بخش ۵۷ - مناظرهٔ خسرو با فرهاد
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
حاشیه ها
فکر می کنم بدون اغراق این زیبا ترین مناظره در شعر پارسی باشد
به حاشیه قبلی می گویم که این تنها یکی از بهترین مناظره های ادبیات ماست. من این مناظره را بعد از سال ها برای تکرار حسی که بار اول برایم به وجود آمد،خواندم. به راستی که بیان استادانه ی دنیای عشق شرق هست.
این بهترین مناظره است
من که هرچند بار این رو میخونم سیر نمیشم
این مناظره بقدری شیوا ودلنشینه که به جرات میتونم بگم بعد از گذشت 13سال از اولین باری که این شعر رو در کتاب ادبیات دبیرستان خوندم هیچ شعری اینقدر در ذهنم ماندگار نشده و جای بسی افسوس که چرا دیگه عشقهای اینچنین زلال پیدا نمیشه یا خیلی کم وجود داره.
من این شعر رو حفظ بودم ولی مدتی بود از ذهنم رفته بود و امروز که دوباره خوندمش خیلی خوشالم آوا فرّخی
این یکی از قشنگ ترین شعرهایی هست که من تاحالا خوندم اینجاست که فرق عاشق واقعی و دروغی مشخص میشه
زیباترین و دلنشین ترین مناظره ادبیات فارسی.باعث افتخاره همچین اثری در زبان مادری من.هربار می خونمش اشک تو چشام جمع میشه.درود بر نظامی
بچه ها اگه مناظره مثل این یا بهتر سراغ دارین بگید ما هم بخونیم.خدا نظامی رو رحمت کنه.
این شعر مورد علاقة منه مثل این تا حالا نخوندم
فوق العاده بود اما کاشکی فرهاد نمی مرد و به شیرین می رسید.
زیباترین حرفهای یک عاشق را از زبان نظامی گنجوی می توان شنید و بس !
واقعآ فوق العادست.من بارها و بارها خوندمش.مخصوصآ این بیت گل سرسبد شعره:
بگفت ار من کنم در وی نگاهی
بگفت آفاق را سوزم به آهـــی...
ازین که یک ایرانی هستم و ادبیاتم اینچنین غنی و زیباست خوشحالم و مفتخر.
سلام من میخواستم درجواب محدث بگم که همه خسرو وشیرین که بخونی میبینی که عشق خسرو به شیرین ومتقابلا شیرین به خسرو اونقدر بیشتر وعمیقتره که چاره ای نیست جز اینکه متاسفانه فرهادبمیره .
بینهایت زیبا. در حاشیهی پنجم نوشته شده بود که این عشقها کماند. به قول آقای اسماعیل امینی، شاعر و منتقد، اگر این عشقها زیاد بود که عادی میشد یا دست کم این شور و شکوه نبود.
این یک مناظره ساده نیست بلکه توصیفات نابی از عشق در آن گنجانده شده ،عاقل به ماه اشارت می کند نادان به نوک انگشت می نگرد
این شعر در کتاب ادبیات فارسی پیش دانشگاهی بود. یادم میاد بعد از اینکه دبیرمان خواندن شعر را به پایان برد، کلاس از فرط حیرت از این توصیف بی نظیر از عاشقی، تا 2 دقیقه در سکوت مطلق فرو رفته بود.
من عاشق فرهادم عاشق ترین فردی که دیدم.اما اگه فرهاد نمیمرد و به شیرین میرسید کماکان عزیز بود اما اسطوره ای با این قدرت در عشق نبود
منم مثل همه ی شما عاشق این شعرم -اما اخه مگه نمیگن دل به دل راه داره...نامردیه
از دوستان ممنون خواهم بود اگر توضیحاتی در معنی 6 بیت آخر بدهند.
گفت هر شب اورا چون ماه میبینی گفت آری اما خواب کجا من کجا ؟
بگفت آشفته از مه دور بهتر اشاره دارد به نگاه کردن و اصطلاحا زل زدن دیوانه در ماه
اکر تمام خمسه رادریک پله ترازو وتنها مناظره خسرو وفرهاد درپله دیگر باز هم شاید جندین برابر مناظره گرانی کند.
نخست اینکه این قشنگ ترین مناظره دو انسان در جهان در همه قرون و اعصار است ، منظر حکمرانی که در عین قدرت ، رقیب عشقی را بجای دوئل واقعی به دوئل معنوی دعوت می کند و در این مبارزه اسلحه ای را که خود دارد در اختیار او نیز می گذارد غافل که حریف با این سلاح قدرتمند تر از اوست . دوّم ، نشانی را که فرهاد می خواهد ، خسرو بدرستی بدو می نمایاند امّا شما آنرا به اشتباه بازگو می کنید ! به کوهی کرد خسرو رهنمونش که خواند هرکس اکنون بیستونش و نه بی ستونش گرچه رشته کوه بیستون در شمال کرمانشاه فعلی ، بی ستون است لیکن در نام بردن به گونه درست ، بیستون می شود
اولین بار این شعرو توی دبستان شنیدم.برادرم داشت واسه امتحان میخوندش بهم نشونس داد.
از اون موقع خیلی منتظر بودم برسم دبیرستان که ببینم این شعر مال کدوم ساله و باز بخونمش...
این قشنگ ترین شعریه که توی عمرم شنیدم...
حتی با خوندن این شعر ادم میتونه عشق فرهاد رو حس کنه...
در بیت
بگفتا دوری از مه نیست در خور
بگفت آشفته از مه دور بهتر
آنگونه که دوستان مستحضرنددر قالب مثثوی ابیات دارای دومصرع هم قافیه اند که در این مصرع رعایت نشده است
به نظر میرسدکه اصل بیت دوازدهم این بیتچنین باشد
بگفتا دوری از مه نیست در خور
بگفت آشفته به از مه شوددور
سلام و درود. جناب.اشکال قافیه در کار نیست. در اون زمان، خور ، خَر خونده میشد. چیزی شبیه به حروف والی.
توی این مصرع که جایگزین کردی وزن درست مصرع از بین رفته و با بقیه مصرع ها یکی نیست
اززیارت مجدداستاد مظلومی مشعوف شدیم استاد مسلم عروض و تفسیر شعر من باز همه تن چشم می شوم وسرتا پا گوش به یاد دورانی که برای بیت بیت اشعاری که می خواندید وتحلیل می کردید اشک می ریختیم حال دستم از دامن تان کوتاه است ترا خدا ادرس بگذارید
دوست تان داریم شاگرد ته کلاسی پویا
این مناظره بودن اغراق یکی از بهترینهای شعروادب فارسیست.من هروق یاد عشق وعاشقی میفتم این مناظره رو میخونم تا یادم بیفته که رسیدن ب معشوق مشکلات زیادیم داره
من عاشق این شعرم ... واقعا روانی شم !!!!
من به عشق فرهاد واقف هستم و عشقم تو عشاق فرهاد و مجنون است ولی جنس زن جماعت خراب البته خانم ها به خود نگیرند با اون ها نیستم با شیرین نامرد هستم البته شیرین برای من از تلخ هم تلخ تر هست من تا چند وقت پیش نمی دونستم شرین این کاره است فرهاد و گیر اورده
من عاشق این مناظرم اصلا از خوندش خسته نمیشم
نمیدونم چیش باعث شده که من انقد جذبش شم
روژینا خانم جدی گرفتیاااااا
یه شعره فقط.
البته یه شعر بسیار زیبا...
این شعر تقابل ثروت و قدرت با عشق خالصانه رو نشون میده و حقیقت اینه که دنیای دنی ظرف وصال به محبوب نیست و تا بوده همین بوده .امثال خسرو همیشه برندن و امثال فرهاد همیشه بازنده.تلخه چون حقیقته.شهریار تبریزی هم توی یکی از اشعارش میگه کاش به جای این ذوق و حال سیم و زر داشتم تا به محبوبم میرسیدم.چیزی که در انتهای داستان میمونه تنهاییه و البته ترحم دیگران.......
با سلام خدمت همه دوستان عزیز، بدون شک این مناظره و کلن سروده هایی از این قبیل بسیار زیبا اند و من واقعا عاشق سروده هایی راجع به شیرین و فرهادم بسیار عالی و قابل افتخار ولی نباید از یاد برد که بزرگترین سراینده مناظره پروین و به جرات میشه گفت با خوندن اون مناظره ها آدم حیرت زده میشه از این چطور اون رو سروده کم لطفی اگه پروین دست کم گرفته شه حتما بخونید مناظره هاش رو قول میدم مو به تن آدم سیخ میشه.،.
بیت پایانی در نسخۀ چاپ هرمس 1385، بر پایۀ چاپ مسکو، چنین است:
چو برج طالعت نآمد ذنبدار/ ز پس رفتن چرا باید ذنبوار
گر نگردی بی خبر از جسم و جان
کی خبر یابی ز جانان یک زمان؟
مرگ فرهاد زیبایی این شعر رو دو چندان کرده و آن را بهترین مناظره ی تاریخ ادبیات پارسی تبدیل کرده
نمودونم چندمین باره که این مناظره رو می خونم. هر بار به اندازه یک ابر دلم می گیره. یکی از زیباترین مناظره های عاشقانه شعر فارسیه. درود بر نظامی
خیلی عالی بود چندین بار خوندمش
سلام به همه دوستان
این شعر یکی از پر محتوا ترین شعرهای فارسی هستش و من هم مثل بقیه دوستان هر چند بار که میخونمش بازم دوست دارم یه بار دیگه بخونمش
یاد دوران دبیرستان بخیر
94/01/17
تا به امروز... در سایت گنجور و این همه گنجینه اشعرش... ندیده بودم که شعری چنان پر طرفدار باشد و همه از دم ازش تعریف کنند... و جا داره که من هم از این شعر فرا زمینی و ناب به زبان و فهم اندک خود تعریفی کنم و تشکری از همه ی عزیزان و سروران طرفدار شعر و ادبیات ایران کهن...
زنده باد عشق های پاک... عشق های فرهادی...
ممنون از بذل محبتان دوستان نسبت به بنده.
زندگی بی عشق یا مردن به جرم عاشقی/ گاهی قبر در دل تاریخ قابت میکند
به نظر من هم این مناظره بهترین مناظره فارسی باشه مناظره محتسب و مست پروین اعتصامی هم قشنگه ولی این مناظره با همه مناظره ها فرق داره
یکی از شعر های زیبا و پر معنی فارسی.شعر موسی و شبان از مولانا هم بسیار زیباست
نظامی هان و هان تا زنده باشی
چنان خواهم چنان کافکنده باشی
من شعرهای زیادی خوندم این مناظره یکی از بهترین و روانترین شعرهای ماست .خیلی لذت بخشه.انسان رو میبره تو حس.
سلام
آیا فرهاد در این مناظره ( او ان من شد زو مکن یاد...) برای نخستین بار فهمید خسرو شیرین را دوست دارد؟
بنده این شعر را در نسخه وحید نگاه نکردهام که مقایسه کنم. اما به نظر میرسد بیت «گفت ار من کنم در وی نگاهی
بگفت آفاق را سوزم به آهی» در جایگاه منطقی خود، یعنی پیشتر قرار نگرفته است.
درود ها بر مردمان آذرآبادگان،که شاعران بلند پایه همانند نظامی و خاقانی و صائب تبریزی پرورش داده و تقدیم ادبیات فارسی کرده اند
این خودش نشانه آن است که این مردم فرهنگ ایرانی خودرا طی هزاران سال یورش و غارت دشمنان حفظ کرده اند.
من گریستم. با تمام وجودم
درود بر روح نظامی عزیز که هرگز نمرده است
بگفتا گر کنم در وی نگاهی..... بگفت آفاق را سوزم به آهی
تنها بیتی است که در این مناظره بیانگر ضعف فرهاد در برابر خسرو است ...... بیت خیلی جالبی است
درود و فراوان درود....این مناظره به درستی یکی از بهترین مناظره های عاشقانه شعر پارسی است که حکیم نظامی سروده اند...در جواب دوست عزیزمان جناب مظلومی که بدرستی شعر رو تقطیع کردند باید به عرض برسانم هم قافیه کردن این کلمات در ادبیات کهن بسیار معمول بوده است و در جای جای شاهنامه میتوان بدان رسید..در شاهنامه خوانی استاد گرانقدر دکتر کزازی ..خورد را چنین خوانده اند..خوعرد..خ به ضم و فتح با هم..که ضمه در فتحه ادغام شده...و ایراد ایشان به این رج وارد نیست چرا که نخست این شعر اثر طبع یکی از چند شاعر طراز اول ایران زمینست..دویم آنکه خور با دور هم هم قافیه نیستند که ایشان چنین پنداشته اند
بگفتا دوری از مه نیست در خور
بگفت آشفته از مه دور بهتر
توجه کنید که در نزدیک به صد در صد از نظم و نثر نویسندگان و به ویژه سرایندگان سده های پیشین،فعل خوردن به صورت خردن تلفظ میشود و احتمالا تا زمان قاجار اینگونه بوده است و مردم هم اینگونه میگفتند و یا به شکل XO-A-RDAN
هنوز هم به گمانم در روستاهای یزد( اگر نه در شهر یزد) خوش و خوردن را با صدای زبر به زبان می آورند
حالتان خشه؟؟
یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم
چو التماس برآمد هلاک باکی نیست
کجاست تیر بلا گو بیا که من سپرم
.......................................................
ما دل دوستان به جان بخریم
ور جهان دشمنست غم نخوریم
گر به شمشیر میزند معشوق
گو بزن جان من که ما سپریم
........................................................
دست با سرو روان چون نرسد در گردن
چارهای نیست به جز دیدن و حسرت خوردن
آدمی را که طلب هست و توانایی نیست
صبر اگر هست و گر نیست بباید کردن
سعدی
سلام .
بگفتا دوری از مه نیست درخَور
بگفت آشفته از مه دور بهتر
در این مضمون (جنون به شکل ماهزدگی) اگر شعر لطیفی یا مطلب مرتبطی به ذهنتان خطور کرد ممنون میشوم بیان کنید.
سلام من با نظرهای مینا موافقم
بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک بگفت ان گه که باشم خفته در خاک
آن دوستانی که می گویند ای کاش ((فرهاد)) زنده می ماند و به ((شیرین)) می رسید، درک درستی از شخصیت واقعی شیرین ندارند. البته که هر انسانی می تواند به اندازه درک و نیاز خود از ادبیات بهره بگیرد.
تا این زمان ((شیرین)) از وجود شخصی به نام ((فرهاد)) باخبر نبود یا تنها از او به عنوان تندیسگری ماهر شنیده بود.
پس از مرگ ((فرهاد))، وقتی قضیه را برای ((شیرین)) نقل میکنند، وی می گوید که من اصلا به چنین شخصی نیاز ندارم که بخواهد سر زیر پایم بگذارد و برای من عاشقی کند. یعنی اگر هم ((فرهاد)) زنده می ماند، ((شیرین)) التفاتی به وی نمی کرد.
از نظر خود من، این داستان نمایانگر شخصیتی جدید از زن ایرانیست.
اگر داستان ((لیلی و مجنون)) -که از ادبیات عرب است - را خوانده باشید متوجه می شوید که در آن داستان شخصیت ((لیلی)) ارزش بالایی نداشته است،که این ریشه در تاریخ و فرهنگ عرب دارد.
اما ((نظامی)) در داستان ((خسرو و شیرین)) ، با ترسیم شخصیتی مستقل و با کمالات از ((شیرین))، تصویر جدیدی از رفتار و مرام زنانه را وارد دنیای ادب می کند.
*با تشکر از استاد ((احمد قنبری))
باید در پاسختان بگویم که هیچگاه شیرین این جمله را نگفت که من از عشق فرهاد بی نیازم ماجرا این بود که از ابتدای شعر داستان در مورد عشق شیرین و خسرو بوده و در این میان بین این دو دلداده مشکلاتی پیش میاد گاهی غرور هرکدام باعث نرسیدن آن ها میشه...در مورد فرهاد باید گفت که این شخص خودش بسیار عاشق شیرین میشه و اتفاقا شیرین خیلی نسبت بهش احساس ترحم میکنه حتی به دیدارش در بیستون میره تا بهش خسته نباشید بگه و بعد از فوت فرهاد بسیار به سوگ میشینه و دستور میده براش آرامگاه درخور شانی بسازند
مهرشاد گرامی
شما را سپارش میکنم به خواندن کتاب ارجمند ' دو زن'" نوشته زنده یاد سعیدی سیرجانی.
نخستین بار که نظامی را شناختم، با همین گفتوگوی زیبا بود!
نظامی را از نو باید شناخت!
از این قشنگتر فک نکنم باشه
عالی
به خود میبالم که پارسی زبانم، و برای همه پارسی زبانان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم
به خود میبالم که پارسی زبانم . وبرای تمام پارسی زبانان موفقیت روز افزون و تندرستی بیشتر را از درگاه حق خواستارم
درود بی پایان به شما وتمام شاعران پارسی زبان این مناظره یکی از بهترین مناظره ها است ویکی از دلایل دلنشین بودنش روان بودنشه اما ما به عنوان یک ایرانی باید درمورد این جور مناظره ها خیلی بیشتر بدانیم به عنوان کسی که عشق من به شعرو ادبیات مثل عشق فرهاد هست پیشنهاد میکنم حتما داستان ویس ورامین رابخونید اولین عاشقان ایرانی که درموردشان نظم گفته شده وبعداز اون مناظره های پروین مثل مست وهوشیار یا جناب خر از استاد ایرج میرزا یا قلب مادر از همین شاعر درخت چنار وگردو فوق العاده پند امیز واز این قبیل اشعار ما زیاد داریم حیف که اهل کتاب نیستیم بعد درکشوری زندگی میکنیم که سرانه مطالعه سه دقیقه برا هر فرده من نمیدونم این همه روشن فکر از کجا میاد لاقل شما که اهل کتاب هستید بازم خودش امید بخشه ممنون از توجهتون
با خوندن هر بار این مناظره بیشتر شیفته این مناظره می شم و همچنین بخشی از حج رفتن مجنون عالیه واژه ها قاصرن از توصیف
با سلام به دوستان گنجور. لطفاً، معنی و منظور ابیات سنگین رو پیشکسوتان برای ما بنویسند.
با سلام خدمت دوستان عزیز،،در سترگی و بزرگی این سروده است ک انسان پاکی روح لطیف شاعر رو درک می کنه، بانو عاطفه به نقل از شاعری فرمودند که اگه این میزان از عشق همه گیر بشه و بسیاری از انسانها ب این درجه برسن دیگه اینقدر شکوه و شور نداره، با کمال احترامی ک برای خودشون و نظرشون قائلم باید بگم نه اینطور نیست،این شور و سرور از عشق پاک و ناب میاد،هر جا باشه و چقدر هم ک باشه بازم هم شور داره،همونظور ک تعداد مادرها در جهان بسیار زیاد است و عشق و شور مادرانه هم در تک تکشون هست و برای همه شورانگیزه،چون عشق پاکه،من راغبانه غلام حلقه به گوش و زنجیر در پای این شور و عشق مادرانه هستم،، خدمت اون عزیزانی هم ک ازین دست مناظره ها رو خواستن،مناظره مادر حضرت موسی با خدا رو پیشنهاد میکنم،من ک با خوندنش همیشه اشک تو چشمام جمع میشه،برای همه خوانندگان محترم ارزوی میکنم ک خداوند تا زمانی که ارزویی در دل دارند عمرشونو نگیره،عاجزانه التماس دعا دارم
وصف مناظره خسرو وفرهاد در بیان شاهکارانه استاد توصیف و تشبه و فضاسازی آنچنان تصویرسازی مینماید که مرغ خیال در این آسمان گم میگردد گو آنکه مفاهیم عمیق عشق ورزی عقلانیت حسد تدبیر و... عقل را متحیر می سازد.
سی سال پیش در ایام نوجوانی و بلوغ به جستجوی صحنه ها و اوصاف اروتیک شیرین و فرهاد را مرور می کردم عاجز از معنای کلمات و مفهوم عبارات و استعارات
منتها مناظره فوق آنچنان مرا که کودکی دبستانی بودم مجذوب کرد که همه آن را حفظ کردم و در کلاس فارسی خواندم و همچنان آنرا به عنوان یکی از بهترین قطعات ادب فارسی می پندارم.
با تشکر از همه دوستان و دست اندرکاران گنجور
ای کاش با صدای دلنشینی خوانش این قطعه گرانمایه را می افزودید
در جواب دوستانی که می گن کاش فرهاد نمی مرد باید گفت:
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان گرگ خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز گلشن مگریز
مردار بود هر آنکه او را نکشند
عشق زلال نیست؟
معشوقان فن کرشمه را آموختند--آه از ما، که دلداری نیاموختند
دل به دل راه دارد، دوستان این دروغی بیش نبود
یک کلام، همان بیت بهار:
دلبری با دلبری دل از کفم دزدید رفت
هرچه کردم ناله از دل، سنگدل نشنید رفت
گفتمش ای دلربا. دلبر ز دل بردن چه سود
از ته دل بر من دیوانه دل خندید رفت
مولانا به من آموخت:
صورت ظاهر فنا گردد
عالم معنی بماند جاودان
ابیات کمی از این مناظره در کتاب درسی بود و من برای خواندن ادامه آن آنقدر مشتاق بودم که مقداری از طلا هایم را فروختم و کتاب خمسه نظامی را خریدم .هنوز هم بعد از سالها که این ابیات را میخوانم غرق در لذت میشوم .واقعا عالی و بی نظیر است
بی نظیر ترین مناظره عاشقانه که مو به تن ادم رو سیخ میکنه و ادم رو میبره کنار بیستون و اینقدر خوب توصیف شده که میتونی صدای تیشه فرهاد رو بشنوی مفتخر از نظامی هر ایرانی
خوش حالم که تونستم عشقی کاملا شبیه به فرهاد تجربه کنم. در نهایت به فرجام نرسید. به دلیل مشکلاتی که داشتم ناخودآگاه به عزیزترینِ جانم آسیب میزدم. آخر سر براش «آشفته از مه دور بهتر» رو فرستادم و خداحافظی کردیم.
شعری بسیار عالی (واقعا درست است که میگویند آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند )
خدایش خسرو اول عاشق شد عشق شیرین به خسرو بود من خیلی از خسرو خوشم میاد
جناب آقای نوید الهی میپرسن که شاپور چرا فرهاد رو به شیرین معرفی کرد؟ آیا قصد بازارگرمی داشت یا اینکه میخواست برای یک دوست قدیمی کار پیدا کنه؟ (برای اینکه بدونید سؤالم مربوط به کدوم قسمته لطفاً بخش ۵۳ بیت ۲۸ را مطالعه کنید)
خانم فَری فلاحی از سایت گنجور برای شعرای قشنگشون تشکر میکنن.
آقای محرابیان میگن اگه میشه این رنگ پسزمینه رو عوض کنین.
خانم بهاره میر از طرف گروه شعرخوانی شهر مون از سایت گنجور تشکر میکنن که برای بیتها شماره گذاشتن چون ما باید هر کسی به تعداد مساوی بیت بخونه و الان خیلی راحت شده که عدالت رعایت شه.
خانم پریسا از آقای نظامی و جناب شاپور بهخاطر سرودن اشعار عاشقانهٔ افلاطونی کمال تقدیر و تشکر رو دارند.
و من الله توفیق.
چقدر خواندن حاشیه ها حس و حال عجیب و در عین حال زیبایی داره. زیبا به خاطر اینکه هنوز هم انسان مدرن امروزی طبع درک شعرش رو از دست نداده و عجیب به دلیل ذکر شدن تاریخ ها..."ده سال پیش ساعت ٠٧:٤٣" و چه اتفاق ها که در این ده سال نیفتاده.
بگفت او ان من شد زو مکن یاد
بگفت این کی کند بیچاره فرهاد...
درود بر نظامی بخاطر سرودن همچین شعری
خیلی زیباااس
وقتی می خونم اشک جمع میشه تو چشام
اونجاشو دوس دارم که میگه چو عاجز گشت خسرو در جوابش نیامد بیش پرسیدن صوابش به یاران گفت کز خاکی و آبی ندیدم کس بدین حاضر جوابی
من از دوران متوسطه اول تا حالا که دانشجو ام حدودا پنج یا شش بار از ابتدا خسرو و شیرین را خوانده ام و میتوانم بگویم با اختلاف حتی از رمان های ویکتور هوگو هم سر تر است اما همیشه معنی شش بیت پایانی مناظره خسرو و فرهاد برایم جای سوال است از هر دبیری هم پرسیدم پاسخ نگرفتم لطفا اگر کسی آگاهه برایم شرح بده
درود بر حضرت شاعر، واقعآ خواندنش به یک دنیای دیگر میبرد انسان را.
آیا امکان این هست که این بیت رو کسی معنی کنه؟
شهر بسیار زیبا اما میشه لطفا معنی مکالمه ی خسرو وفرهاد را توضیح بدید بسیار سپاس گذارم
هنوز هم لذت اولین بار را برایم دارد . چقدر زیبا و ساده و روان بیان میکند . نتیجه فکر میکنم برای رسیدن به معشوق کوه را باید شکافت . مانند موسی دریا را شکافت . مانند عیسی صلیب به دوش کشیدن . مانند ابراهیم از آتش گذر کرد . مانند یوسف قضاوت نکن و به ریسمان الهی که همان طناب است چنگ بزن تا به فضای یکتایی و حدت برسیم
هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند....
بدون هیچ شک و اغراقی بهترین مناظرهی طول تاریخ ادبیاتِ.
یعنی توی گنجور هم باید بیایم خطای هکسره رو گوشزد کنیم؟ عجب
نخستین بار گفتش کَز کجایی؟
بگفت از دار ملک آشنایی
آقای طاهری در پادکست نظامی گنجوی به زیبایی غیر قابل وصف خمسه نظامی را خوانده به دوستانی که علاقه دارند پیشنهاد میکنم گوش بدهید
به نظر میرسد، بیت «این کس نداند، جز خیالش» را باید این گونه اصلاح کرد:
«این کس نداند، جز خدایش»
این بیت با این تغییر، پرمعناتر و به واقعیت نزدیکتر میشود.
زیرا خیالش بسی بیمعنا و نامتناسب با مفهوم شعر است.
من از اون قسمت پیه و دنبه هیچی متوجه نشدم کسی هست که توضیح بده