گنجور

بخش ۵ - رجوع به احتجاج حضرت ابی عبدالله

شه به پایان باز ناورده عتاب
با زبان تیر دادندش جواب
هر که ز آن سرچشمه آبی نوش کرد
نوعروس بخت در آغوش کرد
دید شه چون تیر باران جفا
کرد رو با یاوران باوفا
گفت هان آماده باشید ای کرام
که رسول این گروه است این سهام
این کبوترها که شهپر می زنند
عاشقان را حلقه بر در می زنند
نامه ها دارند خونین زیر پر
که به شهر جان برند از ما خبر
پیش تازید و صف آرائی کنید
وین رسل را خوش پذیرائی کنید
خوش بداریدش به جان و دل قبول
که بود از فرض، اکرام رسول
یک به یک آن جان سپاران دلیر
هر یکی در پر دلی یک بیشه شیر
سوی میدان شهادت تاختند
کشتنی کشتند و جانها باختند

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شه به پایان باز ناورده عتاب
با زبان تیر دادندش جواب
هوش مصنوعی: شاه به پایان کار خود دچار ناامیدی شد و به نتیجه‌ای نرسید. او با زبان تیر نشان داد که جواب انتقاداتش را می‌داند.
هر که ز آن سرچشمه آبی نوش کرد
نوعروس بخت در آغوش کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که از آن منبع زلال آب بنوشد، به شادی و خوشبختی رسیده و در آغوش خوشبختی قرار می‌گیرد.
دید شه چون تیر باران جفا
کرد رو با یاوران باوفا
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه به خاطر وفاداری همراهانش با بی‌رحمی رفتار کرد، آن‌ها را نادیده گرفت و به آن‌ها ظلم کرد.
گفت هان آماده باشید ای کرام
که رسول این گروه است این سهام
هوش مصنوعی: گفتند که ای نیکان، آماده باشید، زیرا پیامبران این جمع، این تیرها هستند.
این کبوترها که شهپر می زنند
عاشقان را حلقه بر در می زنند
هوش مصنوعی: این کبوترهایی که پرواز می‌کنند، عاشقان را به دروازه عشق و وصال دعوت می‌کنند.
نامه ها دارند خونین زیر پر
که به شهر جان برند از ما خبر
هوش مصنوعی: نامه‌ها به شدت غمناک هستند و به گونه‌ای نوشته شده‌اند که از هر سو خبر از جان‌باختن و درد و رنج ما را به شهر منتقل می‌کنند.
پیش تازید و صف آرائی کنید
وین رسل را خوش پذیرائی کنید
هوش مصنوعی: به جلو بروید و صفوف را مرتب کنید و با خوشحالی از این پیام استقبال کنید.
خوش بداریدش به جان و دل قبول
که بود از فرض، اکرام رسول
هوش مصنوعی: با جان و دل او را عزیز بدارید، چرا که احترام به او از واجبات است.
یک به یک آن جان سپاران دلیر
هر یکی در پر دلی یک بیشه شیر
هوش مصنوعی: شجاعان جان‌دهنده، هر کدام به تنهایی چون شیران دلیر در دل خود جنگلی از شجاعت دارند.
سوی میدان شهادت تاختند
کشتنی کشتند و جانها باختند
هوش مصنوعی: به سوی میدان نبرد رفتند، در آن‌جا جان خود را فدای آرمان‌هایشان کردند و جان‌هایی را نیز در راه هدف خود گرفتند.