بخش ۱۱ - نوحهٔ ترکی زبان حال مادر جناب قاسم علیه السلام
ایتدی غم طغیان سرور قلب ناشادیم اویان
اود دو توب جلم چخوب قلا که فریادیم اویان
آچیلوب قان چشمه ساری آلدی دور چشممی
اولدی سیل اویناقی کنج محنت آبادیم اویان
طرفه لاله ستان اولوب دورون سرشک آلدن
باشلیوب قمربار افغان سرو آزادیم اویان
کاکلون بادیله یاتوب گورمشم خواب مخوف
اولموشام دیوانه وش ماه پریزادیم اویان
یاوریم غم لشگری قیلدی مسخر گوگلیمی
ضعف تایدی قوّت الدن گیتدی بنیادیم اویان
دامه دو شموش صیدتک یول گوزامکدن گوزاریم
دولدی قان یاشیله آهوگوزلو صیادیم اویان
گورمسون تا گل بوزون گون باشون اوسته نوعروس
ایلیوب زلفین پریشان تازه دامادیم اویان
بخش ۱۰ - ایضا مناجات از قول حضرت سید الشهداء علیه التحیه و الثناء: محبوبم الله لبیک لبیکبخش ۱۲ - وداع جناب سکینه با جناب علی اکبر: الوداع ای سرو ناز گلشن جان الوداع
اطلاعات
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ایتدی غم طغیان سرور قلب ناشادیم اویان
اود دو توب جلم چخوب قلا که فریادیم اویان
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که بر دل بیقراری من حاکم است، به قدری شدید است که حتی صدای فریاد من نیز به گوش کسی نمیرسد.
آچیلوب قان چشمه ساری آلدی دور چشممی
اولدی سیل اویناقی کنج محنت آبادیم اویان
هوش مصنوعی: آچیلوب قان چشمه ساری آلدی دور چشممی اولدی سیل اویناقی کنج محنت آبادیم اویان
چشمهای جاری از خونم دور چشمانم به راه افتاده، بر لبهایم آرامش میآورد و در جایی که درد و رنج در آن وجود دارد، نشستهام.
طرفه لاله ستان اولوب دورون سرشک آلدن
باشلیوب قمربار افغان سرو آزادیم اویان
هوش مصنوعی: در دامان لالهزار، آبی گشتی را میگیرم. به سرخی گلها، دلم گواهی میدهد که من نیز به مانند سرو بلند و آزاد، در درختان سر به آسمان ساییدهام.
کاکلون بادیله یاتوب گورمشم خواب مخوف
اولموشام دیوانه وش ماه پریزادیم اویان
کاکلت با باد خوابید. خواب ترسناک دیدهام. مانند دیوانگان شدهام. ماه پریزادم بیدار شو.
یاوریم غم لشگری قیلدی مسخر گوگلیمی
ضعف تایدی قوّت الدن گیتدی بنیادیم اویان
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به ابراز احساسات خود دربارهی غم و اندوهی که مانند لشکری بر او یورش میبرد، میپردازد. او از ضعف و ناتوانی خود صحبت میکند و به این اشاره میکند که این غم به او آسیب میزند و به نوعی بنیاد و پایهی وجودش را متزلزل کرده است. غم، مانند یک نیروی قوی، او را تحت فشار قرار داده و بر او مسلط شده است.
دامه دو شموش صیدتک یول گوزامکدن گوزاریم
دولدی قان یاشیله آهوگوزلو صیادیم اویان
هوش مصنوعی: من در صید تو، دامانم را به سوی تو میگسترانم و به آهوهای زیبا و خونینچشم تو میاندیشم.
گورمسون تا گل بوزون گون باشون اوسته نوعروس
ایلیوب زلفین پریشان تازه دامادیم اویان
هوش مصنوعی: بیا به گورسان تا گل بوزون بوی خوشش را استشمام کنیم. باید مانند نوعروسی با زلفهای پریشان در کنار تازه دامادم مشغول بگذاریم.