شمارهٔ ۱۸۴
دلبر من عین کمالست و بس
چهرهٔ او اصل جمالست و بس
بر سر کوی غم او مرد را
هر چه نشانست وبالست و بس
در ره او جستن مقصود از او
هم به سر او که محالست و بس
از همه خوبی که بجویی ز دوست
بوسه ای از دوست حلالست و بس
چند همی پرسی دین تو چیست
دین من امروز سوالست و بس
نزد تو اقبال دوامست و عز
نزد من اقبال زوالست و بس
حالی یابم چو کنم یاد ازو
دین من آن ساعت حالست و بس
پرده منم پیش چو برخاستم
از پس آن پرده وصالست و بس
اطلاعات
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دلبر من عین کمالست و بس
چهرهٔ او اصل جمالست و بس
هوش مصنوعی: معشوق من تجسدی از کمال است و هیچ چیز دیگری نمیتواند بر زیبایی او بیفزاید. چهرهاش نماد واقعی زیبایی است و چیزی فراتر از آن وجود ندارد.
بر سر کوی غم او مرد را
هر چه نشانست وبالست و بس
هوش مصنوعی: در خیابانهایی که یاد او هست، برای هر مردی که آنجا میرود، فقط بار غم و اندوه وجود دارد و هیچ چیز دیگری نیست.
در ره او جستن مقصود از او
هم به سر او که محالست و بس
هوش مصنوعی: در مسیر او، در جستجوی هدفی از او، هم به خود او میرسیم که این کار غیرممکن و محال است.
از همه خوبی که بجویی ز دوست
بوسه ای از دوست حلالست و بس
هوش مصنوعی: هر خوبی که از دوست بخواهی، تنها یک بوسه از او کافی و مجاز است.
چند همی پرسی دین تو چیست
دین من امروز سوالست و بس
هوش مصنوعی: چند بار باید بپرسی که دین تو چیست؟ دین من امروز فقط یک سؤال است و هیچ چیز بیشتر.
نزد تو اقبال دوامست و عز
نزد من اقبال زوالست و بس
هوش مصنوعی: نزدیک تو همیشه خوششانسی و موفقیت وجود دارد، اما برای من خوششانسی تنها از بین رفته و چیزی نمانده است.
حالی یابم چو کنم یاد ازو
دین من آن ساعت حالست و بس
هوش مصنوعی: زمانی که یاد او را میکنم، احساسی پیدا میکنم که دین من در آن لحظه تنها به همین حال وابسته است و بس.
پرده منم پیش چو برخاستم
از پس آن پرده وصالست و بس
هوش مصنوعی: من همان پرده هستم و زمانی که از پشت این پرده بیرون بیایم، تنها وصال و ارتباط با معشوق وجود دارد.
خوانش ها
شمارهٔ ۱۸۴ به خوانش عندلیب
حاشیه ها
1394/11/13 13:02
عاطفه
در بیت دوم احتمالا کلمه « وبالست » صحیح است .
1398/10/10 13:01
مقصود
حسن محمدی در آلبوم عاشقانه های دور این غزل را آهنگ دلبر من خوانده است

سنایی