گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵۳۰

خطت که رفت در بغل هاله ماه ازو
پوشیده است کعبه پلاس سیاه ازو
من بسته ام لب طمع، اما نگار من
دارد دهان بوسه فریبی که آه ازو!
عشق کریم سایه فکنده است بر سرت
هر آرزو که می کشدت دل، بخواه ازو
باغ و بهار چشم و دل قانع من است
صحرای ساده ای که نروید گیاه ازو
زلفت به مشک اگر رقم بندگی کشد
آن خون گرفته کیست که خواهد گواه ازو؟
تا جلوه داد قد قیامت خرام را
آمد هزار منکر محشر به راه ازو
در دودمان خامه صائب نهفته است
برقی که روی صفحه شود همچو ماه ازو

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خطت که رفت در بغل هاله ماه ازو
پوشیده است کعبه پلاس سیاه ازو
هوش مصنوعی: وقتی خطی را می‌نویسی، آنقدر زیباست که مانند هاله‌ای که دور ماه است، آن را پوشانده است. مثل اینکه کعبه در زیر پوشش سیاه قرار دارد.
من بسته ام لب طمع، اما نگار من
دارد دهان بوسه فریبی که آه ازو!
هوش مصنوعی: من دیگر به خواسته‌هایم امیدی ندارم، اما معشوقه‌ام لب‌هایش پر از بوسه‌هایی است که مرا به شدت وسوسه می‌کند.
عشق کریم سایه فکنده است بر سرت
هر آرزو که می کشدت دل، بخواه ازو
هوش مصنوعی: عشق مهربان مانند سایه‌ای بر سر تو قرار گرفته است. هر آرزویی که دلت به آن میخواهد، از او بخواه.
باغ و بهار چشم و دل قانع من است
صحرای ساده ای که نروید گیاه ازو
هوش مصنوعی: باغ و بهار برای چشم و دل من کافی است؛ آنچه که در صحرای ساده‌ای وجود دارد، تنها خشکی است و گیاهی از آن می‌روید.
زلفت به مشک اگر رقم بندگی کشد
آن خون گرفته کیست که خواهد گواه ازو؟
هوش مصنوعی: اگر زلف تو به زیبایی و ظرافت بندگی را بروز دهد، آن کس که قلبش به عشق تو پر از درد شده، چه نیازی به گواهی از کسی دارد؟
تا جلوه داد قد قیامت خرام را
آمد هزار منکر محشر به راه ازو
هوش مصنوعی: زمانی که قامت زیبا و باشکوه او به نمایش گذاشته شد، هزاران نفر که منکر قیامت بودند، به سمت او آمدند.
در دودمان خامه صائب نهفته است
برقی که روی صفحه شود همچو ماه ازو
هوش مصنوعی: در نسل شاعر صائب، نوری وجود دارد که می‌تواند در کلماتش بر روی صفحه دیده شود، مانند نوری که از ماه می‌تابد.