بخش ۲ - اندر ستایش عقل و عاقل و معقول
هرچه در زیر چرخ نیک و بدند
خوشهچینان خرمن خردند
چون درآمد ز بارگاه ازل
شد بدو راست کار علم و عمل
هم کلیدِ امور در دستش
هم ره امر بسته در هستش
مایهٔ نیک و سایهٔ بد اوست
سبب بود و هست و باشد اوست
در حروفی که پردهٔ نقلست
آخر شرع اول عقلست
از برای صلاحِ دولت و دین
چشم عقل اوّلیست آخر بین
مر ترا عقل جمله بنماید
آنچه رفت آنچه هست و آنچ آید
سخن عقل صوت و حرفی نیست
زآنکه تاریکی از شگرفی نیست
هرکجا نطق عقل بر زد دم
حرف و آواز در خزد به عدم
عقل هم گوهر است و هم کانست
هم رسولست و هم نگهبانست
خشک بندی ندید نیکوتر
هیچ خاموش ازو سخنگوتر
جسم را جان و بردباری ده
نفس را علم بخش و یاری ده
نه ز روی فسون و افسانه
سخنی گویمت حکیمانه
مشرق و مغربی که عقل تراست
فوق نی تحت نی و نی چپ و راست
مشرق آفتاب عقلِ ازل
مغرب او خدای عزّ وجل
دور بینی شناسد این معنی
کز خرد همچو جهل بر در نی
کاندرین منزل فریب و هوس
هست بهر شکست بند و قفس
عقل در منزل ازل ز اوّل
آخرش اوّلست همچو ازل
که برین روی پشت دین آمد
آن چنان بود وین چنین آمد
زان درین بارگاه انده و غم
از پی شادی بنی آدم
علّت فهم و وهم و هوش آمد
که برهنه برهنهپوش آمد
غیب را بهر دولت دو سرای
گاه پوشیده گه صریحنمای
شده بیهیچ عیب و ریب و شکی
عقل و معقول و عاقل این سه یکی
عقل در راهِ حق دلیل تو بس
عقل هر جایگه خلیل تو بس
چنگ در زن به عقل تا برهی
ورنه گردی به هر رهی چو رهی
کن مکن در پذیرد از فرمان
پس به جان گوید این بکن مکن آن
خوانده از قدر صایبان عرب
ذات او را مدبّر الاقرب
عقل فعال نام او کرده
پنج حس را غلام او کرده
حس و اَطباع خوانده او را میر
نَفْس کلّی ورا بسان وزیر
فیض او نقشهای جافی شوی
فعل او نفسهای صافی جوی
فیض او در صفا سکینهٔ روح
فضل او در وفا سفینهٔ نوح
از پی مصلحت نه بهر هوس
بیشتر میل او بود به دو کس
یا به تأیید خسرو عادل
یا به توحید عالم عامل
ارچه او جوهر این دو کس عرضند
لیکن او را متابع غرضند
بر مجرد رعایتش بیش است
بر خلیفت عنایتش بیش است
زانکه بی این دو ملک و دین نبود
هرکجا آن نباشد این نبود
انس دارد همیشه با زهّاد
زانکه زهّاد برتر از عبّاد
جوهری همچو عقل باید و بس
کز پی نفس کم زند چو نفس
وارث رسم شرع و دین باشد
از ازل تا ابد چنین باشد
زیرکان را در این سرای کهن
هیچ غمخوارهای مدان چو سخن
عقل را گر سوی تو هست قرار
جان حکمت فزای را مگذار
از جهالت ترا رهاند عقل
به حقیقت ترا رساند عقل
مر ترا عقل دستگیر بس است
عقل راه ترا خفیر بس است
عقل مر نفس را دهد پیغام
کای ز من مر ترا درود و سلام
هرکه مر عقل را بینبوید
از حدیثش همه نکت روید
مرد عاقل همیشه تندارست
مرد جاهل ذلیل و غمخوارست
دل جاهل ز طمع باشد پُر
طمع از مال خلق جمله ببُر
آز خود را به زیر پای درآر
عقل را جوی و جهل را بگذار
آز چون اژدهاست مردم خوار
تا نداری تو آز خود را خوار
آز مانند خوک و خرس شناس
آز بگذار و از کسی مهراس
سینهٔ تو درین هوس دایم
چون سرابست و وهم ازو هایم
بخش ۱ - فی صفة العقل واحواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده: ذکر العقل اوجب لان نتائجه اعجب، من لا عقل له لادین له، قال النّبی صلّیاللّٰه علیه وآله وسلّم: اوّل ما خَلَقاللّٰه تعالی العقل.بخش ۳ - فی اَنّ العقل سلطان الخلق و حجّة الحق: عقل سلطان قادر خوش خوست
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هرچه در زیر چرخ نیک و بدند
خوشهچینان خرمن خردند
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان وجود دارد، چه خوب و چه بد، در نهایت در دستان خردمندان برداشت میشود.
چون درآمد ز بارگاه ازل
شد بدو راست کار علم و عمل
هوش مصنوعی: زمانی که از درگاه وجود و آغاز زندگی خارج شد، کارهای علمی و عملی به او به درستی سپرده شد.
هم کلیدِ امور در دستش
هم ره امر بسته در هستش
هوش مصنوعی: او هم کنترل همه امور را در دست دارد و هم راه کارها و مسائل به او وابسته است.
مایهٔ نیک و سایهٔ بد اوست
سبب بود و هست و باشد اوست
هوش مصنوعی: خوبی و خوشی او ناشی از رفتارهای نیک است و بدیهایش نتیجهٔ سایهای است که بر اوست؛ این اصول همیشه وجود دارد و خواهد داشت.
در حروفی که پردهٔ نقلست
آخر شرع اول عقلست
هوش مصنوعی: در گفتارها و جملات، نهایتاً مسایل شرعی به عقل برمیگردد.
از برای صلاحِ دولت و دین
چشم عقل اوّلیست آخر بین
هوش مصنوعی: برای بهبود وضعیت جامعه و دین، بهرهگیری از بصیرت و خرد اولین و مهمترین قدم است.
مر ترا عقل جمله بنماید
آنچه رفت آنچه هست و آنچ آید
هوش مصنوعی: عقل تو همه چیز را برایت روشن میکند؛ آنچه گذشته، آنچه در حال رخ میدهد و آنچه در آینده خواهد آمد.
سخن عقل صوت و حرفی نیست
زآنکه تاریکی از شگرفی نیست
هوش مصنوعی: سخن عقل همانند صدای واقعی نیست، زیرا تاریکی ناشی از عظمت و بزرگی به وجود میآید.
هرکجا نطق عقل بر زد دم
حرف و آواز در خزد به عدم
هوش مصنوعی: هر جا که عقل سخن گفت و به درستی و حقیقت اشاره کرد، صدا و کلام به خاموشی میگراید و به عدم و نیستی نزدیک میشود.
عقل هم گوهر است و هم کانست
هم رسولست و هم نگهبانست
هوش مصنوعی: عقل هم مانند یک جواهر ارزشمند است و هم مانند یک معدن که رازها را در خود دارد. همچنین عقل میتواند پیامآور باشد و از حقیقتها خبر دهد و نگهبان باشد که ما را از اشتباهات و خطرات دور کند.
خشک بندی ندید نیکوتر
هیچ خاموش ازو سخنگوتر
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از کسانی که در سکوت هستند، حرفهای بهتری بزند.
جسم را جان و بردباری ده
نفس را علم بخش و یاری ده
هوش مصنوعی: به بدن روح و صبر عطا کن و به نفس علم و یاری ببخش.
نه ز روی فسون و افسانه
سخنی گویمت حکیمانه
هوش مصنوعی: من به تو چیزی نمیگویم که فقط بر اساس جادو یا داستانها باشد، بلکه سخنم حکیمانه و با دانش است.
مشرق و مغربی که عقل تراست
فوق نی تحت نی و نی چپ و راست
هوش مصنوعی: عقل و درک تو از زمان و مکان بالاتر از تمامی محدودیتها و جانبههای زندگی است. نی، که نماد سادگی و بیپیرایگی است، نه تنها جایی در زندگی تو نمیگیرد، بلکه فراتر از آن، تو از هر دو سو و در تمام جهات میتوانی آزادانه فکر کنی و درک کنی.
مشرق آفتاب عقلِ ازل
مغرب او خدای عزّ وجل
هوش مصنوعی: طلوع آفتاب نشانهای از عقل و آگاهی از ابتدا است و غروب آن به معنای قدرت و عظمت خداوندی میباشد.
دور بینی شناسد این معنی
کز خرد همچو جهل بر در نی
هوش مصنوعی: کسی که دوراندیش است، میتواند بفهمد که انسانهای خردمند گاهی به اندازهی نادانها در درک حقیقت ناتوانند.
کاندرین منزل فریب و هوس
هست بهر شکست بند و قفس
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که در این مکان، فریب و وسوسه وجود دارد و این میتواند باعث شود که انسان در دام بیفتد و گرفتار مشکلاتی مشابه بند و قفس شود. به عبارت دیگر، محیط میتواند انسان را به سمت انحراف و سختی سوق دهد.
عقل در منزل ازل ز اوّل
آخرش اوّلست همچو ازل
هوش مصنوعی: عقل از زمان بینهایت در خانهی آغازین خود قرار دارد و سرنوشتش نیز همچنان به همان آغاز مربوط میشود، درست مانند خود آغاز.
که برین روی پشت دین آمد
آن چنان بود وین چنین آمد
هوش مصنوعی: در این دنیا، آنچه بر سطح ظاهر میشود، با آنچه در باطن وجود دارد، تفاوتهایی دارد. آنچه بهنظر میرسد، ممکن است واقعیات دیگری را در خود پنهان کرده باشد.
زان درین بارگاه انده و غم
از پی شادی بنی آدم
هوش مصنوعی: در این مکان، غم و اندوه به جای شادی انسانها وجود دارد.
علّت فهم و وهم و هوش آمد
که برهنه برهنهپوش آمد
هوش مصنوعی: علت درک و شناخت و عقل به این دلیل است که حقیقت به صورت عریان و بدون پوشش به ما ارائه شده است.
غیب را بهر دولت دو سرای
گاه پوشیده گه صریحنمای
هوش مصنوعی: دولت و نعمت در عالم غیب به گونهای پنهان است و در مواقعی به وضوح بروز میکند.
شده بیهیچ عیب و ریب و شکی
عقل و معقول و عاقل این سه یکی
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که عقل، معقول و عاقل همه یکی هستند و در وجودشان هیچ نقص، تردید یا شکی وجود ندارد.
عقل در راهِ حق دلیل تو بس
عقل هر جایگه خلیل تو بس
هوش مصنوعی: عقل تو در مسیر درست کافی است و در هر نقطهای که باشی، فکر و اندیشهات میتواند راهنمایی درست باشد.
چنگ در زن به عقل تا برهی
ورنه گردی به هر رهی چو رهی
هوش مصنوعی: عاقلانه عمل کن و به چیزهایی که به درک و هوش تو کمک میکند، چنگ بزن. وگرنه ممکن است به هر مسیری بروی، گمراه شوی و به سرانجام نرسانی.
کن مکن در پذیرد از فرمان
پس به جان گوید این بکن مکن آن
هوش مصنوعی: اگر چیزی را که در ید قدرت توست، بپذیری، پس جان تو به تو میگوید این کار را بکن و آن کار را نکن.
خوانده از قدر صایبان عرب
ذات او را مدبّر الاقرب
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در میان عربها، آن کسانی که مقام و اعتبار بالایی دارند، به خوبی قادر به درک و مدیریت شخصیت او هستند.
عقل فعال نام او کرده
پنج حس را غلام او کرده
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که عقل فعال (یا عقل برتر) بر روی حواس پنجگانه تسلط دارد و آنها را در خدمت خود قرار داده است. به عبارتی، عقل انسان بر اساس اطلاعاتی که از حواس خود دریافت میکند، عمل میکند و آنها را هدایت میکند.
حس و اَطباع خوانده او را میر
نَفْس کلّی ورا بسان وزیر
هوش مصنوعی: او را به عنوان حاکم و پیشوای روح و جان میشناسند، مانند وزیری که به کارها سامان میبخشد.
فیض او نقشهای جافی شوی
فعل او نفسهای صافی جوی
هوش مصنوعی: نعمت او مانند طرحهایی است که دنیای وجود را به زیبایی آراسته است؛ و عملکرد او چون نفسهای صاف و زلالی است که جریان زندگی را به حرکت در میآورد.
فیض او در صفا سکینهٔ روح
فضل او در وفا سفینهٔ نوح
هوش مصنوعی: نعمت او در آرامش، روح او در وفاداری مانند کشتی نوح است.
از پی مصلحت نه بهر هوس
بیشتر میل او بود به دو کس
هوش مصنوعی: او به دنبال مصلحت و کار درست است نه به خاطر هوس و خواستههای بیفایده. بیشتر تمایل او به دو نفر دیگر است.
یا به تأیید خسرو عادل
یا به توحید عالم عامل
هوش مصنوعی: این بیت به دو موضوع اشاره دارد؛ یکی به تأیید و حمایت پادشاهی به نام خسرو عادل و دیگری به وحدت و یکپارچگی در عالم و وجود. به طور کلی، به نظر میرسد که شاعر از دو مفهوم مهم در زندگی و جامعه صحبت میکند: قدرت عادلانه و هماهنگی در جهان.
ارچه او جوهر این دو کس عرضند
لیکن او را متابع غرضند
هوش مصنوعی: هرچند این دو نفر دارای ویژگیهای خاصی هستند، اما در واقع زیربنای خواستهها و اهداف آنها قرار دارند.
بر مجرد رعایتش بیش است
بر خلیفت عنایتش بیش است
هوش مصنوعی: به خاطر رعایت این موضوع، محبت و توجهش بیشتر از محبت و توجهی است که به نمایندهاش دارد.
زانکه بی این دو ملک و دین نبود
هرکجا آن نباشد این نبود
هوش مصنوعی: زیرا بدون این دو، یعنی ملک و دین، جایی وجود ندارد که آنها نباشند.
انس دارد همیشه با زهّاد
زانکه زهّاد برتر از عبّاد
هوش مصنوعی: دوستی همیشگی با زاهدان دلنشین است، چون زاهدان از عابدین بالاترند.
جوهری همچو عقل باید و بس
کز پی نفس کم زند چو نفس
هوش مصنوعی: عقل مانند یک جواهر با ارزش است و باید تنها به دنبال آن بود، زیرا عقل کمتر تحت تاثیر خواستهها و نفس خود قرار میگیرد.
وارث رسم شرع و دین باشد
از ازل تا ابد چنین باشد
هوش مصنوعی: وارث سنت و قانون دین از آغاز تا پایان همینطور خواهد بود.
زیرکان را در این سرای کهن
هیچ غمخوارهای مدان چو سخن
هوش مصنوعی: در این خانه قدیمی، هیچ پناهگاهی برای اندوه و غم مکن، مانند کلام و سخن.
عقل را گر سوی تو هست قرار
جان حکمت فزای را مگذار
هوش مصنوعی: اگر عقل به تو آرامش و قرار میدهد، هرگز حکمت و دانش را ترک نکن.
از جهالت ترا رهاند عقل
به حقیقت ترا رساند عقل
هوش مصنوعی: عقل تو را از نادانی بیرون میآورد و به شناخت واقعی میرساند.
مر ترا عقل دستگیر بس است
عقل راه ترا خفیر بس است
هوش مصنوعی: عقل تو کافی است و میتواند تو را راهنمایی کند، نیازی به راهنماییهای دیگر نیست.
عقل مر نفس را دهد پیغام
کای ز من مر ترا درود و سلام
هوش مصنوعی: عقل به نفس میگوید که سلام و درود مرا به تو میرساند.
هرکه مر عقل را بینبوید
از حدیثش همه نکت روید
هوش مصنوعی: هر کسی که به عقل خود توجه کند، از سخنان او نکات عمیق و مهمی به دست میآید.
مرد عاقل همیشه تندارست
مرد جاهل ذلیل و غمخوارست
هوش مصنوعی: انسان خردمند همواره در موقعیتهای سخت پایدار و مقاوم است، در حالی که فرد نادان در حقارت و دشواری زندگی با اندوه دست و پنجه نرم میکند.
دل جاهل ز طمع باشد پُر
طمع از مال خلق جمله ببُر
هوش مصنوعی: دل کسی که دانا نیست، همیشه پر از آرزو و طمع به مال دیگران است. بهتر است از این طمعهای بیفایده دست برداریم.
آز خود را به زیر پای درآر
عقل را جوی و جهل را بگذار
هوش مصنوعی: خواستههای نفسانی و خودپرستیات را کنار بگذار و به دنبال خرد و دانش باش و جهل و نادانی را فراموش کن.
آز چون اژدهاست مردم خوار
تا نداری تو آز خود را خوار
هوش مصنوعی: آز و طمع مانند یک اژدهای خطرناک است که انسان را ایجاد خوار و ذلیل میکند. تا زمانی که تو نتوانی طمع و آز خود را کنترل کنی، در واقع خود را در معرض خفت و پستی قرار دادهای.
آز مانند خوک و خرس شناس
آز بگذار و از کسی مهراس
هوش مصنوعی: آرزوها و خواستههای بیپایان را همانند خوک و خرس بشناس و از آنها دوری کن، همچنین از هیچ کس نترس.
سینهٔ تو درین هوس دایم
چون سرابست و وهم ازو هایم
هوش مصنوعی: در دل تو همیشه هوس وجود دارد، اما این هوس مثل سراب است و من از آن تنها تصورهایی دارم.
حاشیه ها
1395/12/22 17:02
فروغ.
مشرق آفتاب عقل، ازل.
مشرق ِآفتاب ِعقل = ازل.
1399/10/14 16:01
محیالدین
از لغتنامه دهخدا
خشک بند [ خ ُ ب َ ] (اِ مرکب ) نوعی از علاج زخم که زخم را بدون بستن دوای تر علاج کنند. (غیاث اللغات ). مقابل تربند. (آنندراج ). رجوع به خشک بند کردن شود
ابر بهاریست ز سرچشمه آب را
زخمی که داشت جوی چمن خشک بند
سلیم