بخش ۱۳ - حکایت
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
بخش ۱۳ - حکایت به خوانش حمیدرضا محمدی
بخش ۱۳ - حکایت به خوانش عندلیب
بخش ۱۳ - حکایت به خوانش فاطمه زندی
حاشیه ها
بیت چهارم بدین صورت صحیح تر است:
بتا جور دشمن بدردش پوست
رفیقی که از وی بیازرد دوست
به ناچار دشمن بدردش پوست
رفیقی که از خود بیازرد دوست
معنی این مصراع چیست:
بتا جور دشمن به دردش پوست
به تا جور دشمن بدردش پوست
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
به یک جفای دشمن جان خود از دست میدهد
آنکه دوست را بیازارد
بتا جور دشمن به دردش پوست
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
بتا:بهل تا
بهل:بگذار از هلیدن و هشتن
بتا جور دشمن بدردش پوست
بگذار جور دشمن پوستش را بکند
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
آن نارفیق دوست آزار را
دلسوز نارفیق مباش
به جای بتا،بسا هم آمده است
7 گرامی
شما درست تر معنا کردید
ممنونم
با سلام
کلمه دوست طیفِ وسیعی شامل می شود! از انسان تا خداوند
دوست تجلیِ مادی و نمادِ خداوندی در روی زمین است. دوست پنجره و دریچه یِ آشنایی با خداوند است, امیدوارم هیچ کس در این عالم بی دوست نباشد.
به شَهرَم یکی مهربان دوست بود / تو گفتی که با من به یک پوست بود
نه زو زنده بینم نه مُرده نشان/ بدست نهنگانِ مَردم کُشان