شمارهٔ ۳۲۴
ای باد به کوی او گذر کن
معشوق مرا ز من خبر کن
با دلبر من بگو که جانا
در عاشق خود یکی نظر کن
چوبی که ز هجر تو بود خشک
از آب وصال خویش تر کن
صد دفتر هجر حفظ کردی
یک صفحه ز وصل هم ز بر کن
ور نیک نمیکنی به جایم
با من صنما تو سر به سر کن
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای باد به کوی او گذر کن
معشوق مرا ز من خبر کن
هوش مصنوعی: ای باد، وقتی از کوی محبوبم عبور میکنی، لطفاً برای او از حال و روز من بگو.
با دلبر من بگو که جانا
در عاشق خود یکی نظر کن
هوش مصنوعی: به محبوب من بگو که ای جان، یک نگاه به عاشق خود بینداز.
چوبی که ز هجر تو بود خشک
از آب وصال خویش تر کن
هوش مصنوعی: چوبی که به خاطر دوری تو خشک شده است، آن را با آبی که ناشی از وصال و نزدیکی توست، سیراب کن.
صد دفتر هجر حفظ کردی
یک صفحه ز وصل هم ز بر کن
هوش مصنوعی: میتوانی سالها به یاد جدایی و دوری بپردازی، اما یک صفحه از عشق و وصال را هم به خاطر بسپار.
ور نیک نمیکنی به جایم
با من صنما تو سر به سر کن
هوش مصنوعی: اگر به من نیکی نمیکنی، لااقل با من به طور برابر رفتار کن، ای معشوق.

سنایی