بخش ۵ - فی تحریک الافلاک و تأثیره
چرخ اعظم نگر که از تشویق
دایماً چون همی زند تعلیق
بی سر و پا همیشه سرگردان
گه به پهلو گهی به سر گردان
او ز مشرق به مغرب است روان
هشتِ دیگر ازو بعکس دوان
صوفیان کبود پوش همه
از غم دوست در خروش همه
آتش اندر دل و هوا در جان
کرده بر خاک آب دیده روان
همه روشن دلان جان پر تاب
همه سرگشتگان بی خور و خواب
نغمۀ انبیا شنیده به جان
«طایعین» گفته و دویده به جان
یا ونون جمع بخردان باشد
طوع و فرمان نشان جان باشد
اثر شوق چرخ در تدویر
کرده در جملۀ جهان تأثیر
درگرفته سماع چرخ به جان
در و دیوار و صحن چار ارکان
آتش و آب و باد وعنصر خاک
خرقۀ خویش هر یکی زده چاک
کسوت و صورت هیولائی
در فکنده ز شوق روحانی
سورت صورتی چو بشکستند
صوفی آسا به جمع پیوستند
از خودی هر یکی چو بگریزند
همه با همدگر در آمیزند
اثر اتفاق ایشان دان
هرچه پیدا شد اندرین میدان
شوق در برّ و بحر پیدا شد
گرم گشت آب و خاک شیدا شد
زان یکی در سما بخاری خاست
زین دگر در هوا غباری خاست
آن گهی گریه کرد گه خنده
وین گه استاده شد گه افکنده
شور در کاینات گشت پدید
هرچه آنجا رسید در شورید
از جماد و نبات و حیوان گیر
تا به انسان، جوان و کودک و پیر
همه از ذوق و شوق پویانند
هم ز مستی است گر نمیدانند
کوه را چونکه هست «مرّ سحاب»
چون بود سیر دیگران دریاب
کرد انسان ز روی سربازی
آخرالامر خرقه اندازی
نغمۀ زخمۀ «الست» شنید
یک «بلی» گفت و صد بلا بگزید
دست در گردن بلا آورد
هستی خویش را به لا بسپرد
از دو تائی برست و یکتا شد
هم از آنجا که آمد آنجا شد
پس تو ای دوست از قیاس جلی
اول الفکر و آخر العملی
بر تو چون ختم گشت پیدائی
غایت تست، علت غائی
بشنو از خواجه این حدیث بجان
که چو ایزد پدید کرد جهان
وقت آخر ز جمعه انسان کرد
لفظ «والناس» ختم قرآن کرد
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چرخ اعظم نگر که از تشویق
دایماً چون همی زند تعلیق
هوش مصنوعی: نگاه کن به فلک بزرگ که همیشه به خاطر تشویق و تحرک، دایماً در حال چرخش و تعلیق است.
بی سر و پا همیشه سرگردان
گه به پهلو گهی به سر گردان
هوش مصنوعی: بیسر و پا همیشه در حال سرگردانی است؛ گاهی به یک سو میافتد و گاهی به سوی دیگر.
او ز مشرق به مغرب است روان
هشتِ دیگر ازو بعکس دوان
هوش مصنوعی: او از سمت شرق به سمت غرب در حال حرکت است و هشت نفر دیگر به طرف دیگر به سمت او در حال دویدن هستند.
صوفیان کبود پوش همه
از غم دوست در خروش همه
هوش مصنوعی: راهنماهای صوفی با لباسهای آبی، همه به خاطر درد و غم عشق دوست در حال ناله و فریاد هستند.
آتش اندر دل و هوا در جان
کرده بر خاک آب دیده روان
هوش مصنوعی: آتش در دل و احساساتی در روح به راه افتاده که مانند آب چشم بر زمین میریزد.
همه روشن دلان جان پر تاب
همه سرگشتگان بی خور و خواب
هوش مصنوعی: تمامی کسانی که دلهای روشنی دارند و جانشان پر از شور است، در حالی که سرگشتگان در خواب و بیخبر از دنیا هستند.
نغمۀ انبیا شنیده به جان
«طایعین» گفته و دویده به جان
هوش مصنوعی: خود را به شنیدن پیامهای پیامبران وا داشته و با اشتیاق و شوق به سمت آن رفته است.
یا ونون جمع بخردان باشد
طوع و فرمان نشان جان باشد
هوش مصنوعی: جمع کردن خردمندان میتواند نشانهای از اطاعت و فرمانبرداری باشد که به روح و جان آدمی تعلق دارد.
اثر شوق چرخ در تدویر
کرده در جملۀ جهان تأثیر
هوش مصنوعی: شوق و عشق مانند چرخش گردونهای است که بر تمامی جهان تأثیرگذار است و میتواند نظم و حرکت آن را شکل دهد.
درگرفته سماع چرخ به جان
در و دیوار و صحن چار ارکان
هوش مصنوعی: به طور کلی، متن به حالت روحانی و شاداب فضا اشاره دارد که همه جا را پر کرده است. احساسات عمیق و حیات از عرصهها و اجزای مختلف غالب شده و به نوعی شور و نشاط را به محیط بخشیده است.
آتش و آب و باد وعنصر خاک
خرقۀ خویش هر یکی زده چاک
هوش مصنوعی: آتش، آب، باد و خاک، هر یک لباس خود را پاره کردند.
کسوت و صورت هیولائی
در فکنده ز شوق روحانی
هوش مصنوعی: لباس و ظاهری شبیه به هیولا بر تن کرده، ناشی از شوق و اشتیاقی روحانی است.
سورت صورتی چو بشکستند
صوفی آسا به جمع پیوستند
هوش مصنوعی: وقتی چهرهای زیبا و دلنشین را بشکنند، در حقیقت دلها را به هم نزدیک میکند و همگان با هم جمع میشوند.
از خودی هر یکی چو بگریزند
همه با همدگر در آمیزند
هوش مصنوعی: هر کدام از افراد اگر از خودشان فرار کنند، در نهایت همه با همدیگر ارتباط برقرار کرده و در هم میآمیزند.
اثر اتفاق ایشان دان
هرچه پیدا شد اندرین میدان
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این میدان ظاهر شده، نتیجهی اتفاقات و رویدادهای ایشان است.
شوق در برّ و بحر پیدا شد
گرم گشت آب و خاک شیدا شد
هوش مصنوعی: اشتیاق و شوق در سواحل و دریاها آشکار شد و به همین خاطر آب و زمین به طرز زنده و پرهیجانی درآمدند.
زان یکی در سما بخاری خاست
زین دگر در هوا غباری خاست
هوش مصنوعی: از یکی از اینها بخاری در آسمان برخاست و از دیگری در فضا ابری پدید آمد.
آن گهی گریه کرد گه خنده
وین گه استاده شد گه افکنده
هوش مصنوعی: در یک لحظه ممکن است به شدت بخندیم و در لحظهای دیگر به گریه بیفتیم؛ گاهی اوقات نیز ممکن است ایستاده باشیم و گاهی دیگر نشسته یا به حالت آرام بمانیم.
شور در کاینات گشت پدید
هرچه آنجا رسید در شورید
هوش مصنوعی: در جهان هیجانی به وجود آمد و هر چیزی که به آنجا رسید، در این هیجان غرق شد.
از جماد و نبات و حیوان گیر
تا به انسان، جوان و کودک و پیر
هوش مصنوعی: از موجودات بیجان و گیاهان و جانوران گرفته تا انسانها، در هر سنی، از جوان و کودک تا پیر.
همه از ذوق و شوق پویانند
هم ز مستی است گر نمیدانند
هوش مصنوعی: همه به خاطر شادی و هیجان حرکت میکنند، حتی اگر از سر مستی باشد و خودشان ندانند.
کوه را چونکه هست «مرّ سحاب»
چون بود سیر دیگران دریاب
هوش مصنوعی: کوه به شکل خود باقی است، اما ابرها که به سرعت میگذرند، نشان میدهند که دیگران چگونه در حال عبور و سفر هستند. این یعنی تغییرات سریع در زندگی آدمها در مقابل ثبات و ماندگاری طبیعت.
کرد انسان ز روی سربازی
آخرالامر خرقه اندازی
هوش مصنوعی: انسان در ابتدا به خاطر قدرت و شجاعت به میدان جنگ میرود، اما در نهایت به مرحلهای میرسد که به لباس کنار گذاشتن دنیا و دنیازدگی تن میپوشد.
نغمۀ زخمۀ «الست» شنید
یک «بلی» گفت و صد بلا بگزید
هوش مصنوعی: در لحظهای، صدای درد و رنج خود را از سرنوشت شنید و با یک تأیید ساده، مشکلات و سختیهای زیادی را به جان خرید.
دست در گردن بلا آورد
هستی خویش را به لا بسپرد
هوش مصنوعی: آدمی در شرایط سخت و دشوار جرات میکند و جان خود را به خطر میاندازد.
از دو تائی برست و یکتا شد
هم از آنجا که آمد آنجا شد
هوش مصنوعی: از دوگانگی خارج شد و به یکتایی رسید، همینطور که از آنجا به اینجا آمد.
پس تو ای دوست از قیاس جلی
اول الفکر و آخر العملی
هوش مصنوعی: پس ای دوست، تو نباید فکر کنی که میتوان مراحل آغازین اندیشه و فرجام کار را با هم مقایسه کرد.
بر تو چون ختم گشت پیدائی
غایت تست، علت غائی
هوش مصنوعی: زمانی که ظهور تو به پایان رسید، این نشاندهندهی نهایت هدف توست، که به عنوان علت نهایی تلقی میشود.
بشنو از خواجه این حدیث بجان
که چو ایزد پدید کرد جهان
هوش مصنوعی: به حرفهای خواجه با دقت گوش کن، زیرا زمانی که خداوند جهان را خلق کرد، رازهایی در آن نهفته است.
وقت آخر ز جمعه انسان کرد
لفظ «والناس» ختم قرآن کرد
هوش مصنوعی: در آخرین لحظهی روز جمعه، انسان با گفتن کلمهی "والناس" پایان قرآن را اعلام کرد.