گنجور

باب پنجم در بیان ممکن الوجود و کثرت

حقیقت- ممکن امری است اعتباری که عقل بر وفق خویش از ادراک وجود و عدم به هم درذهن ترکیب کند، و چون به نهایت طور خویش رسد که مبداء طور کشف است حکم کند بدانکه اعتباریات را در خارج وجودی نیست: ان هی الا اسماء سمیتموها انتم و آباءکم.

حقیقت- جسم وجسمانیات از جواهر و اعراض به جملگی از امور اعتباری​اند، به حقیقت وجود خارجی ندارند: کمثل عیث اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتراه مصفرا ثم یکون حطاما.

حقیقت- وحدت چون متعین شد نقطه گشت و از سرعت انقضا و تجدد تعینات متناسبه مانند خطی صورت بست، و بازاز تجدد تعین خطی جسم پیدا گشت و از تجدد تعینات جسمی حرکت مصور شد و ازتعینات متوافق زمان در وهم آمد و کثرت موهومۀ غیر متناهی نمودن گرفت: کسراب بقیعة یحسبه الظمآن ماء حتی اذا جائه لم یجده شیئا.

حقیقت- چون از توهم وجود، معدوم و ممکن و تعینات معدومات کثرت ناشی گشت الی مالانهایة، هر مرتبه از او به مثابت اعداد ازواحد به خاصیتی و اسمی مخصوص شد و اختلافات. عدمی نمودن گرفت: و لو شاء ربک لجعل الناس امة واحدة ولایزالون مختلفین الا من رحم ربک و لذالک خلقهم.

تمثیل- به حسب اختلاف در صورت آینه و کمیت و کیفیت او صورت عکس مختلف نماید، و باز هر یکی به خاصیتی و هیأتی ممتاز گردد: قل کل یعمل علی شاکلته.

حقیقت- کثیر و کثرت قایم است به وحدت که مبداء مفهوم او است و باز به هر یک ازمراتب کثرت ازروی کلی و کلیت وحدت محیط بود، چون جنس و نوع و فصل و موضوع و محمول. پس ظاهر و باطن کثرت وحدت بود و کثرت جزاعتباری نبود از اعتبارات، و اختلافات وحدت که از خواص کثرت است امر عدمی بود: ماتری فی خلق الرحمن من تفاوت ظهور وحدت دارد.

حقیقت- ظهور وحدت در کثرت به حسب مناسبت وموافقت اجزا بود که مسما است، و ملایمت طباع و جذب قلوب به سبب خفای تعین عدمی است و ظهور حقیقت وجود در وحدت، و این معنی در جملۀ اجزای موجودات واقع چه که سلسله اسباب متصل است: الذی اعطا کل شیئی خلقه.

حقیقت- اجزای وجود آفاق در حسن ظاهر متباعدند، و اجزای وجود انسان متقارب، لاجرم تسویه و تعدیل که مظهر وحدت است در او ظاهر شد، و مراتب کمالات کلیات به کلی در او به فعل آمد که نوع آخر است و مظهر تام کامل وجود گشت: وصورکم فاحسن صورکم، فتبارک اللّه احسن الخالقین.

لطیفة- عشق مجازی که افراط محبت است جز از حسنی که مظهر انسانیت است صورت نبندد که آینۀ دل او موصوف است به سعت: لایسعنی ارضی و لاسمائی و لیکن یسعنی قلب عبدالمومن جز به صورت حسن تام مستغرق نگردد، و همین عشق بود که از غلبۀ صورت معشوق مجازی تعین را بسوزاند، و بی مزاحمت اعتبار حجب خود بخود عشق بازی کند و آن را عشق حقیقی گویند: یحبهم و یحبونه.

تنبیه- اسرار مراتب این حال را در رساله​ای که موسوم است به شاهد حواله کرده​ایم آنجا طلب باید کرد: نحن نقص علیک احسن القصص.

اطلاعات

منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

حقیقت- ممکن امری است اعتباری که عقل بر وفق خویش از ادراک وجود و عدم به هم درذهن ترکیب کند، و چون به نهایت طور خویش رسد که مبداء طور کشف است حکم کند بدانکه اعتباریات را در خارج وجودی نیست: ان هی الا اسماء سمیتموها انتم و آباءکم.
هوش مصنوعی: حقیقت یک مفهوم اعتباری است که عقل انسان با توجه به تجربیاتش از وجود و عدم، در ذهن خود آن را ترکیب می‌کند. زمانی که این ترکیب به اوج خود برسد و به درک عمیق‌تری از مفهوم برسد، نتیجه می‌گیرد که این اعتبارات در واقع در خارج از ذهن وجود ندارند و تنها نام‌هایی هستند که شما و اجداد شما برای آن‌ها انتخاب کرده‌اید.
حقیقت- جسم وجسمانیات از جواهر و اعراض به جملگی از امور اعتباری​اند، به حقیقت وجود خارجی ندارند: کمثل عیث اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتراه مصفرا ثم یکون حطاما.
هوش مصنوعی: واقعیت این است که اجسام و مظاهر مادی، همه چیزهایی هستند که فقط در ذهن ما وجود دارند و در واقعیت وجود خارجی ندارند. مانند گیاهی که کافران به رشد آن شگفت‌زده می‌شوند، سپس به رنگ زرد درمی‌آید و در آخر به تکه‌های خشک تبدیل می‌شود.
حقیقت- وحدت چون متعین شد نقطه گشت و از سرعت انقضا و تجدد تعینات متناسبه مانند خطی صورت بست، و بازاز تجدد تعین خطی جسم پیدا گشت و از تجدد تعینات جسمی حرکت مصور شد و ازتعینات متوافق زمان در وهم آمد و کثرت موهومۀ غیر متناهی نمودن گرفت: کسراب بقیعة یحسبه الظمآن ماء حتی اذا جائه لم یجده شیئا.
هوش مصنوعی: حقیقت و وحدت زمانی که مشخص می‌شود، به عنوان یک نقطه در نظر گرفته می‌شود و از طریق سرعت تغییرات و تنوعات، به شکل یک خط درمی‌آید. این خط سپس به تدریج شکل جسمی به خود می‌گیرد و از تغییرات جسمی، حرکت به وجود می‌آید. بر اساس توافقات زمانی، این تغییرات به تصورات انسانی می‌پیوندد و در نتیجه به کثرتی نامحدود و خیالی تبدیل می‌شود، به گونه‌ای که مانند سرابی می‌ماند که thirsty (عطش‌دار) آن را آب می‌پندارد، اما وقتی به آن نزدیک می‌شود، متوجه می‌شود که چیزی وجود ندارد.
حقیقت- چون از توهم وجود، معدوم و ممکن و تعینات معدومات کثرت ناشی گشت الی مالانهایة، هر مرتبه از او به مثابت اعداد ازواحد به خاصیتی و اسمی مخصوص شد و اختلافات. عدمی نمودن گرفت: و لو شاء ربک لجعل الناس امة واحدة ولایزالون مختلفین الا من رحم ربک و لذالک خلقهم.
هوش مصنوعی: حقیقت به دلیل خیال وجود، از نقص و امکان و ویژگی‌های مُعدوم‌ها به بی‌نهایت راه یافت. هر مرحله از آن مانند اعداد از واحد به خاصیت و نامی ویژه تبدیل شد و تفاوت‌ها بروز کرد. اگر بخواهد، خداوند می‌توانست مردم را یک امت قرار دهد و همواره در اختلاف باقی می‌مانند، مگر کسانی که مورد رحمت پروردگار قرار گیرند و به همین خاطر خلق شده‌اند.
تمثیل- به حسب اختلاف در صورت آینه و کمیت و کیفیت او صورت عکس مختلف نماید، و باز هر یکی به خاصیتی و هیأتی ممتاز گردد: قل کل یعمل علی شاکلته.
هوش مصنوعی: تمثیل این است که با توجه به تفاوت‌های ظاهری و ویژگی‌های خاص آینه، تصویرهای متفاوتی از خود را نشان می‌دهد و هر کدام به خاطر ویژگی‌ها و حالتی که دارند، متفاوت و متمایز می‌شوند. در واقع هر کس بر اساس ماهیت خود عمل می‌کند.
حقیقت- کثیر و کثرت قایم است به وحدت که مبداء مفهوم او است و باز به هر یک ازمراتب کثرت ازروی کلی و کلیت وحدت محیط بود، چون جنس و نوع و فصل و موضوع و محمول. پس ظاهر و باطن کثرت وحدت بود و کثرت جزاعتباری نبود از اعتبارات، و اختلافات وحدت که از خواص کثرت است امر عدمی بود: ماتری فی خلق الرحمن من تفاوت ظهور وحدت دارد.
هوش مصنوعی: حقیقت و تنوع به وحدت وابسته‌اند که منبع مفهوم آن است. همچنین هر یک از مراحل گوناگونی، بر اساس وحدت کلی، تحت تأثیر قرار می‌گیرند، مانند جنس، نوع، فصل، موضوع و محمول. بنابراین، کثرت در ظاهر و باطن به وحدت باز می‌گردد و کثرت تنها امری اعتباری است. اختلافات وحدت ناشی از خصوصیات کثرت، حالتی عدمی دارند. در خلق خدا هیچ تفاوتی وجود ندارد و تنها ظهور وحدت را نشان می‌دهد.
حقیقت- ظهور وحدت در کثرت به حسب مناسبت وموافقت اجزا بود که مسما است، و ملایمت طباع و جذب قلوب به سبب خفای تعین عدمی است و ظهور حقیقت وجود در وحدت، و این معنی در جملۀ اجزای موجودات واقع چه که سلسله اسباب متصل است: الذی اعطا کل شیئی خلقه.
هوش مصنوعی: حقیقت این است که ظهور وحدت در کثرت به دلیل هماهنگی و سازگاری اجزا با یکدیگر است. این هماهنگی باعث می‌شود که طبع‌ها با یکدیگر سازگار شده و دل‌ها به یکدیگر جذب شوند. این جذب به خاطر وجود یک عدم مشخص و قابل مشاهده است که در آنجا حقیقت وجود به شکل وحدت بروز می‌کند. این مفهوم در همه اجزای موجودیت قابل مشاهده است، زیرا آن‌ها به یکدیگر متصل هستند و هر چیز بر اساس خلقت خود به دیگری داده شده است.
حقیقت- اجزای وجود آفاق در حسن ظاهر متباعدند، و اجزای وجود انسان متقارب، لاجرم تسویه و تعدیل که مظهر وحدت است در او ظاهر شد، و مراتب کمالات کلیات به کلی در او به فعل آمد که نوع آخر است و مظهر تام کامل وجود گشت: وصورکم فاحسن صورکم، فتبارک اللّه احسن الخالقین.
هوش مصنوعی: حقیقت این است که اجزای موجود در جهان، ظاهری جدا از هم دارند، در حالی که اجزای وجود انسان به هم نزدیک‌ترند. بنابراین، تعادل و هماهنگی که نماد وحدت است در وجود او نمایان می‌شود، و تمامی درجات کمالات به طور کامل در او فعلیت می‌یابند. او آخرین نوع موجودات است و مظهر تمام‌نمای وجود به شمار می‌آید: خداوند فرم شما را نیکو نمود، پس بزرگ است خداوند بهترین آفرینندگان.
لطیفة- عشق مجازی که افراط محبت است جز از حسنی که مظهر انسانیت است صورت نبندد که آینۀ دل او موصوف است به سعت: لایسعنی ارضی و لاسمائی و لیکن یسعنی قلب عبدالمومن جز به صورت حسن تام مستغرق نگردد، و همین عشق بود که از غلبۀ صورت معشوق مجازی تعین را بسوزاند، و بی مزاحمت اعتبار حجب خود بخود عشق بازی کند و آن را عشق حقیقی گویند: یحبهم و یحبونه.
هوش مصنوعی: عشق مجازی، که نوعی افراط در محبت است، تنها زمانی شکل می‌گیرد که از زیبایی‌ای نشأت بگیرد که مظهر انسانیت است. دل انسان عمیق و وسیع است و نمی‌تواند تنها به چیزهای مادی محدود شود. این دل تنها با وجود زیبایی کامل و تمام می‌تواند به حالت غرق شدن در عشق برسد. این نوع عشق، که تحت تأثیر زیبایی معشوق مجازی شکل می‌گیرد، می‌تواند قابلیت عشق ورزی را بدون هیچ مانعی از حجاب‌های مادی ایجاد کند و به این ترتیب، آن را عشق حقیقی می‌نامند که در آن، محبت بین طرفین وجود دارد.
تنبیه- اسرار مراتب این حال را در رساله​ای که موسوم است به شاهد حواله کرده​ایم آنجا طلب باید کرد: نحن نقص علیک احسن القصص.
هوش مصنوعی: تنبیه- جزئیات این موضوع را در رساله‌ای که عنوانش "شاهد" است آورده‌ایم و برای اطلاعات بیشتر باید به آنجا مراجعه کنید: ما بهترین داستان‌ها را برای تو بیان می‌کنیم.

حاشیه ها

1402/03/12 06:06
یزدانپناه عسکری

[شیخ محمود شبستری  - حقّ الیقین فی معرفة رب العالمین]

3- حقیقت- وحدت چون متعین شد نقطه گشت و از سرعت انقضا و تجدد تعینات متناسبه مانند خطی صورت بست، و بازاز تجدد تعین خطی جسم پیدا گشت و از تجدد تعینات جسمی حرکت مصور شد و ازتعینات متوافق زمان در وهم آمد و کثرت موهومۀ غیر متناهی نمودن گرفت: کسراب بقیعة یحسبه الظمآن ماء حتی اذا جائه لم یجده شیئا.

***

[محمدبن علی تَهانَوی - کشاف اصطلاحات الفنون]

تعیّن بر دو قسم اساسی است: تعین اول که همان مرتبه‌ی وحدت است. و تعین دوم که عبارت است از مرتبه‌ی واحدیت 

[یزدانپناه عسکری]

موجود متعین نیازمند درک و  وحدت همسویی است و این نیاز و تراب در آن جبلی  است و پیامد برداشتن نیاز جبلی از درک مرگ است.

__________

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَکُمْ مِنْ تُراب‏ - الروم : 20