیری و آن را بیان نکنی، باید بدانیم که ما مسئولیت این لطف را بر دوش میکشیم.
کی به پایان رسیدی ای گمراه
تو و بار تو بی «یتوب اللّه»
هوش مصنوعی: ای گمراه، کی به پایان راه خود میرسی و بار سنگین خود را بدون توبه و بازگشت به سوی خدا رها میکنی؟
بار او کرد تا فرو ماند
تختۀ عجز خویش برخواند
هوش مصنوعی: او بار سنگینی را بر دوش کشید تا فرش عجز و ناتوانی خود را زیر پا بگذارد و بر آن بیفروشد.
خوان «امّن یجیب» ساز کند
در «انی قریب» باز کند
هوش مصنوعی: کسی که از خدا درخواست میکند و به او روی میآورد، در حقیقت درب رحمت و نزدیکی خدا را به روی خود باز میکند.
معصیت کان ترا به عذر آرد
بهتر از طاعتی که عجب آرد
هوش مصنوعی: گناهی که با عذر و توجیه همراه باشد، از عبادتی که به تکبر و خودپسندی منجر شود، بهتر است.
کبر ابلیس و عجز آدم بین
زان دو یک کار بهر خود بگزین
هوش مصنوعی: خودپسندی شیطان و ناتوانی آدم را با هم مقایسه کن و از بین این دو، یکی را برای خود انتخاب کن.
آن لعین ابد ز خودبینی
وین صفی احد ز مسکینی
هوش مصنوعی: این مصرع به این معناست که موجود زشت و پلید، به خاطر خودبینی و نگرش متکبرانهاش برای همیشه در عذاب است، در حالی که صفات برتر و ارزشمند، به خاطر فقر و نیازمندی در ذهن او قرار دارند.
بهم آوردم این سخن سر و بن
طاعت از بهر نفس خویش مکن
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی صحبت از جستجوی حقیقت یا طاعت میشود، نباید تنها به خواست خود یا نفس خویش توجه کنی. به عبارت دیگر، باید از خواستههای شخصی و منفعتطلبی دوری کنی و در مسیر درست حرکت کنی.
هرچه خواهی کز آن شوی مهتر
هرچه کمتر کنی ترا بهتر
هوش مصنوعی: هرچه بخواهی و به آن برسید، باعث بالاتر رفتن مقام و مرتبتت میشود، ولی هر چه کمتر از آن بخواهی، اوضاعت بهتر خواهد بود.
گاه گاهی اعوذ بالشیطان
گفتهاند اهل دل من الرحمان
هوش مصنوعی: گاهی اوقات کسانی که در پی رستگاری و حقیقت هستند، از شر شیطان به خداوند پناه میبرند.