گنجور

بخش ۱۱ - التمثیل فی قوم یؤتون الزکوة

راد مردی کریم پیش پسر
داد چندین هزار بدرهٔ زر
پسرش چون بدید بذل پدر
تر زبان شد به عیب و عذل پدر
گفت بابا نصیبهٔ من کو
گفتش ای پور در خزانهٔ هو
قسم تو بی وصی و بی‌انباز
من به حق دادم او دهد به تو باز
اوست چون کارساز و مولی ما
او نه بس دین ما و دنیی ما
او به جز کارساز جانها نیست
نکند با تو ظلم از آنها نیست
هریکی را عوض دهد هفتاد
چون در بست بر تو ده بگشاد

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

راد مردی کریم پیش پسر
داد چندین هزار بدرهٔ زر
هوش مصنوعی: مردی بخشنده و بزرگ به فرزندش چندین هزار کیسه طلا داد.
پسرش چون بدید بذل پدر
تر زبان شد به عیب و عذل پدر
هوش مصنوعی: زمانی که پسر پدرش را دید که به خاطر او تلاش و فداکاری می‌کند، زبانش به انتقاد و سرزنش پدرش باز شد و به عیب‌جویی از او پرداخت.
گفت بابا نصیبهٔ من کو
گفتش ای پور در خزانهٔ هو
هوش مصنوعی: پسر از پدرش می‌پرسد که سهم من کجاست؟ پدر به او پاسخ می‌دهد که جایی در گنجینهٔ دل است.
قسم تو بی وصی و بی‌انباز
من به حق دادم او دهد به تو باز
هوش مصنوعی: من به حق قسم خوردم که چیزی به تو بدهم و این کار را بی‌دلیل و بی‌همراهی انجام نمی‌دهم.
اوست چون کارساز و مولی ما
او نه بس دین ما و دنیی ما
هوش مصنوعی: او همان کسی است که در کارهایمان یاری‌مان می‌کند و سرپرست ماست، نه تنها برای مسائل دینی‌مان بلکه برای امور دنیوی‌مان نیز.
او به جز کارساز جانها نیست
نکند با تو ظلم از آنها نیست
هوش مصنوعی: او غیر از اینکه به جان‌ها کمک کند کار دیگری ندارد، شاید ظلمی که به تو می‌شود از طرف آنها نباشد.
هریکی را عوض دهد هفتاد
چون در بست بر تو ده بگشاد
هوش مصنوعی: هر کسی در این دنیا چیزی را به دست می‌آورد، اما وقتی درهای دیانت و معنویت به روی تو گشوده شود، ارزش و ثواب آن به مراتب بیشتر و باورنکردنی‌تر خواهد بود.

حاشیه ها

1394/02/24 22:04
ناشناس

بیت 7
غلط ها
زا >>> را
در >>> دری