گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۱

دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهم
دلی چون نامهٔ مجنون مادر زاد می خواهم
به جانم زنده گردانی، شفایم داده بیماری
بخواهم پاره کردن اوراق یک یک، باد می خواهم
نمی سنجم ملال خویش و بهر خوشدلی هر دم
نوای عندلیب و سایهٔ شمشاد می خواهم
تو محتاجی و من محتاجم ای خلوت نشین، لیکن
تو استعداد می خواهی و من ارشاد می خواهم
جگر خوردن مرا از های و هو خاموش می دارد
وگر نه عندلیبم، فرصت فریاد می خواهم
ندارم دستگیر، امیدوار از بخت بنشینم
نبینم دادگر، از خاک کسری داد می خواهم
به دلق آتش زدم، زنار بستم، یا صنم گفتم
ز زاهد طعنه، از راهب مبارک باد می خواهم
ندارم حجتی بهر مکافات فلک، عرفی
به عالم بر خلاف خود کسی را شاد می خواهم

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: الف. رسته

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهم
دلی چون نامهٔ مجنون مادر زاد می خواهم
هوش مصنوعی: من دلی می‌خواهم که آزاد باشد و در اواثری از عشق نقش بسته باشد، دلی پاک و بی‌غبار، مانند نامه‌ای که مجنون از مادرش به ارث برده است.
به جانم زنده گردانی، شفایم داده بیماری
بخواهم پاره کردن اوراق یک یک، باد می خواهم
هوش مصنوعی: اگر جانم را زنده کنی، از درد و بیماری شفا می‌یابم. می‌خواهم که اوراق زندگی‌ام را یکی یکی پاره کنی و مانند باد آزاد شوم.
نمی سنجم ملال خویش و بهر خوشدلی هر دم
نوای عندلیب و سایهٔ شمشاد می خواهم
هوش مصنوعی: نمی‌خواهم به غم و اندوه خود اهمیت دهم و هر لحظه آرزو می‌کنم صدای بلبل و سایهٔ درخت شمشاد را داشته باشم تا خوشحال شوم.
تو محتاجی و من محتاجم ای خلوت نشین، لیکن
تو استعداد می خواهی و من ارشاد می خواهم
هوش مصنوعی: ما هر دو به کمک و راهنمایی نیاز داریم، اما تو به یک سری توانایی‌ها احتیاج داری و من به هدایت و راهنمایی.
جگر خوردن مرا از های و هو خاموش می دارد
وگر نه عندلیبم، فرصت فریاد می خواهم
هوش مصنوعی: دل‌شکستگی و غم ناشی از دردهای درونیم مرا از فریاد زدن باز می‌دارد، اما در واقع من مانند یک بلبل هستم که در انتظار فرصتی برای ابراز احساساتم به آواز درآمدن می‌باشم.
ندارم دستگیر، امیدوار از بخت بنشینم
نبینم دادگر، از خاک کسری داد می خواهم
هوش مصنوعی: من در این دنیا کسی را ندارم که به من کمک کند، ولی به سرنوشت امیدوارم. بی‌جهت انتظار می‌کشم و نمی‌بینم که کسی برایم عدالت را برقرار کند. از سرزمین کسری، که نمادی از عظمت و قدرت است، خواهان عدالت هستم.
به دلق آتش زدم، زنار بستم، یا صنم گفتم
ز زاهد طعنه، از راهب مبارک باد می خواهم
هوش مصنوعی: من دلقی را به آتش سپردم و خود را با زناری گره زدم. به محبوبم گفتم که از زاهدین طعنه بزند و از راهب برای خودم آرزوی خوشبختی دارم.
ندارم حجتی بهر مکافات فلک، عرفی
به عالم بر خلاف خود کسی را شاد می خواهم
هوش مصنوعی: من دلیلی برای مقابله با سرنوشت ندارم، اما هرچند که دنیا به من روی خوش نشان ندهد، خواهان خوشحالی دیگران هستم.

حاشیه ها

1394/12/23 23:02
عبدالکریم اخلاصی

بخواهم پاره کرد اوراق یک یک باد میخواهم
بیت دوم مصرع دوم ن در پاره کردن اضافه است