گنجور

شمارهٔ ۵۵۸

لبت چون غنچه دلتنگی ندارد
چو گل روی تو یکرنگی ندارد
به اهل کفر و ایمان سینه صافم
چو آب، آیینه ام زنگی ندارد
برای شیشه ی من هیچ کس نیست
که از دل، در بغل سنگی ندارد
سرود نوحه گر را جای خالی ست
نوای مطرب آهنگی ندارد
ز خون ما نگردد تیغ رنگین
سلیم از ما کسی رنگی ندارد

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

لبت چون غنچه دلتنگی ندارد
چو گل روی تو یکرنگی ندارد
هوش مصنوعی: لب‌های تو مانند غنچه‌ای است که دلتنگ نیست و چهره‌ات مانند گل نیست که رنگی ثابت داشته باشد.
به اهل کفر و ایمان سینه صافم
چو آب، آیینه ام زنگی ندارد
هوش مصنوعی: من به کسانی که به خدا و یا به او ایمان ندارند، با صداقتی پاک مانند آب، خالص و بدون کدورت رفتار می‌کنم و روحی روشن و بی‌آلایش دارم که هیچ‌گونه آلودگی یا زنگ‌زدگی ندارد.
برای شیشه ی من هیچ کس نیست
که از دل، در بغل سنگی ندارد
هوش مصنوعی: در زندگی من، هیچ‌کس وجود ندارد که دلش برای من بتپد و به من محبت کند، در حالی که من در درونم احساس شکنندگی و آسیب‌پذیری می‌کنم.
سرود نوحه گر را جای خالی ست
نوای مطرب آهنگی ندارد
هوش مصنوعی: صدای نوحه‌خوان خالیست و نغمه‌ی ساز هیچ آهنگی ندارد.
ز خون ما نگردد تیغ رنگین
سلیم از ما کسی رنگی ندارد
هوش مصنوعی: از خون ما، تیغ رنگین در دست سلیم خونی نخواهد شد، زیرا کسی از ما رنگی ندارد.