گنجور

شمارهٔ ۵۹۲

رهنمای مقصد هرکس توکل می‌شود
همچو ابراهیمش آتش لاله و گل می‌شود
گر ز قید ناخدا آزادسازی خویش را
موج دریا همچو مرغابی ترا پل می‌شود
سفله را کی می‌توان از لاف دولت منع کرد
باغبان چون در چمن گل دید، بلبل می‌شود
صحبت مستان تمام عمر در پای گل است
بلبلان را گرچه صحبت بر سر گل می‌شود
سایهٔ گل، طشت آتش بر سرم ریزد سلیم
لطف او بر من ز بخت بد، تغافل می‌شود

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

رهنمای مقصد هرکس توکل می‌شود
همچو ابراهیمش آتش لاله و گل می‌شود
هوش مصنوعی: هر کسی که به خدا اعتماد کند و به او ایمان داشته باشد، مانند ابراهیم که در آتش تسلیم شد، می‌تواند از سختی‌ها عبور کند و به آرامش و beauty برسد.
گر ز قید ناخدا آزادسازی خویش را
موج دریا همچو مرغابی ترا پل می‌شود
هوش مصنوعی: اگر از محدودیت‌های ناخدا رهایی یابی، دریا همانند پلی برای تو عمل می‌کند که تو را به آزادگی می‌برد.
سفله را کی می‌توان از لاف دولت منع کرد
باغبان چون در چمن گل دید، بلبل می‌شود
هوش مصنوعی: کسی که در مقام پایین‌تری قرار دارد، چگونه می‌توان او را از فتنه‌گری و صحبت‌های بی‌اساس دور کرد؟ وقتی باغبان در میان گل‌ها قرار می‌گیرد، بلبل نیز به آوازخوانی و شادی می‌پردازد.
صحبت مستان تمام عمر در پای گل است
بلبلان را گرچه صحبت بر سر گل می‌شود
هوش مصنوعی: مستان تمام عمر خود را در پای گل می‌گذرانند و در صحبت‌های خود فقط به زیبایی و عشق به گل اشاره می‌کنند، اما در دل، بلبل‌ها همواره در مورد گل صحبت می‌کنند.
سایهٔ گل، طشت آتش بر سرم ریزد سلیم
لطف او بر من ز بخت بد، تغافل می‌شود
هوش مصنوعی: سایهٔ گل بر سر من آتش می‌ریزد و نعمت‌های او به خاطر بخت بد من نادیده گرفته می‌شود.