گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۳۸

از گرمروان خار مغیلان گله دارد
اینجاست که نشتر خطر از آبله دارد
از درد شکایت دل بی حوصله دارد
این خار ز پیراهن یوسف گله دارد
چون آهِ مصیبت‌زده آرام ندارم
دستِ که خدایا سر این سلسله دارد؟
این قافله از خوابِ گران است گرانبار
فریاد چه تأثیر درین مرحله دارد؟
از دست تهی راهرو عشق ننالد
پا بر سر گنج گهر از آبله دارد
از گردش چشم تو فلک بی‌سر و پا شد
پیداست حبابی چه قدر حوصله دارد
ز ابلیس خطر بیش بود پیشروان را
از گرگ جگردار خطر سر گله دارد
چون نقش قدم هر قدم از پوست برآید
هر کس خبر از دوری این مرحله دارد
خون می‌چکد از شعلهٔ آواز، جرس را
تا چشم که سر در پی این قافله دارد؟
تشریف گرفتاری ما عاریتی نیست
کز موجه خود آب روان سلسله دارد
برهم خورد از جوهر خود آینهٔ صاف
حیرت‌زده از جنبش مژگان گله دارد
با شوق جهانگرد دو گام است دو عالم
صائب چه غم از دوری این مرحله دارد؟

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از گرمروان خار مغیلان گله دارد
اینجاست که نشتر خطر از آبله دارد
هوش مصنوعی: از افرادی که با نیرنگ و فریب خود باعث آزار دیگران می‌شوند، گله و شکایت دارد. در اینجا احساس خطر و آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به مشکلات و بیماری‌های دیگر دارد.
از درد شکایت دل بی حوصله دارد
این خار ز پیراهن یوسف گله دارد
هوش مصنوعی: دل بی‌تاب و بی‌حوصله‌ای که از درد رنج می‌برد، از زخم‌های ناشی از خارهایی که به پیراهن یوسف چسبیده‌اند، شکوایی دارد.
چون آهِ مصیبت‌زده آرام ندارم
دستِ که خدایا سر این سلسله دارد؟
هوش مصنوعی: به خاطر درد و رنجی که در دل دارم، هیچ آرامشی ندارم، ای خدا، که سر این مشکل و مصیبت را فقط تو می‌دانی.
این قافله از خوابِ گران است گرانبار
فریاد چه تأثیر درین مرحله دارد؟
هوش مصنوعی: این کاروان از خواب عمیق بیدار نشده و سنگین بار است؛ در این مرحله، صدای فریاد چه اثر مثبتی می‌تواند داشته باشد؟
از دست تهی راهرو عشق ننالد
پا بر سر گنج گهر از آبله دارد
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر عشق با تمام وجود تلاش کند و از تهیدستی ناله نکند، چون گنجی با ارزش در زیر پا دارد، به رغم سختی‌ها و ناملایمات، ارزش واقعی خود را می‌داند و از آن بهره می‌گیرد.
از گردش چشم تو فلک بی‌سر و پا شد
پیداست حبابی چه قدر حوصله دارد
هوش مصنوعی: از نگاه تو، جهان بی‌سر و سامان شده است و به وضوح مشخص است که حباب چه میزان صبوری دارد.
ز ابلیس خطر بیش بود پیشروان را
از گرگ جگردار خطر سر گله دارد
هوش مصنوعی: خطراتی که از ابلیس به افراد پیشرو می‌رسد بیشتر است تا خطراتی که از گرگ‌هایی که قوی هستند به گروه می‌رسد.
چون نقش قدم هر قدم از پوست برآید
هر کس خبر از دوری این مرحله دارد
هوش مصنوعی: هر بار که کسی گام برمی‌دارد، ردپایی از خود به جا می‌گذارد. فقط کسانی که از دوری و سختی این مسیر آگاه هستند، می‌توانند بفهمند که چه گذرهایی در این راه باید پشت سر گذاشته شود.
خون می‌چکد از شعلهٔ آواز، جرس را
تا چشم که سر در پی این قافله دارد؟
هوش مصنوعی: آتش شمع صدای زنگ را می‌سوزاند و قطرات خون از آن می‌چکد، همچنان که چشم من به دنبال این کاروان است.
تشریف گرفتاری ما عاریتی نیست
کز موجه خود آب روان سلسله دارد
هوش مصنوعی: ما در دام مشکلات و گرفتاری‌ها نیستیم که از روی ناچاری و بی‌سبب به‌وجود آمده‌اند، بلکه این وضعیت به صورت طبیعی و از سرچشمه‌ای واقعی نشأت می‌گیرد.
برهم خورد از جوهر خود آینهٔ صاف
حیرت‌زده از جنبش مژگان گله دارد
هوش مصنوعی: آینه‌ای که همیشه صاف و بی‌نقص بود، به خاطر تکان خوردن مژگان دچار اختلال شد و حالا از این تغییر ناگهانی ناراحت است.
با شوق جهانگرد دو گام است دو عالم
صائب چه غم از دوری این مرحله دارد؟
هوش مصنوعی: با اشتیاقی که یک جهانگرد دارد، دو قدم فاصله‌ای که از دو عالم می‌گیرد، نه از دوری این مرحله غمگین است و نه نگران.