گنجور

شمارهٔ ۱

دیدن روی تو را محرم نباشد چشم ما
دیده از جان ساخت باید دیدن روی ترا
از رخ و روی تو رنگی تابناک آمد بچشم
وز سر زلف تو بویی سر بمهر آمد بما
گر بیاد روی گلرنگ تو درخاکم نهند
تا بحشر از تربت من لاله گون روید گیا
نان لطف ای شاه در زنبیل فقرم ار نهی
همچو من درویش شد چون تو توانگر را گدا
گوهر عشقت که جان بی دلانش معدنست
قلب ما را آنچنان آمد که مس را کیمیا
از هوای تو هرآنکس را که در دل ذره ییست
روز و شب گو همچو ذره چرخ می زن درهوا
از صف مردان راه عشق تو هر دم کند
دفع تیر حادثه همچون سپر تیغ قضا
عشقت از شیطان کند انسان واز انسان ملک
آدمی از پشم قالی سازد از نی بوریا
بر سر کویت چو عاشق پای دار دامن کشد
دست او اورا چنان باشد که موسی را عصا
جای عاشق در دو عالم هیچ کس نارد بدست
کندران عالم که پای اوست آنجا نیست جا
همچو عاشق را توجه در دو عالم سوی تست
رو بدرگاه سلیمان کرد هدهد از سبا
سیف فرغانی برین در عذر گو حاجت بخواه
نزد او هم عذر مقبولست وهم حاجت روا
با بت اندر کعبه نتوان رفت وبا سگ در حرم
بر در جانان اگر از خویشتن رفتی بیا
سیف فرغانی چو غایب گردد از درگاه تو
ذره را با مهر کی باشد دگر بار التقا

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دیدن روی تو را محرم نباشد چشم ما
دیده از جان ساخت باید دیدن روی ترا
هوش مصنوعی: چشم ما باید برای دیدن تو، از جان خود بگذرد و به خاطر این دیدار، نباید به دیگران اجازه ورود بدهد.
از رخ و روی تو رنگی تابناک آمد بچشم
وز سر زلف تو بویی سر بمهر آمد بما
هوش مصنوعی: از چهره و زیبایی تو رنگی درخشان به چشمم آمد و از رشته‌های گیسوی تو بویی دلنشین و خوش با طراوت به مشامم رسید.
گر بیاد روی گلرنگ تو درخاکم نهند
تا بحشر از تربت من لاله گون روید گیا
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و چهره خوش تو را در خاکم بگذارند، تا روز قیامت از خاک من گل‌های لاله بروید.
نان لطف ای شاه در زنبیل فقرم ار نهی
همچو من درویش شد چون تو توانگر را گدا
هوش مصنوعی: ای شاه، نان مهربانی‌ات در کیسه‌ی فقر من است. اگر بگویی نخور، پس گدا مانند من چه می‌شود وقتی تو این‌قدر ثروتمندی؟
گوهر عشقت که جان بی دلانش معدنست
قلب ما را آنچنان آمد که مس را کیمیا
هوش مصنوعی: عشق تو در دل من چنان تأثیر گذاشته که مانند تبدیل مس به طلاست. عشق تو به قدری ارزشمند و گرانبهاست که جان بی‌دلان را می‌سازد و قلب من را از این روال دگرگون کرده است.
از هوای تو هرآنکس را که در دل ذره ییست
روز و شب گو همچو ذره چرخ می زن درهوا
هوش مصنوعی: هرکسی که در دلش ذره‌ای محبت تو باشد، روز و شب در خیال تو می‌چرخد و مثل ذره‌ای در هوا در حرکت است.
از صف مردان راه عشق تو هر دم کند
دفع تیر حادثه همچون سپر تیغ قضا
هوش مصنوعی: هر لحظه مردان عاشق با قدرت عشق تو از توفان حوادث و مشکلات، همچون سپری در برابر تیغ سرنوشت، محافظت می‌کنند.
عشقت از شیطان کند انسان واز انسان ملک
آدمی از پشم قالی سازد از نی بوریا
هوش مصنوعی: عشق تو می‌تواند انسان را از ویژگی‌های منفی دور کند و او را به مراتب بالاتری برساند. به همین ترتیب، انسانی که تحت تأثیر عشق تو قرار گرفته باشد، می‌تواند به اوج کمال برسد و از چیزهای بی‌ارزش، چیزهای ارزشمندی بسازد.
بر سر کویت چو عاشق پای دار دامن کشد
دست او اورا چنان باشد که موسی را عصا
هوش مصنوعی: در کنار کوی تو، عاشق با اشتیاق دامنش را به دست می‌گیرد و این احساس برای او مانند عصایی است که برای موسی بوده است.
جای عاشق در دو عالم هیچ کس نارد بدست
کندران عالم که پای اوست آنجا نیست جا
هوش مصنوعی: عاشق در این دو جهان، هیچ‌کس نمی‌تواند جای او را بگیرد. در این دنیا، جایی که پای اوست، هیچ وجودی نمی‌تواند به آن دست یابد.
همچو عاشق را توجه در دو عالم سوی تست
رو بدرگاه سلیمان کرد هدهد از سبا
هوش مصنوعی: عاشق به دو جهان نظر می‌کند و توجهش به سمت توست، مانند هدهدی که از سرزمین سبا به سوی درگاه سلیمان می‌پردازد.
سیف فرغانی برین در عذر گو حاجت بخواه
نزد او هم عذر مقبولست وهم حاجت روا
هوش مصنوعی: سیف فرغانی می‌گوید: اگر بخواهی از کسی درخواست کمک کنی، در برابر او عذر و بهانه‌هایت پذیرفته است و همچنین خواسته‌ات برآورده خواهد شد.
با بت اندر کعبه نتوان رفت وبا سگ در حرم
بر در جانان اگر از خویشتن رفتی بیا
هوش مصنوعی: اگر با بت در کعبه نروم و با سگ در آستان محبوب اگر از خودم دل بکنم، بیا.
سیف فرغانی چو غایب گردد از درگاه تو
ذره را با مهر کی باشد دگر بار التقا
هوش مصنوعی: وقتی سیف فرغانی از حضور تو غایب شود، آیا دیگر چه جایی خواهد بود که ذره‌ای با عشق دوباره ملاقات کند؟

حاشیه ها

1394/09/16 06:12
ساجده

وزن شعر
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن میباشد
بحر مضارع مثمن اخرب مخبون محذوف

1394/10/07 22:01
سیمین غلام زاده

بیت پنجم ایهام لطیفی دارد:
قلب: 1_ پول ناسره 2_ قلب عضوی از اعضای بدن
قلب به معنای پول ناسره با مس و کیمیا و معدن و گوهر ایهام تناسب دارد

1395/02/18 21:05
امیر

به نام خدا
سلام
در بیت نه (( دار)) ، (( در )) باید باشد.

1396/06/13 12:09
پدرام

فک کنم وزنش باید اینطوری باشه
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

1397/02/22 20:04
مبینا

سلام میدونم ربطی به این شعر نداره ولی عکسی که زدین واسه شاعرش عکس سعدیه