شمارهٔ ۵۹۰
از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد
چشم بر هم نهد از سرمه فروشان گذرد
اجل آید به سرم هردم و نومید رود
چون سخن چین که به اطراف خموشان گذرد
چاره ی آفت ایام، تجرد نکند
سیل اینجا ز سر خانه بدوشان گذرد
برگی از جلوه ی حسنت به چمن خالی نیست
همچو یوسف که به آیینه فروشان گذرد
آمد از دیدن حالم به فغان عشق، سلیم
چون به ویرانه رسد سیل، خروشان گذرد
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از جهان هرکه چو ما خرقه بدوشان گذرد
چشم بر هم نهد از سرمه فروشان گذرد
هوش مصنوعی: هر کسی مانند ما که ردای درویشی بر دوش دارد، وقتی از دنیا عبور کند، چشمانش را بر سرمهفروشان میبندد.
اجل آید به سرم هردم و نومید رود
چون سخن چین که به اطراف خموشان گذرد
هوش مصنوعی: مرگ همیشه در حال نزدیک شدن به من است و ناامیدانه میرود، مانند سخنچینی که در اطراف سکوتکنندگان میچرخد.
چاره ی آفت ایام، تجرد نکند
سیل اینجا ز سر خانه بدوشان گذرد
هوش مصنوعی: ما باید برای مشکلات و سختیهای زندگی چارهای بیندیشیم؛ زیرا طوفان و بلاها هیچگاه به خانهنشینان رحم نمیکنند و به راحتی از کنارشان میگذرند.
برگی از جلوه ی حسنت به چمن خالی نیست
همچو یوسف که به آیینه فروشان گذرد
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند زیبایی تو را در چمنزار خالی پنهان کند، همانطور که یوسف هرگز در آینهای که در دست دیگری است، ناپدید نمیشود.
آمد از دیدن حالم به فغان عشق، سلیم
چون به ویرانه رسد سیل، خروشان گذرد
هوش مصنوعی: عشق از دیدن حال من به شدت نگران و ناراحت شده است، مانند سیل خروشان که وقتی به ویرانهای میرسد، به سرعت و با قدرت میگذرد.

سلیم تهرانی