گنجور

۱- آیات ۱ تا ۷

بسم الله الرحمن الرحیم

الْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ جَعَلَ اَلظُّلُمٰاتِ وَ اَلنُّورَ ثُمَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ (۱) هُوَ اَلَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضیٰ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ (۲) وَ هُوَ اَللّٰهُ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ فِی اَلْأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَ جَهْرَکُمْ وَ یَعْلَمُ مٰا تَکْسِبُونَ (۳) وَ مٰا تَأْتِیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیٰاتِ رَبِّهِمْ إِلاّٰ کٰانُوا عَنْهٰا مُعْرِضِینَ (۴) فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنْبٰاءُ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (۵) أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی اَلْأَرْضِ مٰا لَمْ‌ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا اَلسَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا اَلْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ (۶) وَ لَوْ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ کِتٰاباً فِی قِرْطٰاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ (۷)

بنام خداوند بخشندۀ مهربان

ستایش مر خدا را که آفرید آسمانها و زمین را و گردانید تاریکیها و روشنی را پس آنان که کافر شدند بپروردگارشان برابر می‌کنند دیگران را (۱) اوست که آفریدتان از گل پس تقدیر کرد اجلی را و اجلیست نام برده شده نزد او پس شما شک میاورید (۲) و اوست خدا در آسمانها و در زمین می‌داند پنهان شما و آشکار شما را و می‌داند آنچه کسب می‌کنید (۳) و نمی‌آید ایشان را هیچ آیتی از آیتهای پروردگارشان مگر آنکه باشند از آن رو گردانندگان (۴) پس بتحقیق تکذیب کردند حق را چون آمد ایشان را پس زود باشد که آید ایشان را خبرهای آنچه بودند بآن استهزا می‌کردند (۵) آیا ندیدند که چندانی را هلاک کردیم پیش از ایشان از قرنی که صاحب تصرف کردیمشان در زمین آنچه صاحب تصرف نکردیم شما را و فرستادیم ما ابر را بر ایشان پی در پی و گردانیدیم نهرها را که می‌رود از زیر ایشان پس هلاک کردیم ایشان را بسبب گناهانشان و آفریدیم از بعد ایشان قرنی دیگر (۶) و اگر فرو فرستاده بودیم بر تو کتابی در کاغذی پس بسودندی آن را بدستهاشان هر آینه گفتندی آنان که کافر شدند نیست این مگر جادوی آشکار (۷)

مر ستایش ذات حق را درخور است
کز سپاس و نعت خلقان برتر است
مرجع هر حمد و نعتی ذات اوست
هر ثناءگو خود یک از آیات اوست
قدر هستی هر یکی از ممکنات
حمد او گویند از کل جهات
قطره گوید حمد او بر قدر خویش
بحر کوشد در ثناش از قطره بیش
حقّ حمدش را نداند کس تمام
غیر ذات بی تعیّن والسلام
پس خود او داند ثنای حضرتش
هم خود او گوید سپاس و مدحتش
از زبان ماسوی گوید ثناء
بر خود او از ابتداء تا انتهاء
تا مقامی کاول و آخر چو گرد
خیزد از جا، ماند آن سلطان فرد
گوید آنجا حمد خویش از ذات خویش
بی ز غیر اعنی ز موجودات خویش
اوست آنجا باقی و باقی فناء
ذات باقی گوید از باقی ثناء
نعت خود گوید کنون از وجه خلق
کاندر اِنعامند از پا تا به حلق
میکند اظهار فعل خود چنین
کآفرید آن کو سماوات و زمین
کرد پیدا از کمون ظلمات و نور
ظلمت شب، نور روز اندر ظهور
یا که تاریکی جهل و نور علم
یا کدورت، وآن صفای خشم و حلم
یا خصال دیو و اخلاق سروش
ظلمت و نورند گر باشی به هوش
خوی نفست سر به سر تاریکی است
حال قلبت روشنی و نیکی است
خلق کرد او آسمان و ارض را
جهل و عقل و نفس و جان مر فرض را
پس کسانی که شدند از اختیار
کافر اندر نعمت پروردگار
میکنند از وی به غیر او عدول
غیر او را می پرستند از فضول
اوست آن کس کآفرید از خاکتان
کرد اصل از خلقت افلاکتان
کرد پس حکم از زمان تا مدتی
کآید از موت طبیعی نوبتی
مدتی هم که معیّن نزد اوست
وآن زمان بعث نزد نکته جوست
یک اجل بعد از حیات از موت دان
وآن دگر تا بعث بعد از فوت دان
یا مراد از اول و آخر تمام
باشد این دو مدت از ربّ الانام
ابتدای زندگی و وقت موت
هر دو را گویند اجل از بدو و فوت
وآن نداند کس به جز ربّ الاحد
زآنکه بر علم است و قدرت مستند
لیک بر بعث است مدت رهنمون
در دوم از ثُم أنْتُم تَمتَرُون
زآنکه گوید پس شما آرید شک
بعث را وین باشد از ایمان محک
بعث را قائل چو گشتی بی ستیز
چاره نبود از قبول رستخیز
دو اجل گویند باشد در حساب
یک معلق وآن دگر حتم از کتاب
حتم باشد حتف انف از مُردنی
وآن معلق، قتل و ضربت خوردنی
گر نگردد کُشته، گویند آن فلان
زنده باشد تا رسد او را زمان
صوفیان گویند هنگام اجل
هست وقت قبض روح اندر محل
خواه میرد او به موت خویشتن
خواه بُرّندش سر اندر دم ز تن
گر بگویم سرّ آن ، سر وازنی
زآنکه در فهم معانی کودنی
او خدا در آسمان است و زمین
نیست معبودی جز او اندر یقین
هم نه جز او بر عبادت مستحق
خالق خلق است و معبود به حق
داند او پنهان و پیدای شما
مطلع بر کسب و کالای شما
پس چو او داناست بر ما دم به دم
حیف باشد گر گذاری کج قدم
بل دریغ آید چو آگاه است وی
بِه نگردد حال و خُلقت پی به پی
می نیاید کافران را آیتی
هیچ از آیات رب در نوبتی
جز که می باشند در اعراض از آن
وز پی تکذیب حق بر یک زبان
آن زمان کآمد بر ایشان این کلام
یعنی این قرآن ز خلاّق الانام
زود باشد پس که آیدشان عیان
آنچه می کردند استهزاء بر آن
یا ندیدند و ندانستند هیچ
که به قهاریّت خود در بسیج
چند کردیم از طوایف ما هلاک
بیش از ایشان از قرون بی بیم و باک
داده بودیم آن کسان را مال و جاه
در زمین با وسعتی آرامگاه
بر شما تمکین ندادیم آن چنان
رو لَّکُم مالَم نُمکِّن را بخوان
داشتند آنها فراوان عزّ و ناز
مال و جاه و مکنت و عمر دراز
صد هزاران از عبید و از خدم
وز ضیاع و ملک و اسباب و حشم
ابر و باران را فرستادیم هی
تا بر ایشان بود ریزان پی به پی
جوی ها گردانده بودیم از عیان
زیر باغ و قصرهاشان بس روان
پس نمودیم آن جماعت را هلاک
بر گناه و قصرهاشان گشت خاک
بعد ایشان آفریدیم از محل
قوم دیگر تا بود ز ایشان بدل
پس عجب نبود که خلق مرده نیز
حق برانگیزاند اندر رستخیز
لاشیء را چون تواند کرد شیء
هم تواند کرد خاک مرده حی
چند تن گفتند ما گر کافریم
ای محمّد(ص) بر تو ایمان ناوریم
تا نیاید نامه ای از آسمان
با چهار افرشته بر ما ناگهان
پس دهند ایشان گواهی بر نسق
کاین بود قرآن که نازل شد ز حق
مندرج باشد در آن نامه دگر
که رسولی تو ز خلاّق البشر
پس بر او می بگروید از قلب و جان
جمله با نام ای فلان و ای فلان
آمد این آیت که بفرستیم اگر
بر تو ما اینسان کتابی در نظر
وآن به قرطاسی بود بنوشته پس
می به دست خود کنند این قوم مس
یعنی از ایشان به رأی العین هم
این چنین بینند قرطاس و قلم
می بگویند از عناد و از جحود
کاین بود سحری که بر ما رخ نمود
۲- آیات ۸ تا ۱۸: وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنٰا مَلَکاً لَقُضِیَ اَلْأَمْرُ ثُمَّ لاٰ یُنْظَرُونَ (۸) وَ لَوْ جَعَلْنٰاهُ مَلَکاً لَجَعَلْنٰاهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنٰا عَلَیْهِمْ مٰا یَلْبِسُونَ (۹) وَ لَقَدِ اُسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحٰاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (۱۰) قُلْ سِیرُوا فِی اَلْأَرْضِ ثُمَّ اُنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلْمُکَذِّبِینَ (۱۱) قُلْ لِمَنْ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ قُلْ لِلّٰهِ کَتَبَ عَلیٰ نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلیٰ یَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ (۱۲) وَ لَهُ مٰا سَکَنَ فِی اَللَّیْلِ وَ اَلنَّهٰارِ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ (۱۳) قُلْ أَ غَیْرَ اَللّٰهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فٰاطِرِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لاٰ یُطْعَمُ قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لاٰ تَکُونَنَّ مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ (۱۴) قُلْ إِنِّی أَخٰافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ (۱۵) مَنْ یُصْرَفْ عَنْهُ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَ ذٰلِکَ اَلْفَوْزُ اَلْمُبِینُ (۱۶) وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اَللّٰهُ بِضُرٍّ فَلاٰ کٰاشِفَ لَهُ إِلاّٰ هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۱۷) وَ هُوَ اَلْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ وَ هُوَ اَلْحَکِیمُ اَلْخَبِیرُ (۱۸)

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: خانم مقصودی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

الْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ جَعَلَ اَلظُّلُمٰاتِ وَ اَلنُّورَ ثُمَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ (۱) هُوَ اَلَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضیٰ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ (۲) وَ هُوَ اَللّٰهُ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ فِی اَلْأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَ جَهْرَکُمْ وَ یَعْلَمُ مٰا تَکْسِبُونَ (۳) وَ مٰا تَأْتِیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیٰاتِ رَبِّهِمْ إِلاّٰ کٰانُوا عَنْهٰا مُعْرِضِینَ (۴) فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنْبٰاءُ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (۵) أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی اَلْأَرْضِ مٰا لَمْ‌ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا اَلسَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا اَلْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ (۶) وَ لَوْ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ کِتٰاباً فِی قِرْطٰاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ (۷)
هوش مصنوعی: با تشکر از خداوندی که آسمان‌ها و زمین را خلق کرده است و تاریکی‌ها و نور را آفریده است. کسانی که به پروردگار خود کافر شده‌اند، به حقایق تکیه نمی‌کنند. اوست که شما را از خاک خلق کرده و سرنوشت معینی برای شما مقرر داشته است، اما شما هنوز در این مورد تردید دارید. خداوند در آسمان‌ها و زمین است و از اسرار و آشکار شما آگاه است و می‌داند چه کارهایی انجام می‌دهید. هیچ آیتی از آیات پروردگارشان به آنها نمی‌رسد مگر اینکه از آن روی برگردانند. آنها حق را که به سویشان آمد تکذیب کردند و به زودی خبرهایی که به خاطر آن به تمسخر می‌پرداختند، به سراغشان خواهد آمد. آیا آنها ندیدند چگونه اقوامی را قبل از خودشان هلاک کردیم، اقوامی که در زمین به آنها تسلط دادیم، در حالی که به شما تسلط ندادیم؟ ما باران‌ را بر آنها نازل کردیم و رودها را از زیر پایشان جاری کردیم و به خاطر گناهانشان هلاکشان کردیم و بعد از آنها اقوام دیگری به وجود آوردیم. اگر کتابی را بر روی کاغذی نازل می‌کردیم و آن را با دست خود لمس می‌کردند، باز هم آنها می‌گفتند که این چیزی جز سحر آشکار نیست.
ستایش مر خدا را که آفرید آسمانها و زمین را و گردانید تاریکیها و روشنی را پس آنان که کافر شدند بپروردگارشان برابر می‌کنند دیگران را (۱) اوست که آفریدتان از گل پس تقدیر کرد اجلی را و اجلیست نام برده شده نزد او پس شما شک میاورید (۲) و اوست خدا در آسمانها و در زمین می‌داند پنهان شما و آشکار شما را و می‌داند آنچه کسب می‌کنید (۳) و نمی‌آید ایشان را هیچ آیتی از آیتهای پروردگارشان مگر آنکه باشند از آن رو گردانندگان (۴) پس بتحقیق تکذیب کردند حق را چون آمد ایشان را پس زود باشد که آید ایشان را خبرهای آنچه بودند بآن استهزا می‌کردند (۵) آیا ندیدند که چندانی را هلاک کردیم پیش از ایشان از قرنی که صاحب تصرف کردیمشان در زمین آنچه صاحب تصرف نکردیم شما را و فرستادیم ما ابر را بر ایشان پی در پی و گردانیدیم نهرها را که می‌رود از زیر ایشان پس هلاک کردیم ایشان را بسبب گناهانشان و آفریدیم از بعد ایشان قرنی دیگر (۶) و اگر فرو فرستاده بودیم بر تو کتابی در کاغذی پس بسودندی آن را بدستهاشان هر آینه گفتندی آنان که کافر شدند نیست این مگر جادوی آشکار (۷)
هوش مصنوعی: خداوند را برای خلقت آسمان‌ها و زمین ستایش می‌کنیم و اینکه تاریکی و روشنایی را به وجود آورد. افرادی که به پروردگارشان کافرند، دیگران را با ایشان برابر می‌سازند. اوست که انسان را از خاک آفرید و سرنوشتش را معین کرد. نام سرنوشت در پیش او ذکر شده است، پس شما نباید شک کنید. خدا در آسمان‌ها و زمین است و از رازها و آشکار شما آگاه است و می‌داند چه چیزی به دست می‌آورید. هرگاه نشانه‌ای از نشانه‌های پروردگار به سوی آنان بیاید، به آن پشت می‌کنند. حق را هنگام آمدن انکار کردند و به زودی خبرهای آنچه که مورد تمسخر قرار داده بودند، به آنان خواهد رسید. آیا ندیدند که چندین قوم قبل از آن‌ها را هلاک کردیم؟ ما به آنان قدرت تسلط بر زمین را دادیم و باران را برشان نازل کردیم و نهرها را به زیرشان روان کردیم، ولی به خاطر گناهانشان هلاک شدند و پس از آنان قومی دیگر به وجود آوردیم. اگر ما کتابی بر روی کاغذ به تو نازل می‌کردیم و آنان آن را با دست‌هایشان می‌گرفتند، کافران به آن می‌گفتند که این فقط جادوی آشکار است.
مر ستایش ذات حق را درخور است
کز سپاس و نعت خلقان برتر است
هوش مصنوعی: ستایش خدا به خودی خود شایسته و سزاوار است، زیرا ارزش و مقام آن از سپاسگزاری و تعریف و تمجید انسان‌ها بالاتر است.
مرجع هر حمد و نعتی ذات اوست
هر ثناءگو خود یک از آیات اوست
هوش مصنوعی: هر گونه ستایش و مدحی به ذات او برمی‌گردد و خود هر ستایش‌کننده نیز نشانه‌ای از اوست.
قدر هستی هر یکی از ممکنات
حمد او گویند از کل جهات
هوش مصنوعی: هر یک از موجودات، به نسبت وجودشان، شایسته‌ی ستایش و حمد خداوند هستند و این ستایش از جهات مختلفی به سوی او روانه می‌شود.
قطره گوید حمد او بر قدر خویش
بحر کوشد در ثناش از قطره بیش
هوش مصنوعی: قطره‌ای که دریا را می‌ستاید، به اندازه‌ی خود و در حد توانش این کار را می‌کند، اما دریا برای ستایش خداوند تمام تلاش خود را به کار می‌برد و از قطره‌ها فراتر می‌رود.
حقّ حمدش را نداند کس تمام
غیر ذات بی تعیّن والسلام
هوش مصنوعی: هیچ کس نمی‌تواند حق و مقام شایسته او را به طور کامل درک کند، جز خود او که از تمام ویژگی‌ها و تعینات فراتر است.
پس خود او داند ثنای حضرتش
هم خود او گوید سپاس و مدحتش
هوش مصنوعی: خود خداوند می‌داند که چگونه باید ستایش و سپاس او را بیان کرد و او خودش بهترین مدح و ثنای خود را می‌گوید.
از زبان ماسوی گوید ثناء
بر خود او از ابتداء تا انتهاء
هوش مصنوعی: از آغاز تا پایان، همه موجودات به ستایش و تمجید او می‌پردازند و از زبان دیگران در وصف او سخن می‌گویند.
تا مقامی کاول و آخر چو گرد
خیزد از جا، ماند آن سلطان فرد
هوش مصنوعی: وقتی کسی به مقام و جایگاهی برسد که هم در آغاز و هم در پایان ثابت و پابرجا باشد، او مانند یک پادشاه بی‌نظیر باقی می‌ماند.
گوید آنجا حمد خویش از ذات خویش
بی ز غیر اعنی ز موجودات خویش
هوش مصنوعی: در آنجا، خدای مطلق خود را بدون وابستگی به دیگر موجودات و فقط به خاطر ذات خودش می‌ستاید.
اوست آنجا باقی و باقی فناء
ذات باقی گوید از باقی ثناء
هوش مصنوعی: او در آنجا وجود دارد و همواره باقی است، و از آنجا به فناء (زوال) ذات باقی اشاره می‌کند و از باقی به ستایش می‌پردازد.
نعت خود گوید کنون از وجه خلق
کاندر اِنعامند از پا تا به حلق
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف و ستایش خلق و آفرینش انسان‌ها اشاره دارد و می‌گوید که انسان‌ها از سر تا پا در نعمت‌ها و زیبایی‌های زندگی غرق‌اند و هر جنبه‌ای از وجودشان نشانه‌ای از لطف و عطای خداوند است.
میکند اظهار فعل خود چنین
کآفرید آن کو سماوات و زمین
هوش مصنوعی: آن کسی که آسمان‌ها و زمین را خلق کرده، خود را به گونه‌ای نشان می‌دهد که اعمالش را آشکار می‌سازد.
کرد پیدا از کمون ظلمات و نور
ظلمت شب، نور روز اندر ظهور
هوش مصنوعی: از دل تاریکی و خاموشی، روشنایی پدیدار شد و نور روز به روشنی آمد.
یا که تاریکی جهل و نور علم
یا کدورت، وآن صفای خشم و حلم
هوش مصنوعی: این عبارت به تضاد میان جهل و علم اشاره دارد. از یک سو، تاریکی جهل را دارد که نمایانگر عدم آگاهی و نادانی است و از سوی دیگر، نور علم را به تصویر می‌کشد که نشانه روشنایی و دانایی است. همچنین، به کدورت و صفای خشم و حلم اشاره شده است که نشان‌دهنده‌ی دو حالت مختلف انسانی است؛ از یک سو خشم و تنش، و از سوی دیگر آرامش و بردباری. این تضادها نشان‌دهنده‌ی انتخاب‌های مختلفی است که انسان‌ها در زندگی خود با آنها مواجه هستند.
یا خصال دیو و اخلاق سروش
ظلمت و نورند گر باشی به هوش
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ویژگی‌های شیاطین و صفات فرشتگان نماد تاریکی و روشنی هستند. اگر دقت کنی و آگاه باشی، می‌توانی این دو حالت را از هم تفکیک کنی.
خوی نفست سر به سر تاریکی است
حال قلبت روشنی و نیکی است
هوش مصنوعی: خصوصیات درون تو تماماً تاریکی است، اما حالا قلبت پر از نور و خوبی است.
خلق کرد او آسمان و ارض را
جهل و عقل و نفس و جان مر فرض را
هوش مصنوعی: او آسمان و زمین را آفرید و همچنین جهل، عقل، نفس و روح را بر اساس فرض خلق کرد.
پس کسانی که شدند از اختیار
کافر اندر نعمت پروردگار
هوش مصنوعی: بنابراین کسانی که به اختیار خود، در نعمت‌های پروردگار کافر شدند.
میکنند از وی به غیر او عدول
غیر او را می پرستند از فضول
هوش مصنوعی: آنها از او به دنبال غیر او می‌روند و کسانی که به او تعلق ندارند را مورد worship قرار می‌دهند، اما این تنها به خاطر بی‌فایده بودن آنهاست.
اوست آن کس کآفرید از خاکتان
کرد اصل از خلقت افلاکتان
هوش مصنوعی: او کسی است که شما را از خاک آفرید و از همان خلقت، اساس آسمان‌ها را تشکیل داد.
کرد پس حکم از زمان تا مدتی
کآید از موت طبیعی نوبتی
هوش مصنوعی: پس از مدتی دستور می‌دهد تا زمانی که نوبت مرگ طبیعی برسد.
مدتی هم که معیّن نزد اوست
وآن زمان بعث نزد نکته جوست
هوش مصنوعی: مدتی که برای ملاقات با او مشخص شده است، و آن زمان نیز به دقت برای کسی که نکات را درک می‌کند، به حساب می‌آید.
یک اجل بعد از حیات از موت دان
وآن دگر تا بعث بعد از فوت دان
هوش مصنوعی: بعد از زندگی، پایان زندگی به معنای مرگ است و بعد از مرگ، تا روز قیامت، زنده شدن دوباره را تجربه خواهیم کرد.
یا مراد از اول و آخر تمام
باشد این دو مدت از ربّ الانام
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که ممکن است در ابتدا و انتهای همه چیز، هدف و آرزوی اصلی وجود داشته باشد که به کل زندگی و زمان مربوط می‌شود و این دو دوره از زندگی انسان به وسیله خالق عالم تعیین شده است. به عبارت دیگر، همه چیز در دست خداوند است و اوست که معنای حقیقی و هدف نهایی را به وجود می‌آورد.
ابتدای زندگی و وقت موت
هر دو را گویند اجل از بدو و فوت
هوش مصنوعی: سرآغاز زندگی و زمان مرگ هر دو را به نام اجل می‌شناسند؛ از آغاز تا پایان.
وآن نداند کس به جز ربّ الاحد
زآنکه بر علم است و قدرت مستند
هوش مصنوعی: فقط خداوند یگانه از این موضوع خبر دارد، زیرا او بر علم و قدرت خود اتکا دارد و هیچ کس جز او از آن آگاه نیست.
لیک بر بعث است مدت رهنمون
در دوم از ثُم أنْتُم تَمتَرُون
هوش مصنوعی: اما در مورد رستاخیز، زمان راهنمایی وجود دارد که در آیه‌ی "پس آیا شما شک دارید؟" اشاره شده است.
زآنکه گوید پس شما آرید شک
بعث را وین باشد از ایمان محک
هوش مصنوعی: کسی که می‌گوید بعد از مرگ، بیدار شدن و قیامت را انکار کنید، این نشان‌دهنده ایمان ضعیف اوست.
بعث را قائل چو گشتی بی ستیز
چاره نبود از قبول رستخیز
هوش مصنوعی: زمانی که به قیام برانگیزنده معتقد شدی، دیگر چاره‌ای جز پذیرش تغییرات و تحولات عمیق نخواهی داشت.
دو اجل گویند باشد در حساب
یک معلق وآن دگر حتم از کتاب
هوش مصنوعی: دو نوع مرگ وجود دارد؛ یکی که در دل محاسبات قرار دارد و دیگری که قطعی و مسلم نوشته شده است.
حتم باشد حتف انف از مُردنی
وآن معلق، قتل و ضربت خوردنی
هوش مصنوعی: باید بدانیم که مرگ قطعی است و آدمی از آسیب و صدماتی که به او می‌رسد، نمی‌تواند فرار کند.
گر نگردد کُشته، گویند آن فلان
زنده باشد تا رسد او را زمان
هوش مصنوعی: اگر کسی کشته نشود، می‌گویند او هنوز زنده است و منتظر زمان مناسب برای ظهور خود است.
صوفیان گویند هنگام اجل
هست وقت قبض روح اندر محل
هوش مصنوعی: صوفیان می‌گویند که زمان مرگ، زمانی است که روح در مکان مشخصی از بدن گرفته می‌شود.
خواه میرد او به موت خویشتن
خواه بُرّندش سر اندر دم ز تن
هوش مصنوعی: اگر او به مرگ خودش بمیرد یا اینکه سرش را از بدنش جدا کنند، هر دو به یک اندازه پایان کار اوست.
گر بگویم سرّ آن ، سر وازنی
زآنکه در فهم معانی کودنی
هوش مصنوعی: اگر بخواهم راز این موضوع را بیان کنم، بهتر است ساکت بمانم چون بسیاری از افراد در درک معانی ناتوان هستند.
او خدا در آسمان است و زمین
نیست معبودی جز او اندر یقین
هوش مصنوعی: خدا در آسمان قرار دارد و بر روی زمین معبودی جز او وجود ندارد که بتوان به آن یقین داشت.
هم نه جز او بر عبادت مستحق
خالق خلق است و معبود به حق
هوش مصنوعی: تنها اوست که شایسته عبادت است، زیرا خالق آفرینش و معبودی حقیقی به شمار می‌آید.
داند او پنهان و پیدای شما
مطلع بر کسب و کالای شما
هوش مصنوعی: او از نهان و آشکار شما آگاه است و بر کار و وضعیت شما احاطه دارد.
پس چو او داناست بر ما دم به دم
حیف باشد گر گذاری کج قدم
هوش مصنوعی: چون او به تمام معانی و جزئیات آگاه است، جایز نیست که ما در هر لحظه اشتباه کنیم و راهی نادرست برویم.
بل دریغ آید چو آگاه است وی
بِه نگردد حال و خُلقت پی به پی
هوش مصنوعی: آدمی وقتی که به واقعیت‌ها آگاه است، نباید به حال و شرایط ظاهری خود توجه کند و باید فراتر از آن‌ها فکر کند.
می نیاید کافران را آیتی
هیچ از آیات رب در نوبتی
هوش مصنوعی: کافران هیچ نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند نمی‌بینند و در هر دوره‌ای این حالت ادامه دارد.
جز که می باشند در اعراض از آن
وز پی تکذیب حق بر یک زبان
هوش مصنوعی: تنها افرادی که از حقیقت جدا شده‌اند، به دلایل مختلفی از جمله انکار حقیقت، به هم زبان می‌شوند.
آن زمان کآمد بر ایشان این کلام
یعنی این قرآن ز خلاّق الانام
هوش مصنوعی: زمانی که این سخن، یعنی این قرآن از خالق همه مخلوقات بر آنها نازل شد.
زود باشد پس که آیدشان عیان
آنچه می کردند استهزاء بر آن
هوش مصنوعی: زمانی خواهد رسید که آنچه را به تمسخر می‌گرفتند، به وضوح نمایان خواهد شد.
یا ندیدند و ندانستند هیچ
که به قهاریّت خود در بسیج
هوش مصنوعی: یا شاید هیچ کس نتوانست درک کند که چگونه به لطف قدرت و اراده‌ی او، همه چیز به راه می‌آید.
چند کردیم از طوایف ما هلاک
بیش از ایشان از قرون بی بیم و باک
هوش مصنوعی: ما از طوایف خود خسارات و نابودی‌های زیادی متحمل شده‌ایم، بیشتر از آنچه که آن‌ها در دوره‌های بدون نگرانی و ترس دیده‌اند.
داده بودیم آن کسان را مال و جاه
در زمین با وسعتی آرامگاه
هوش مصنوعی: ما به آن افراد ثروت و مقام داده بودیم و در زمین، فضایی وسیع برای آرامشان فراهم کرده بودیم.
بر شما تمکین ندادیم آن چنان
رو لَّکُم مالَم نُمکِّن را بخوان
هوش مصنوعی: ما هرگز به شما تسلیم نشدیم، بلکه برعکس، شما را به حال خود رها کردیم و اجازه ندادیم بر ما مسلط شوید.
داشتند آنها فراوان عزّ و ناز
مال و جاه و مکنت و عمر دراز
هوش مصنوعی: آنها دارای مقام و ثروت فراوان، احترام و زیبایی زندگی، موقعیت اجتماعی بالا و طول عمر بسیار بودند.
صد هزاران از عبید و از خدم
وز ضیاع و ملک و اسباب و حشم
هوش مصنوعی: صدها هزار نفر از خدمتگزاران و از املاک و دارایی‌ها و وسایل و خدم و حشم.
ابر و باران را فرستادیم هی
تا بر ایشان بود ریزان پی به پی
هوش مصنوعی: ما ابر و باران را به تدریج برای آنان فرستادیم تا همیشه بر آن‌ها ببارد.
جوی ها گردانده بودیم از عیان
زیر باغ و قصرهاشان بس روان
هوش مصنوعی: ما جوی ها را در زیر باغ ها و قصرها به شکلی زیبا و روان در حرکت درآورده بودیم.
پس نمودیم آن جماعت را هلاک
بر گناه و قصرهاشان گشت خاک
هوش مصنوعی: ما آن گروه را به خاطر گناهانشان نابود کردیم و کاخ‌هایشان به خاک تبدیل شد.
بعد ایشان آفریدیم از محل
قوم دیگر تا بود ز ایشان بدل
هوش مصنوعی: پس از آن‌ها گروه دیگری را آفریدیم تا از آن‌ها تغییر یابند.
پس عجب نبود که خلق مرده نیز
حق برانگیزاند اندر رستخیز
هوش مصنوعی: پس جای شگفتی نیست که انسان‌های مرده نیز در روز قیامت به حالت برانگیخته درآیند.
لاشیء را چون تواند کرد شیء
هم تواند کرد خاک مرده حی
هوش مصنوعی: چگونه می‌توان چیزی از عدم به وجود آورد، همان‌گونه که می‌توان خاک مرده را حیات بخشید.
چند تن گفتند ما گر کافریم
ای محمّد(ص) بر تو ایمان ناوریم
هوش مصنوعی: عده‌ای گفتند که اگر ما کافر هستیم، ای محمد، ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد.
تا نیاید نامه ای از آسمان
با چهار افرشته بر ما ناگهان
هوش مصنوعی: تا زمانی که نامه‌ای از آسمان همراه با چهار فرشته به طور ناگهانی به ما نرسد، هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
پس دهند ایشان گواهی بر نسق
کاین بود قرآن که نازل شد ز حق
هوش مصنوعی: پس آن‌ها شهادت خواهند داد که این قرآن، از سوی حق نازل شده است.
مندرج باشد در آن نامه دگر
که رسولی تو ز خلاّق البشر
هوش مصنوعی: در آن نامه باید ذکر شود که فرستنده‌ای از جانب خالق انسان‌ها وجود دارد.
پس بر او می بگروید از قلب و جان
جمله با نام ای فلان و ای فلان
هوش مصنوعی: پس با تمام وجود و از عمق دل، او را بپذیر و با نام او و دیگران به یاد بیاور.
آمد این آیت که بفرستیم اگر
بر تو ما اینسان کتابی در نظر
هوش مصنوعی: این آیه به ما می‌گوید که اگر ما کتابی مانند این را برای تو بفرستیم، باید به آن توجه کنیم.
وآن به قرطاسی بود بنوشته پس
می به دست خود کنند این قوم مس
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که گروهی از مردم با الکل در دستان خود، از نوشتن یا ثبت سنت‌ها و داستان‌های خود در روی کاغذ بهره‌برداری می‌کنند.
یعنی از ایشان به رأی العین هم
این چنین بینند قرطاس و قلم
هوش مصنوعی: یعنی آن‌ها با چشمان خود می‌بینند که کاغذ و قلم چگونه است.
می بگویند از عناد و از جحود
کاین بود سحری که بر ما رخ نمود
هوش مصنوعی: می‌گویند این وضعیت ناشی از دشمنی و نادانی است، و این‌طور به نظر می‌رسد که این معجزه یا شگفتی که برای ما رخ داده، نتیجه همین است.