اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: الف. رسته
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از باغ جهان رَخت ببستیم و گذشتیم
شاخی ز درختی نشکستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: از دنیای پر زرق و برق جدا شدیم و ادامه دادیم، بدون اینکه به چیزی آسیب بزنیم و بیدردسر گذر کردیم.
دامنکشِ ما بود فریبِ غم ناموس
زین کشمکش بیهده رستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: ما در دامنکش فریب و غم گرفتار بودیم، اما از این کشمکش بیهوده رهایی یافتیم و گذر کردیم.
هر گه که به ما راحتیان راه گرفتند
لختی دل آن طایفه جستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: هر بار که افرادی که به ما آرامش میدهند، مسیری را انتخاب کردند، لحظاتی دل آن گروه را جستجو کردیم و سپس از آن گذشتیم.
پا بست در آتش زدن و رفتن از این دشت
خود را به دل سوخته بستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: در دل این دشت، با وجود آتش و درد، خود را به احساسات سوختهمان سپردیم و به مسیر خود ادامه دادیم.
گفتند که از کعبه گذشتن نه ز هوش است
گفتیم که ما مردم مستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: آنها گفتند که عبور از کعبه کار آدمهای هوشمند نیست. ما پاسخ دادیم که ما مردمی مست و سرخوش هستیم و به همین دلیل عبور کردیم.
صد جا به کمند آمده بودیم در این راه
چون برق ز بند همه جستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: ما در این مسیر بارها گرفتار شدیم، اما مثل برق از همه بندها آزاد شدیم و گذر کردیم.
هر گاه که چشم من و عرفی به هم افتاد
در هم نگرستیم و گرستیم و گذشتیم
هوش مصنوعی: هر بار که چشمان من و عرفی به هم میافتاد، به هم نگاه میکردیم و با هم از کنار هم رد میشدیم.
حاشیه ها
درست: از باغ جهان روی ببستیم و گذشتیم
1392/11/28 13:01
امین کیخا
سیاه مست یک لغت زیبا به فارسی دارد و آن گرست است و در فرهنگ جلالی دیده می شود .
1394/05/10 00:08
شاداب ذکاوتی
بیت سوم: لختی دل آن طایفه خستیم و گذشتیم
1394/12/22 18:02
مهدی تفرجی
استفاده از ریشه های گرستن و نگرستن به جای گریستن و نگریستن بسیار جالبه. اصولا در زبان های پیشرفته و پویا که دارای متولی هستند (مانند زبان انگلیسی) هر چند سال تغییراتی در فرهنگ لغات دیده می شود و مرجع این تغییرات شاعران و بزرگان ادبی آن زبان ها هستند و معیار تغییرات ساده سازی زبان هستش. اصولا زبان فارسی زبانی با سرعت پایین هست و به نظر میرسه که بعضی از کلمات را می توان ساده تر بیان کرد تا سرعت کلام بالاتر بره. به هر حال جناب عرفی بسیار زیبا از این ساده سازی استفاده کرده. فرخی هم در بیت زیر این ساده سازی رو انجام داده:هیچ چشمی نشناسم که نه از بهر تو کرد
مجلس محتشمی را بگرستن طوفان
مصراع اول بیت مطلع چنین است:
از باغ جهان دیده ببستیم و گذشتیم....
1402/04/12 18:07
محمدجواد تقوی
خدا این عارف و شاعر بزرگ رو رحمت کنه
این بیت خودش درس خودشناسی است که میگه
هر گاه که چشم من و عرفی به هم افتاد
در هم نگرستیم و گرستیم و گذشتیم
1402/09/19 13:12
محمود حسینی
با درود «عرفی» در اینجا ایهام دارد هم به تخلص شاعر وهم به هم به هرشخص دیگر که چنان از او« شناخت » داریم که با یک نگاه به احوالات هم پی می بریم و دیگر نیازی به گفتگو نمی باشد.