گنجور

شمارهٔ ۱۳

رودکی چنگ بر گرفت و نواخت
باده انداز، کو سرود انداخت
زان عقیقین میی، که هر که بدید
از عقیق گداخته نشناخت
هر دو یک گوهرند، لیک به طبع
این بیفسرد و آن دگر بگداخت
نابسوده دو دست رنگین کرد
ناچشیده به تارک اندر تاخت

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

رودکی چنگ بر گرفت و نواخت
باده انداز، کو سرود انداخت
هوش مصنوعی: رودکی سازش را برداشت و نغمه‌ای را شروع کرد که مانند باده‌ای سرخوش‌کننده، دل‌ها را شاد کرد و اشعار زیبایی را به یاد آورد.
زان عقیقین میی، که هر که بدید
از عقیق گداخته نشناخت
هوش مصنوعی: از دو سنگ عقیق، نوشیدنی‌ تهیه شده که هرکس آن را ببیند، نمی‌تواند آن را از عقیق گداخته تمییز دهد.
هر دو یک گوهرند، لیک به طبع
این بیفسرد و آن دگر بگداخت
هوش مصنوعی: هر دو از یک نوع هستند، اما یکی تحت تأثیر شرایط خراب می‌شود و دیگری مقاومت کرده و شکل خود را حفظ می‌کند.
نابسوده دو دست رنگین کرد
ناچشیده به تارک اندر تاخت
هوش مصنوعی: دست‌های او با رنگ‌های زیبا آراسته شده بود، بدون اینکه طعم زندگی را بچشد، به اوج زیبایی و شکوه رسید.

حاشیه ها

1396/12/23 16:02
رهام

بسیار زیبا

1400/12/26 20:02
علیرضا اسدی

معنا:

۱. (انداختنِ اول به معنایِ آشامیدن به یک بار و به شتاب و یک دفعه است و نه جرعه جرعه نوشیدن، انداختنِ دوم به معنایِ سرودن و گفتن) رودکی مشغولِ نواختنِ چنگ شد و سرودخوانی آغاز کرد پس (تو ای شنونده) شراب سرکش.

۲. از آن میِ سرخی که هم‌رنگِ عقیق است و هرکه دید-اش از سنگِ عقیقِ آب‌شده و ذوب شده تشخیص‌اش نمی‌دهد.

۳. می و عقیق هر دو از یک گوهر و ریشه‌اند اما یکی سرد و منجمد شده و دیگری آتشین و مایع.

۴. می چنان سرخ است که هنوز دست به آن نرسیده سایه‌یِ جام (احتمالا شیشه‌ای) دست را سرخ‌رنگ می‌کند و هنوز به لب نرسیده بوی‌اش به مغز می‌رسد (و هوش را می‌رباید).