گنجور

شمارهٔ ۵۵۰

دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد
این نغمه ندانم به چه آهنگ برآورد
آخر هوس خنده ی بیهوده درین باغ
چون غنچه ام از ذوق دل تنگ برآورد
پروانه ام و بایدم از قسمت نایاب
آتش ز پی سوختن از سنگ برآورد
رحمی که ز شوق می وصل تو چو نرگس
در دست مرا جام تهی زنگ برآورد
یک گل چو سلیم از چمن وصل تو چیدم
چون دست حنا بسته کفم رنگ برآورد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد
این نغمه ندانم به چه آهنگ برآورد
هوش مصنوعی: از دل حالم دودی برخواسته که مانند صدای چنگی زاری می‌کند. نمی‌دانم این نوا به چه لحنی به گوش می‌رسد.
آخر هوس خنده ی بیهوده درین باغ
چون غنچه ام از ذوق دل تنگ برآورد
هوش مصنوعی: در این باغ، من مانند غنچه‌ای هستم که به خاطر دل تنگی‌ام، هوس خندیدن بی‌فایده را دارم.
پروانه ام و بایدم از قسمت نایاب
آتش ز پی سوختن از سنگ برآورد
هوش مصنوعی: من مانند پروانه‌ای هستم که باید به دنبال آتش نایاب بروم و به خاطر سوختن، از سنگ برخیزم.
رحمی که ز شوق می وصل تو چو نرگس
در دست مرا جام تهی زنگ برآورد
هوش مصنوعی: عشقی که به خاطر دیدنت در دلم است، همچون نرگسی در دستانم، جامی خالی و بی‌صدا به من می‌دهد.
یک گل چو سلیم از چمن وصل تو چیدم
چون دست حنا بسته کفم رنگ برآورد
هوش مصنوعی: من یک گل زیبا و سالم از باغ وصال تو چیدم و وقتی که آن را در دستم گرفتم، دستم رنگی شبیه حنا به خود گرفت.