گنجور

بخش ۱۰ - الفرقة الثانیة

متکلم به ذات گفت چو ماست
به صفات است کو ز خلق جداست
بعد از آن گوید از طریق رسوم
ذات باری است خلق را معلوم
بر حقیقت وجود را مطلق
دید زاید همی، چه خلق و چه حق
کرده از فهم و وهم دور اندیش
شبهه​ای چند راتمسک خویش
اوئی او که بی​وجود آید
اعتباری است کی ورا شاید
نفس هویت است و ذات وجود
که جز او نیست قاصد و مقصود
هیچ کثرت بدو نیابد راه
گشت یک چشم​های هو زاللّه
عین ماهیت و حقیقت ذات
هست هستی مجرد از هیئات
قایل این سخن هموست نه من
بلکه خود اوست عین ذات سخن
پردۀ حرف و صوت را بردار
تا ز معنی رسی به صفۀ بار
غیر بردار تا به عین رسی
یک سخن بس بود اگر تو کسی
آفریده به آفریننده
نرسد، چون شود خدا بنده
خود حدث در مقابل قدم است
این همه هستی، آن همه عدم است

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

متکلم به ذات گفت چو ماست
به صفات است کو ز خلق جداست
هوش مصنوعی: انسان وقتی به تفکر درباره خداوند می‌پردازد، می‌بیند که او به ذات خود مانند ماست و اما در صفاتش همچون مخلوقات نیست. خداوند به گونه‌ای است که نه تنها از مخلوقات جداست، بلکه در ویژگی‌هایش نیز با آنها قابل مقایسه نیست.
بعد از آن گوید از طریق رسوم
ذات باری است خلق را معلوم
هوش مصنوعی: سپس می‌گوید که طبق سنت‌های الهی، خلقت و آفرینش انسان‌ها مشخص و معلوم است.
بر حقیقت وجود را مطلق
دید زاید همی، چه خلق و چه حق
هوش مصنوعی: وجود را به صورت مطلق می‌بیند، چه انسان‌ها و چه حقیقت الهی.
کرده از فهم و وهم دور اندیش
شبهه​ای چند راتمسک خویش
هوش مصنوعی: شخصی با درک و فکر خود، به دور از وهم و خیال، چندین شبهه و پرسش را مطرح کرده است.
اوئی او که بی​وجود آید
اعتباری است کی ورا شاید
هوش مصنوعی: کسی که بی‌وجود به درون عالم بیاید، هیچ ارزشی ندارد و شاید اصلاً وجود نداشته باشد.
نفس هویت است و ذات وجود
که جز او نیست قاصد و مقصود
هوش مصنوعی: نفس، همان هویت و ذات وجود است و غیر از او هیچ چیزی نیست که فرستنده و هدف باشد.
هیچ کثرت بدو نیابد راه
گشت یک چشم​های هو زاللّه
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمی‌تواند به او نزدیک شود و به او دست یابد، همان‌طور که یک چشم نمی‌تواند به دوری نگاه کند.
عین ماهیت و حقیقت ذات
هست هستی مجرد از هیئات
هوش مصنوعی: هستی به صورت خالص و ناب، به ماهیت و حقیقت خود اشاره دارد و از هر شکل و ظاهری جداست.
قایل این سخن هموست نه من
بلکه خود اوست عین ذات سخن
هوش مصنوعی: این سخن را خود او بیان کرده است، نه من. حقیقت کلام همین است که او خود را نمایانده است.
پردۀ حرف و صوت را بردار
تا ز معنی رسی به صفۀ بار
هوش مصنوعی: حرف و صدا را کنار بزن تا به حقیقت و معنا برسی.
غیر بردار تا به عین رسی
یک سخن بس بود اگر تو کسی
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی به حقیقت برسی، نیازی به صحبت‌های اضافی نیست، فقط کافی است از دیگران دور شوی و به خودت توجه کنی.
آفریده به آفریننده
نرسد، چون شود خدا بنده
هوش مصنوعی: هیچ آفریده‌ای به بزرگی و عظمت خداوند نمی‌تواند برسد، زیرا اگر خداوند بنده‌ای داشته باشد، دیگر خداوند نیست.
خود حدث در مقابل قدم است
این همه هستی، آن همه عدم است
هوش مصنوعی: این دنیا و تمام شگفتی‌هایش در برابر وجود خداوند چیز کوچکی است و در حقیقت، هر چیزی که وجود دارد تنها در مقابل عدم و عدمیت بسیار بزرگ خداوند قرار می‌گیرد.