گنجور

شعر ۹ - ایضا فی‌الغزل

ملک الهوی قلبی وجاش مغیرا
و نهی المودة ان اصیح نفیرا
اضحت علی ید الغرام طویلة
و ذراع صبری لایزال قصیرا
یا ناقلا عنی بانی صابر
لقد افتریت علی قولا زورا
من مصفی ممن یقدر جوره
عدلا، و یجعل طاعتی تقصیرا؟
لم یرضنی عبدا و بین عشیرتی
ما کنت ارضی ان اکون امیرا
یا سائلا عن یوم جد رحیلهم
ما کان الا لیلة دیجورا
لم تحتبس رکب بواد معطش
الا جمعت من البکاء غدیرا
کم اتقی هیف القدود تجانبا
فیغرنی کحل العیون غرورا
هل یطفئن الصبر نار جوانحی
و معالم الاحباب تلمع نورا
و لو اعب الخیل استوین کواعبا
و اهلة الحی اکتملن بدورا
ود الاساری ان یفک وثاقهم
و اود انی لا ازال اسیرا
ان جار خل تستعن بنظیره
الا خلیلا لم تجده نظیرا
رحم الاعادی لوعتی و توجعی
ما لحبة یعرضون نفورا؟
ان لم تحس بزفرتی و تشوقی
انصت، فتسمع للبکاء صریرا
یا صاحبی یوم الوصال منادما
کن لی لیالی بعدهن سمیرا
هل بت یا نفس الربیع بجنة؟
ام جئت من بلدالعراق بشیرا
عجبا بانی لست شارب مسکر
واظل من سکر الهوی مخمورا
صرفا محاعقلی، ورد قرائتی
شعرا، و غیر مسجدی ماخورا
ظما بقلبی لایکاد یسیغه
رشف الزلال و لو شربت بحورا
ماذا الصبا والشیب غیر لمتی
و کفی بتغییر الزمان نذیرا
یا آلفا بخلیله بک نعمة
احذر فدیتک ان تکون کفورا
قطع المهامة واحتمال مشقة
لرضی الا حبة لایظن کثیرا
حسوالمرارة فی کوس ملامة
حلو، اذا کان الحبیب مدیرا
و جلالة المنظور لم تتجل لی
لو لم تکن نفسی لدی حقیرا
یا من به السعدی غاب عن الوری
ارفق بمن اضحی الیک فقیرا
صلنی ودع ثم النعیم لاهله
لا اشتهی الا الیک مصیرا
فرض علی مترصد الامل البعید
بان یکون مع الزمان صبورا
و لعل ان تبیض عینی بالبکا
ارتد یوما التقیک بصیرا

اطلاعات

وزن: مستفعلتن مستفعلتن
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ملک الهوی قلبی وجاش مغیرا
و نهی المودة ان اصیح نفیرا
هوش مصنوعی: عشق، ملک و فرمانروایی است که در دل من جا دارد و برگزاری دوستی را به من نهی کرده است، حال آنکه من به این وضعیت معترض هستم.
اضحت علی ید الغرام طویلة
و ذراع صبری لایزال قصیرا
هوش مصنوعی: عشق در دل من چنان بزرگ و وسیع است که صبر من همواره کوتاه و ناکافی به نظر می‌رسد.
یا ناقلا عنی بانی صابر
لقد افتریت علی قولا زورا
هوش مصنوعی: ای ناقلا، دور از من برو! ای کسی که صبرم را آزمایش کردی، تو به من دروغی بزرگ گفته‌ای.
من مصفی ممن یقدر جوره
عدلا، و یجعل طاعتی تقصیرا؟
هوش مصنوعی: من آن پاکیزه‌ای نیستم که به اندازه عدالت خود را توجیه کند و نمی‌توانم طاعت و بندگی‌ام را به خاطر نقص‌هایم کاهش دهم.
لم یرضنی عبدا و بین عشیرتی
ما کنت ارضی ان اکون امیرا
هوش مصنوعی: من هرگز راضی نبودم که برده‌ای باشم، در حالی که خانواده‌ام در کنارم هستند؛ هرگز نمی‌پذیرفتم که امیر باشم.
یا سائلا عن یوم جد رحیلهم
ما کان الا لیلة دیجورا
هوش مصنوعی: ای کسی که درباره روز جدایی آن‌ها سؤال می‌کنی، بدان که آن روز جز یک شب تار نبوده است.
لم تحتبس رکب بواد معطش
الا جمعت من البکاء غدیرا
هوش مصنوعی: هرگز در جایی خشک و بی‌آب نمی‌مانی مگر اینکه از شدت اندوه و گریه، دریایی از اشک فراهم می‌آوری.
کم اتقی هیف القدود تجانبا
فیغرنی کحل العیون غرورا
هوش مصنوعی: چشم‌های زیبا و دلفریب او چنان مجذوبم کرده است که نتوانم از جذابیت او بگذرم، حتی اگر قامتش به دلخواه من نباشد.
هل یطفئن الصبر نار جوانحی
و معالم الاحباب تلمع نورا
هوش مصنوعی: آیا صبر می‌تواند آتش درونم را خاموش کند، در حالی که نشانه‌های عشق دوستان همچنان درخشان است؟
و لو اعب الخیل استوین کواعبا
و اهلة الحی اکتملن بدورا
هوش مصنوعی: اگرچه اسبان قوی و استوارند، اما زیبایی و کمال دختران جوان نیز در اوج خود است و همچون ماه کامل می‌درخشند.
ود الاساری ان یفک وثاقهم
و اود انی لا ازال اسیرا
هوش مصنوعی: دوست دارم که اسرای ما آزاد شوند و آرزو می‌کنم که هیچ وقت در بند نباشم.
ان جار خل تستعن بنظیره
الا خلیلا لم تجده نظیرا
هوش مصنوعی: دوست واقعی را نمی‌توان با هیچ کس دیگری مقایسه کرد؛ او از همه بی‌نظیرتر است و یافتن کسی همانند او امکان‌پذیر نیست.
رحم الاعادی لوعتی و توجعی
ما لحبة یعرضون نفورا؟
هوش مصنوعی: دشمنانم از درد و رنج من رحم نمی‌کنند، اما آن‌ها به خاطر یک دانه یاکس را دور می‌اندازند؟
ان لم تحس بزفرتی و تشوقی
انصت، فتسمع للبکاء صریرا
هوش مصنوعی: اگر احساس نمی‌کنی که من چگونه دلتنگ و مشتاقم، سکوت کن تا صدای گریه‌ام را بشنوی.
یا صاحبی یوم الوصال منادما
کن لی لیالی بعدهن سمیرا
هوش مصنوعی: ای رفیق، در روز وصال به من بپیوند و شب‌های پس از آن را به یاد آور که شب‌ها را با زیبایی می‌گذرانیدیم.
هل بت یا نفس الربیع بجنة؟
ام جئت من بلدالعراق بشیرا
هوش مصنوعی: آیا تو بهشتی هستی که روح بهار در آن دمیده شده؟ یا از سرزمین عراق، خبر خوشی به ارمغان آورده‌ای؟
عجبا بانی لست شارب مسکر
واظل من سکر الهوی مخمورا
هوش مصنوعی: عجب است که من شراب نمی‌نوشم، اما همچنان در حال تجربه شور و حال عشق هستم و تحت تأثیر آن قرار دارم.
صرفا محاعقلی، ورد قرائتی
شعرا، و غیر مسجدی ماخورا
هوش مصنوعی: تنها یک عقل سلیم کافی نیست؛ شعرها و ادبیات آن‌ها با هم تفاوت دارند و ما نباید همیشه به مکان‌های ثابت مثل مسجد اکتفا کنیم.
ظما بقلبی لایکاد یسیغه
رشف الزلال و لو شربت بحورا
هوش مصنوعی: دل من به قدری شیفته و عاشق است که نمی‌تواند پیوندی با آب زلال برقرار کند، حتی اگر دریاها را بنوشد.
ماذا الصبا والشیب غیر لمتی
و کفی بتغییر الزمان نذیرا
هوش مصنوعی: چه تفاوتی دارد بین جوانی و پیری جز اینکه من پندهایم را بپذیرم و تغییرات زمان به من هشدار دهد؟
یا آلفا بخلیله بک نعمة
احذر فدیتک ان تکون کفورا
هوش مصنوعی: ای آلفا، بخیل نباش و از نعمت‌ها مراقب باش، برایت جانم را فدای تو می‌کنم اگر ناشکری کنی.
قطع المهامة واحتمال مشقة
لرضی الا حبة لایظن کثیرا
هوش مصنوعی: قطع امید از بی‌راهه‌ها و پذیرش سختی‌ها برای دستیابی به رضایت، چون که کسی که به دنبال حقیقت است، نباید به آسانی قانع شود.
حسوالمرارة فی کوس ملامة
حلو، اذا کان الحبیب مدیرا
هوش مصنوعی: تجربه تلخی در یک لیوان احساس گناه، زمانی شیرین است که معشوق در کنار باشد.
و جلالة المنظور لم تتجل لی
لو لم تکن نفسی لدی حقیرا
هوش مصنوعی: عظمت و زیبایی آنچه را که می‌بینم نتوانستم درک کنم، اگر وجود خودم در دنیای پست و ناچیز نبود.
یا من به السعدی غاب عن الوری
ارفق بمن اضحی الیک فقیرا
هوش مصنوعی: ای کسی که در خوشبختی جاویدان غایب هستی، با آن کس که به سوی تو سفر کرده و در فقر به سر می‌برد، نرم و مهربان باش.
صلنی ودع ثم النعیم لاهله
لا اشتهی الا الیک مصیرا
هوش مصنوعی: با من تماس بگیر و وداع کن، سپس از نعمت‌ها برای اهلش لذت ببر. من تنها به تو احساس نیاز می‌کنم و غیر از تو را نمی‌خواهم.
فرض علی مترصد الامل البعید
بان یکون مع الزمان صبورا
هوش مصنوعی: علی به انتظار امید دیرینه‌اش نشسته است، در این امید که با گذر زمان، صبور باشد.
و لعل ان تبیض عینی بالبکا
ارتد یوما التقیک بصیرا
هوش مصنوعی: شاید روزی چشمانم از اشک سپید شوند، در حالی که تو را با چشم‌های بینا ملاقات کنم.

حاشیه ها

1398/06/03 09:09
سمیرا

یا صاحبی یوم الوصال منادما
کن لی لیالی بعدهن سمیرا معنیش چیه؟

1400/02/24 15:04
فرهاد

ای عشق من در روز وصل
شب‌های بعد از آن زیبا بود