شمارهٔ ۵۵۷
درتو، زهی صورت تو گنج معانی،
لطف الهی خزینه ییست نهانی
در صفت صورت تو لال بماند
ناطقه را گر زبان شوند معانی
هرکه ترا بر زمین بدید ندارد
بهر مه وخور بآسمان نگرانی
روح کند کام خویش خوش چوتو مارا
ذوق لب خود ببوسه یی بچشانی
پیش دهانت زشرم لب نگشاید
پسته که معروف شد بچرب زبانی
نزد تن تو که همچو روح لطیفست
جان شده منسوب چون بدن بگرانی
با غم عشقت چو برق می زند آتش
دود نفسهای من در ابر دخانی
هردو جهان گر بمن دهی نستانم
گرتو یکی دم مرا زمن بستانی
مرد چو در کار عشق تو نشود پیر
جانش گرفتار مرگ به بجوانی
سیف بجستن برو ظفر نتوان یافت
لیک بجستن بکن هر آنچه توانی
گام زن وراه رو بحسن ارادت
تا سر خود را بپای دوست رسانی
اطلاعات
وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
درتو، زهی صورت تو گنج معانی،
لطف الهی خزینه ییست نهانی
هوش مصنوعی: تو خود گنجینهای از معانی و زیبایی هستی که لطف خداوند در درونت نهفته است.
در صفت صورت تو لال بماند
ناطقه را گر زبان شوند معانی
هوش مصنوعی: اگر درباره زیبایی تو سخن بگویند، جملات و کلمات هم از گفتن باز میمانند حتی اگر بخواهند معانی مختلف را بیان کنند.
هرکه ترا بر زمین بدید ندارد
بهر مه وخور بآسمان نگرانی
هوش مصنوعی: هر کسی که تو را در زمین ببیند، نباید نگران باشد که چرا ماه و خورشید در آسمان حضور دارند.
روح کند کام خویش خوش چوتو مارا
ذوق لب خود ببوسه یی بچشانی
هوش مصنوعی: روح خود را با لذت به کام بیاور، زیرا تو مانند ماری هستی که ذوق لبهایش را با بوسهای شیرین به دیگران میچشاند.
پیش دهانت زشرم لب نگشاید
پسته که معروف شد بچرب زبانی
هوش مصنوعی: وقتی در برابر تو قرار میگیرد، از شرم لب نمیگشاید، چون میداند که حرفهایش ممکن است باعث شهرتش شود.
نزد تن تو که همچو روح لطیفست
جان شده منسوب چون بدن بگرانی
هوش مصنوعی: بدن من به تو وابسته است، زیرا وجود تو همچون روحی لطیف است که زندگی را به من اهدا میکند.
با غم عشقت چو برق می زند آتش
دود نفسهای من در ابر دخانی
هوش مصنوعی: غم عشق تو مثل برق به جانم میزند و نفسهای دودیام را در میان ابرهای دخانی به آتش میکشد.
هردو جهان گر بمن دهی نستانم
گرتو یکی دم مرا زمن بستانی
هوش مصنوعی: اگر تمام نعمتهای دنیا را به من بدهی، چیزی از تو نمیستانم، اما اگر یک نفس از من بگیری، هر آنچه داری را از تو میخواهم.
مرد چو در کار عشق تو نشود پیر
جانش گرفتار مرگ به بجوانی
هوش مصنوعی: وقتی مردی در عشق تو درگیر شود، حتی اگر سنش بالا برود، روحش از جوانی پر میشود و مرگ نمیتواند او را تسخیر کند.
سیف بجستن برو ظفر نتوان یافت
لیک بجستن بکن هر آنچه توانی
هوش مصنوعی: جستجو برای پیروزی ممکن است به آسانی به دست نیاید، اما هرچه در توان داری، باید به کار بگیری و تلاش کنی.
گام زن وراه رو بحسن ارادت
تا سر خود را بپای دوست رسانی
هوش مصنوعی: با نیکی و عشق به راه خود ادامه بده تا جایی که بتوانی خود را در برابر دوست قرار دهی.