گنجور

شمارهٔ ۱۴ - الاشعار فی المطایبة الراح مفدمته عنصری گوید

خداوندا همی‌خواهم که از دل
تو را تا عمر دارم می‌ستایم
ولیکن از دم جور زمانه
برنجید این دل مانده نمایم
حریف نیم مست امروز ناگه
درآمد بامدادان در سرایم
ندارم باده، بی زر کم فروشند
ازین غم خون دل شد تیره رایم
مرا گر یک صراحی باده بخشی
کنی شاد این دل انده‌فزایم
حریفی را از آن یک باده بدهم
به اقبال تو ده بار .........ایم

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: سیاوش جعفری

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خداوندا همی‌خواهم که از دل
تو را تا عمر دارم می‌ستایم
هوش مصنوعی: خداوندا، من همیشه از عمق وجودم تو را ستایش می‌کنم و این کار را تا زمانی که زنده‌ام ادامه می‌دهم.
ولیکن از دم جور زمانه
برنجید این دل مانده نمایم
هوش مصنوعی: اما این دل که زجر و درد زمانه را تحمل کرده، دیگر طاقت ندارد و به شدت ناراحت و دلbroken است.
حریف نیم مست امروز ناگه
درآمد بامدادان در سرایم
هوش مصنوعی: دوست نیمه مست من امروز ناگهان در صبح زود به خانه‌ام آمد.
ندارم باده، بی زر کم فروشند
ازین غم خون دل شد تیره رایم
هوش مصنوعی: من باده‌ای ندارم و بدون پول هم کسی چیزی به من نمی‌فروشد، به همین خاطر از غم و اندوه دل، ذهنم تیره و تار شده است.
مرا گر یک صراحی باده بخشی
کنی شاد این دل انده‌فزایم
هوش مصنوعی: اگر تو به من یک پیاله از شراب بدهی، دل غمگینم شاد خواهد شد.
حریفی را از آن یک باده بدهم
به اقبال تو ده بار .........ایم
هوش مصنوعی: اگر به تو اقبال و شانس خوبی داده شود، من یک باده به حریفی می‌دهم که حداقل ده بار برای تو دعا کند.

حاشیه ها

1402/08/21 21:11
ایلیا سلطانی

عاشقانه