بخش ۴
بازم از این واقعۀ دشت بلا یاد آمد
خرمن صبر و ثباتم همه بر باد آمد
در شگفتم ز چه در هم نشد اجزای وجود
زان همه ضعف که بر علّت ایجاد آمد
آه از آندم که شه دین بهزاران تشویش
بر سر قاسم ناکام بامداد آمد
دیدکاغشته تنش چونگل سیراب بخون
آهش از آتش اندوه زبنیاد آمد
که بزانو سر حسرت که مر این صید ضعیف
بچه جرمی هدف ناوک صیاد آمد
که بدندان لب حیرت که گه جلوه گری
چشم زخمی که بر این حسن خدا داد آمد
پس چو جان پیکرش از لطف در آغوش کشید
رو بسوی حرم آورد و بفریاد آمد
کایعروس حسن از بخت شکایت منما
حجلۀ حسن بیارای که داماد آمد
نیر از خاک در شاه مکش روی نیاز
کانکه شد حلقه بگوش درش آزاد آمد
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بازم از این واقعۀ دشت بلا یاد آمد
خرمن صبر و ثباتم همه بر باد آمد
هوش مصنوعی: یک بار دیگر خاطرهای از دشواریهای گذشته به یادم آمد و سبب شد تمامی صبر و استقامتم به باد برود.
در شگفتم ز چه در هم نشد اجزای وجود
زان همه ضعف که بر علّت ایجاد آمد
هوش مصنوعی: من در تعجبم که چرا اجزای وجود با وجود تمام ضعفهایی که داشتند، در هم نمیشوند و از هم جدا نمیشوند. این در حالی است که علل مختلفی برای ایجاد آنها وجود دارد.
آه از آندم که شه دین بهزاران تشویش
بر سر قاسم ناکام بامداد آمد
هوش مصنوعی: زمانی که محسن دین در میان نگرانیها و مشکلات فراوان بر سر قاسم از خواب بیدار شد، آه و نالهای بر لبانش جاری شد.
دیدکاغشته تنش چونگل سیراب بخون
آهش از آتش اندوه زبنیاد آمد
هوش مصنوعی: چهرهاش مانند گلی است که به خون اشکهایش آغشته شده و از دلش آتش اندوهی سرچشمه میگیرد.
که بزانو سر حسرت که مر این صید ضعیف
بچه جرمی هدف ناوک صیاد آمد
هوش مصنوعی: شخصی به حالت زانو درآمده و با حسرت به یک موجود ضعیف نگاه میکند، زیرا آن موجود به دام صیادی افتاده که تیرش به او اصابت کرده است.
که بدندان لب حیرت که گه جلوه گری
چشم زخمی که بر این حسن خدا داد آمد
هوش مصنوعی: این بیت به بیان تصویری از زیبایی و جذابیت میپردازد. شاعر با تأکید بر لبها و چشمها، به حالت شگفتی و حیرت اشاره میکند. او از زیباییهایی که به وجود آمدهند، به ویژه در چهره و نگاه کسی سخن میگوید که دلفریب و دلنشین است. در واقع، این شعر تجلی زیبایی و تأثیرات آن بر قلب و روح انسان را به تصویر میکشد.
پس چو جان پیکرش از لطف در آغوش کشید
رو بسوی حرم آورد و بفریاد آمد
هوش مصنوعی: پس وقتی که جان این پیکر را با مهربانی به آغوش گرفت، او را به سمت حرم برد و به کمک خواست.
کایعروس حسن از بخت شکایت منما
حجلۀ حسن بیارای که داماد آمد
هوش مصنوعی: زیبایی و خوشیهای زندگی را به خاطر ناملایمات و مشکلات از دست نده، چرا که حالا زمان شادی و جشن است و باید این لحظه را گرامی بداری.
نیر از خاک در شاه مکش روی نیاز
کانکه شد حلقه بگوش درش آزاد آمد
هوش مصنوعی: از خاک نپرس که چرا به سراغ در شاه میرود، چون آن کس که خود را به حلقه در او آویخته است، به راحتی آزاد خواهد شد.