شمارهٔ ۶۰۲
دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود
چون گلم چاک گریبان ز هم آغوشان بود
یاد میخانه که آنجا به گدایی دایم
همچو آیینه سکندر ز نمدپوشان بود
کس چه داند که میان گل و بلبل چه گذشت
هرکه امشب به چمن بود، ز بیهوشان بود
شب که می رفت به کف جام شرابش از یاد
می توان یافت که در فکر فراموشان بود
عشق را سلسله جنبان تویی امروز ای دل
بی تو زنجیر جنون، کوچه ی خاموشان بود
فیض آزادگی این بس که به گلزار، سلیم
سرو را شاخ گل از غاشیه بر دوشان بود
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود
چون گلم چاک گریبان ز هم آغوشان بود
هوش مصنوعی: دلم امشب به شدت دچار هیجان و دیوانگی است، مانند آبی که در حال جوشیدن است. مثل گلی که دامنش از نزدیکی و هم آغوشی پاره شده باشد.
یاد میخانه که آنجا به گدایی دایم
همچو آیینه سکندر ز نمدپوشان بود
هوش مصنوعی: به یاد میخانهای میافتم که در آنجا دائماً به دنبال چیزهای ارزشمند هستم، درست مثل سکندر که به دور از تجملات، به چشمنوازی نمدپوشان توجه میکرد.
کس چه داند که میان گل و بلبل چه گذشت
هرکه امشب به چمن بود، ز بیهوشان بود
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که در میان گل و بلبل چه اتفاقی افتاده است؛ هر کسی که امشب در باغ بود، متوجه نشد و در حالت بیهوشی به سر میبرد.
شب که می رفت به کف جام شرابش از یاد
می توان یافت که در فکر فراموشان بود
هوش مصنوعی: در شب که زمانی شرابش را در دست داشت، میتوان دریافت که به یاد کسانی بوده که فراموش کرده است.
عشق را سلسله جنبان تویی امروز ای دل
بی تو زنجیر جنون، کوچه ی خاموشان بود
هوش مصنوعی: امروز عشق به وسیله تو حرکت میکند، ای دل. بدون تو، زنجیر دیوانگیام تبدیل به کوچهای ساکت و بیصدا شده است.
فیض آزادگی این بس که به گلزار، سلیم
سرو را شاخ گل از غاشیه بر دوشان بود
هوش مصنوعی: آزادی و بزرگمنشی به اندازهای ارزشمند است که حتی سروی سالم و راست قامت در باغ، شاخهای از گل را بر دوش خود میگذارد.

سلیم تهرانی