بخش ۴۳ - انجامش روزگار هرمس
مغنی بدان جرهٔ جاننواز
بر آهنگ ما نالهٔ نو بساز
که گشتیم چون بلبل از ناله مست
بدان ناله زین ناله دانیم رست
چو هرمس بدین ژرفدریا رسید
رهی دید کز وی رهایی ندید
فرو رفت و گفت آفرین بر کسی
که کالای کشتی ندارد بسی
چه باید گرانبارییی ساختن
که باید به دریا در انداختن
جهان خانهٔ وحش بود از نخست
در او بانوا هر گیاهی که رست
ز کوه گران تا به دریای ژرف
چه و بام او شد به باران و برف
چو شد آهوی گور آدم پدید
گریزنده شد گور و آهو رمید
من آن وحشی آهو کز دست زور
به پای خودم رفت باید به گور
درین ره پناه خود از هیچکس
نسازم جز از پاک یزدان و بس
شما نیز چون عزم راه آورید
به پاکیزه یزدان پناه آورید
درین گفتنش خواب خوش باز برد
سخن را چه خسبانم، او نیز مرد
بخش ۴۲ - انجامش روزگار ارسطو: مغنی دلم سیر گشت از نفیربخش ۴۴ - انجامش روزگار افلاطون: مغنی برآرای لحنی درست
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
مغنی بدان جرهٔ جاننواز
بر آهنگ ما نالهٔ نو بساز
هوش مصنوعی: خواننده، با صدای دلنشین خود، به آهنگ ما آواز جدیدی اضافه کن.
که گشتیم چون بلبل از ناله مست
بدان ناله زین ناله دانیم رست
هوش مصنوعی: ما مانند بلبل از غم و تنهایی خود به نوای دلbroken میپردازیم و از این نالهها میفهمیم که رهایی در چیست.
چو هرمس بدین ژرفدریا رسید
رهی دید کز وی رهایی ندید
هوش مصنوعی: هنگامی که هرمس به این دریا عمیق رسید، راهی را دید که از آن هیچ راه نجاتی پیدا نمیکرد.
فرو رفت و گفت آفرین بر کسی
که کالای کشتی ندارد بسی
هوش مصنوعی: کسی باید به خود ببالد که بدون وابستگی به مادیات و داراییهای دنیوی، میتواند در زندگی خود پیشرفت کند و به آرامش برسد.
چه باید گرانبارییی ساختن
که باید به دریا در انداختن
هوش مصنوعی: چه بار سنگینی باید برداشت که در نهایت باید آن را به دریا بیفکنیم.
جهان خانهٔ وحش بود از نخست
در او بانوا هر گیاهی که رست
هوش مصنوعی: دنیا از ابتدا مکانی پر از وحش و طبیعت بوده است، جایی که هر نوع گیاهی در آن رشد کرده و زندگی کرده است.
ز کوه گران تا به دریای ژرف
چه و بام او شد به باران و برف
هوش مصنوعی: از کوههای بلند و سنگین تا دریای عمیق، چه بلندی و عظمت دارد که برف و باران بر آن نشسته است.
چو شد آهوی گور آدم پدید
گریزنده شد گور و آهو رمید
هوش مصنوعی: هنگامی که آدم به شکل آهویی در آمد، گور (مرگ) نیز گریزان شد و آهو نیز از او دور گردید.
من آن وحشی آهو کز دست زور
به پای خودم رفت باید به گور
هوش مصنوعی: من آن آهو وحشی هستم که از دست زور و فشار به پای خودم سقوط کرد و حالا باید به قبر بروم.
درین ره پناه خود از هیچکس
نسازم جز از پاک یزدان و بس
هوش مصنوعی: من در این مسیر هیچکس را پناه خود نمیسازم جز خدای پاک و کافی.
شما نیز چون عزم راه آورید
به پاکیزه یزدان پناه آورید
هوش مصنوعی: اگر شما هم اراده کنید که به مسیر بیفتید، به سرپناهی پاک و مقدس پناه ببرید.
درین گفتنش خواب خوش باز برد
سخن را چه خسبانم، او نیز مرد
هوش مصنوعی: در این گفته، او به خواب خوشی اشاره میکند که به کلامش جذابیت میدهد و او را متوجه میکند که مهم نیست چه چیزی بگوید زیرا خود او هم به خواب رفته است.

نظامی