قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - موعظه و نصیحت
هر آن نصیبه که پیش از وجود ننهادست
هر آن که در طلبش سعی میکند بادست
سر قبول بباید نهاد و گردن طوع
که هرچه حاکم عادل کند نه بیدادست
کلید فتح اقالیم در خزاین اوست
کسی به قوت بازوی خویش نگشادست
به چشم طایفهای کژ همی نماید نقش
گمان برند که نقاش غیر استادست
اگر تو دیدهوری نیک و بد ز حق بینی
دو بینی از قبل چشم احول افتادست
همان که زرع و نخیل آفرید و روزی داد
ملخ به خوردن روزی هم او فرستادست
چو نیک درنگری آنکه میکند فریاد
ز دست خوی بد خویشتن به فریادست
تو پاک باش و مدار ای برادر از کس باک
به یاد دار که این پندم از پدر یادست
اگر به پای بپویی و گر به سر بروی
مقسمت ندهد روزیی که ننهادست
خدای راست بزرگی و ملک بیانباز
به دیگران که تو بینی به عاریت دادست
گر اهل معرفتی دل در آخرت بندی
نه در خرابهٔ دنیا که محنت آبادست
به خاک بر مرو ای آدمی به کشی و ناز
که خاک پای تو همچون تو آدمیزادست
جهان بر آب نهادهست و عاقلان دانند
که روی آب نه جای قرار و بنیادست
رضا به حکم قضا اختیار کن سعدی
که هرکه بندهٔ فرمان حق شد آزادست
قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف بهار: علم دولت نوروز به صحرا برخاستقصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت: ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر آن نصیبه که پیش از وجود ننهادست
هر آن که در طلبش سعی میکند بادست
هوش مصنوعی: هر چیزی که برای انسان مقدر شده و قبل از به دنیا آمدن او تعیین شده، هر کس که به دنبال آن است، باید تلاش کند تا به آن دست یابد.
سر قبول بباید نهاد و گردن طوع
که هرچه حاکم عادل کند نه بیدادست
هوش مصنوعی: باید سر را با رضایت تسلیم کرد و گردن را به پذیرش فرود آورد، زیرا هر کاری که حاکم عادل انجام دهد، ظلم نیست.
کلید فتح اقالیم در خزاین اوست
کسی به قوت بازوی خویش نگشادست
هوش مصنوعی: کلید دسترسی به سرزمینها و موفقیتها تنها در خزانهدار اوست و هیچکس با زور بازوی خود نتوانسته به این دستاوردها برسد.
به چشم طایفهای کژ همی نماید نقش
گمان برند که نقاش غیر استادست
هوش مصنوعی: نگاه برخی افراد به چیزی که به نظر آنها بد و نادرست میآید، باعث میشود فکر کنند که هنرمند یا خالق آن اثر مهارت و استعداد لازم را ندارد. این نشان میدهد که برداشتها و قضاوتهای انسانها میتواند بر اساس فهم نادرست یا ناپختهای باشد که از موضوع دارند.
اگر تو دیدهوری نیک و بد ز حق بینی
دو بینی از قبل چشم احول افتادست
هوش مصنوعی: اگر تو توانایی دیدن خوبی و بدی را داشته باشی و به حقیقت نگاه کنی، میتوانی از پیش، با چشم بصیرت خود، آنچه را که در عالم هستی وجود دارد، تشخیص دهی.
همان که زرع و نخیل آفرید و روزی داد
ملخ به خوردن روزی هم او فرستادست
هوش مصنوعی: خداوندی که کشاورزی و درختان خرما را خلق کرد و روزی را برای ملخ فراهم آورد، همان خداوند روزی ما را نیز میدهد.
چو نیک درنگری آنکه میکند فریاد
ز دست خوی بد خویشتن به فریادست
هوش مصنوعی: وقتی به دقت فکر کنی، متوجه میشوی کسی که از رفتار بد خود شکایت میکند، در واقع در حال فریاد زدن برای کمک است.
تو پاک باش و مدار ای برادر از کس باک
به یاد دار که این پندم از پدر یادست
هوش مصنوعی: ای برادر، تو باید پاک و بیدغدغه باشی و نگران هیچکس نباشی. به خاطر داشته باش که این نصیحت از سوی پدرم به من رسیده است.
اگر به پای بپویی و گر به سر بروی
مقسمت ندهد روزیی که ننهادست
هوش مصنوعی: اگر تلاش کنی و زحمت بکشی یا بر بلندترین مرتبهها بروی، به تو روزی و رزق نخواهد داد اگر سرنوشتت در آن نباشد.
خدای راست بزرگی و ملک بیانباز
به دیگران که تو بینی به عاریت دادست
هوش مصنوعی: خدای واقعی بزرگ و پادشاهی است که هیچ همتایی ندارد و آنچه را که میبینی، تنها به عنوان امانت به دیگران داده است.
گر اهل معرفتی دل در آخرت بندی
نه در خرابهٔ دنیا که محنت آبادست
هوش مصنوعی: اگر به درک و شناخت حقیقی رسیدهای، دل خود را به زندگی پس از مرگ متصل کن و نه به خرابههای دنیوی که پر از سختی و مشکلات است.
به خاک بر مرو ای آدمی به کشی و ناز
که خاک پای تو همچون تو آدمیزادست
هوش مصنوعی: ای انسان، به خاک نغلت و به خود نناز، چرا که خاک زیر پاهای تو نیز مثل خود تو یک انسان است.
جهان بر آب نهادهست و عاقلان دانند
که روی آب نه جای قرار و بنیادست
هوش مصنوعی: جهان همانند سطح آب قرار دارد و افراد هوشمند میدانند که بر روی آب نمیتوان ایستاد و مستقر شد.
رضا به حکم قضا اختیار کن سعدی
که هرکه بندهٔ فرمان حق شد آزادست
هوش مصنوعی: سعدی، با رضایت به سرنوشت خود کنار بیا و انتخاب کن، زیرا هر کسی که به دستورات الهی عمل کند، در حقیقت آزاد است.
خوانش ها
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - موعظه و نصیحت به خوانش حمیدرضا محمدی
حاشیه ها
1394/06/07 05:09
جهان
چه نیکو فرموده سعدی که پادشاه سخن است و دیگران ریزه خوار
حافظ از روی این قصیده غزلی دارد با مطلع:
بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیار باده که بنیاد عمر بر بادست
1394/06/07 05:09
جهان
در بارگاه خاطر سعدی خرام اگر
خواهی ز پادشاه سخن داد شاعری
گه گه خیال در سرم آید که این منم
ملک عجم گرفته به تیغ سخننوری
بازم نفس فرو رود از هول اهل فضل
با کف موسوی چه زند سحر سامری؟
شرم آید از بضاعت بیقیمتم ولیک
در شهر آبگینه فروشست و جوهری
1394/06/07 05:09
جهان
استاد معلم چو بود بی آزار
خرسک بازند کودکان در بازار
پادشاهی پسر به مکتب داد
لوح سیمینش بر کنار نهاد
بر سر لوح او نبشته به زر
جور استاد به ز مهر پدر