گنجور

بخش ۱۰ - المنشأ

منشأ اعتزال شد جهنی
آنکه می​داشت شبهۀ وثنی
کرد شاگردی حسن ز اول
آخر از دین بگشت و کرد جدل
از صحابه هر آنکه باقی بود
کرد با وی بسی ز گفت و شنود
آخر از مجمعش برون راندند
هم به اجماع گمرهش خواندند
چونکه بشنید از او حدیث قدر
ملحد محض خواندش ابن عمر
همچنین ابن حارث و جابر
انس و عقبه، مالک و عامر
همه تکفیر این گره کردند
بس که این قوم را بیازردند
هیچ سودی نکرد تا که خطا
یافت شهرت ز واصل بن عطا
آخرالامر صاحب کشاف
در میان کلام حق به گزاف
هرزه​ها گوید او که لاتسأل
در صفات خدای عزو جل
فحش و دشنام و هجو سنی بین
با کلام خدای کرده قرین
بی اصولی که آن سماع کند
دینش از باطن انتزاع کند
جاهل کوربخت را بنگر
که به تقلید او شود کافر
نسخه​ای زان گرفته اندر بیش
خود ندانسته اهل مذهب و کیش
صرف و نحو و معانی است و بیان
خاصۀ او ز حصۀ ایمان
قدری چون سگی است دیوانه
در سرایت به خویش و بیگانه
حاش للّه چو بر سگی ساید
آدمی زاده سگ بچه زاید
که من او را نمی​کنم تکفیر
از سخن​هاش می​کنم تحذیر
گفته​های ورا همی جویم
پس به هفت آب و خاک می​شویم
علم او آب نیست، بل بول است
دفع ابلیس قول لاحول است

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

منشأ اعتزال شد جهنی
آنکه می​داشت شبهۀ وثنی
هوش مصنوعی: آن کسی که به دلیل داشتن شک و تردید به خداوند، از جمع اهل ایمان کنار می‌رود و از دین جدا می‌شود، به عذاب جهنم دچار می‌شود.
کرد شاگردی حسن ز اول
آخر از دین بگشت و کرد جدل
هوش مصنوعی: شاگرد حسن از همان ابتدا در مسیر نادرستی قرار گرفت و به نزاع و جدل پرداخت.
از صحابه هر آنکه باقی بود
کرد با وی بسی ز گفت و شنود
هوش مصنوعی: هر یک از صحابه که باقی مانده بود، با او به خیلی صحبت و گفتگو پرداخت.
آخر از مجمعش برون راندند
هم به اجماع گمرهش خواندند
هوش مصنوعی: در نهایت، به دلیل توافق همگان، او را از جمع خود بیرون کردند و به نادانی و بی‌خبری دعوتش کردند.
چونکه بشنید از او حدیث قدر
ملحد محض خواندش ابن عمر
هوش مصنوعی: چون ابن عمر داستان اهمیت و قدر را از او شنید، فردی که بی‌دین و کافر بود، او را بی‌اعتبار خواند.
همچنین ابن حارث و جابر
انس و عقبه، مالک و عامر
هوش مصنوعی: ابن حارث، جابر انس، عقبه، مالک و عامر نیز در این جمع هستند.
همه تکفیر این گره کردند
بس که این قوم را بیازردند
هوش مصنوعی: این گروه به قدری اذیت و آزار دیدند که همه به یکدیگر پیوستند و بر این مسئله تأکید کردند که آنها مورد ظلم قرار گرفته‌اند.
هیچ سودی نکرد تا که خطا
یافت شهرت ز واصل بن عطا
هوش مصنوعی: تا زمانی که واصل بن عطا به شهرت رسید، هیچ سودی برای او نداشت که مرتکب خطا شد.
آخرالامر صاحب کشاف
در میان کلام حق به گزاف
هوش مصنوعی: در نهایت، صاحب تفسیر در مباحث حق، به بی‌مورد سخن گفتن مشغول است.
هرزه​ها گوید او که لاتسأل
در صفات خدای عزو جل
هوش مصنوعی: او با بی‌ادبی می‌گوید که درباره‌ی صفات خداوند سؤال نکنید.
فحش و دشنام و هجو سنی بین
با کلام خدای کرده قرین
هوش مصنوعی: ناسزاگویی و انتقاد بی‌پایه در کنار کلام خدا قرار گرفته است.
بی اصولی که آن سماع کند
دینش از باطن انتزاع کند
هوش مصنوعی: کسی که بدون قواعد و اصول به شنیدن موسیقی و سماع می‌پردازد، دینش از درون و به صورت انتزاعی به دست می‌آید.
جاهل کوربخت را بنگر
که به تقلید او شود کافر
هوش مصنوعی: بنگر به فرد نادانی که به خاطر تقابل با او، دیگران هم به کفر گرایش پیدا می‌کنند.
نسخه​ای زان گرفته اندر بیش
خود ندانسته اهل مذهب و کیش
هوش مصنوعی: در درون خود به یک حقیقت خاص دست یافته‌ای که اهل دین و مذهب از آن بی‌خبرند و نمی‌دانند.
صرف و نحو و معانی است و بیان
خاصۀ او ز حصۀ ایمان
هوش مصنوعی: قواعد زبان، دستور زبان و معنا شناسی از ویژگی‌های خاص اوست که به ایمان او وابسته است.
قدری چون سگی است دیوانه
در سرایت به خویش و بیگانه
هوش مصنوعی: مقداری مانند یک سگ دیوانه است در جستجو و درگیری با خود و دیگران.
حاش للّه چو بر سگی ساید
آدمی زاده سگ بچه زاید
هوش مصنوعی: اگر انسانی بر سگی بگذرد، به دنبال آن سگ چه فرقی می‌کند؛ چون از آن سگ هم بچه‌اش به دنیا می‌آید.
که من او را نمی​کنم تکفیر
از سخن​هاش می​کنم تحذیر
هوش مصنوعی: من او را محکوم نمی‌کنم، اما از صحبت‌هایش به دیگران هشدار می‌دهم.
گفته​های ورا همی جویم
پس به هفت آب و خاک می​شویم
هوش مصنوعی: من در پی سخنان او هستم و به همین خاطر برای یافتن آنها تلاش می‌کنم، حتی اگر لازم باشد هفت بار از آب و خاک بگذرم.
علم او آب نیست، بل بول است
دفع ابلیس قول لاحول است
هوش مصنوعی: علم او مثل آب نیست که مفید و زندگی‌بخش باشد، بلکه مانند ادرار است که چیزی را نمی‌سازد و تنها باعث رنج می‌شود. کلام او نیز مشخص می‌کند که هیچ نیرویی برای تغییر در او وجود ندارد.