قصیدهٔ شمارهٔ ۶
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آهنگ ها
این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟
حاشیه ها
در بیت 17 برای بهتر خواندن متن پیشه ها درست است. در ضمن الفغدن به معنای اندوختن و گردآوردن و ایدری یعنی این جهانی و در بیت بعد آن سری یعنی آن جهانی.
---
پاسخ: با تشکر، «پیشها» را با «پیشهها» جایگزین کردیم.
بیت بیستم، در هر دو نیم بیت: به نظر باید کبک باشد.
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را
برون کن ز سر باد و خیرهسری را
ممنون از سایت خوبتون به عرضتون برسونم که بنده مداه هستو و خیلی علاقه دارم اشهار نصر حسرو را بخوانم ولی خیلی از ابات را نمی فهمم ایکاش شرح تفسیر و معنی هم داشت اگر هست لطفا راهنمائی بفرمائید
سلام خسته نباشید من معنی این بیت رو می خواستم
به هارون ما داد موسی قرآن را
نبودهاست دستی بران سامری را
منظور رو هم اگه میشه بنویسید ممنون
در روایات داریم حضرت علی علیه السلام برای حضرت محمد صلی الله به مانند هارون برای موسی بودند جز اینکه ایشان ،امیر المومنین، پیامبر نبودند و اینجا میگه پیامبر به علی علیه السلام قرآن رو داد که هیچ تحریف و دستی در اون برده نشده درحالی که در زمان حضرت موسی سامری مردم رو با تحریف کتاب خدا و دین گمراه کرد.
یا علی!پیوند به وبگاه بیرونی
معنی بیت 22 اشاره به داستان موسی و خانشین او هارون است ناصر خسرو که شیعهٔ اسماعیلی است اعتقاد داشت که علی خانشین بر حق پیامبر اسلام است هم چنان که هارون جانشین بر حق موسی بود. همین مطلب را در بیت های بعدی بیشتر پروانده است و در بیت 36 با صراخت بیشتری به همین مطلب می پردازد.
درود بر شما اگر مهر ورزیده بگویید که: هدف شاعر از خوکان کی ها هستند. برداشت من این است که ناصر خسرو بالای عنصری انتقاد میکند و سلطان محمود را خوک خطاب میکند.
اشارهی حکیم به موسا و هارون ، گویا ریشه در این حدیث نبوی دارد که در بارهی حضرت امیر میفرماید
انت منی به منزلت هارون من موسا الا انه لا نبی من بعدی ( انشاالله عربی آنرادرست نوشته باشم، خیلی سال از عربی خوانی من گذشته است) حاصل آینکه ُییامبر به داماد و پسر عمو میگوید :: تو همانند هارون برای موسایی مگر که پس از من پیامبری نیست.
من آنم که در پای ترکان نریزم
ترکان درسته نه خوکان.منظور اینه که میگه من با شعر فارسی سلطان ترک(غزنوی)را مدح نمیکنم.
با سلام. لطفا معنی شعر هم بزارید
پری در بیت پنج دلالت دارد بر دو پری که ناصرخسرو میگوید افریده دو قسم بود یا انسان یا پری پری نیز دو قسم بود یا فرشته یا دیو فرشته ان است که اطاعت کرد دیو انست که اطاعت نکرد
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
سرآغاز قصیده تاکیدی است بر «اعتماد به نفس» . شاعر از کسانی که ناکامی هایِ خود را از فلک و ستاره می دانند ، به سختی انتقاد می کند {البته خودِ او در اشعار مربوط به سال های اقامت در درۀ یمگان از جهان و فلک شکایت ها دارد . «دهر ستمکاره» ، «زمانۀ بدخو»} آنگاه می گوید: تو باید از اشخاص نیک نام و نکو محضر پیروی کنی و برای مردم سودمند گردی ، نه آن که مانند درخت تبریزی بی ثمر باشی . باید دانش بیاموزی تا بر فلک سلطه یابی . دبیری و شاعری پیشه های خوبی است ، اما آسایش در جهانِ دیگر راهی دیگر است . کالایِ شاعرانِ ستایش گر دروغ و گزافه است ، از این رو است که من مرواریدِ سخن را به پای خوکان {امیران و شاهان} نمی ریزم و آنان را نمی ستایم ، تو نباید در برابر آنان پشت خم کنی . آدم دانا بر کسی کرنش و تعظیم می کند که خداوند او را به رهبری برگزیده باشد . عدل کند ، ستم را از روی زمین بزداید ، و او کسی نیست جز مستنصر خلیفۀ فاطمی {که به زعم شاعر} امامِ زمانه است .
به هارون ما داد موسی قرآن را/نبودهاست دستی بران سامری را
هارون: برادر حضرت موسی علیه السلام ، دست: در اینجا استعاره از غلبه و تصرف است ، سامری: نام مردی که گوساله ای از طلا و نقره ساخته بود ، و این گوساله صدا در
می آورد و به سبب آن ، گروهی از بنی اسرائیل گمراه شدند ؛ پیامبر (ص) قرآن را به علی (ع) سپرد و نیرنگ باز بر آن دست نیافت . هارون کنایه از علی (ع) است بنا بر حدیث: «علی منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لانبی بعدی» یعنی پیامبر (ص) فرمود: علی از من به منزلۀ هارون از موسی است جز این که پس از من پیامبری نخواهد آمد. و موسی کنایه از محمد (ص) است ، و سامری مرد نیرنگ بازی که در غیاب موسی (ع) قوم بنی اسرائیل را فریب داد . مراد شاعر این است که چنان که موسی (ع) سرپرستی و هدایت بنی اسرائیل را به هنگام رفتن به طور به برادرش هارون سپرد ، محمد (ص) نیز قرآن را به علی (ع) سپرد تا نگهبانش باشد ، اما نیرنگ باز نتوانست بر قرآن دست یابد ، بر خلاف داستان موسی (ع) ، که سامری بنی اسرائیل را گمراه کرد .
پسنده ست با زهد عمار و بوذر/کند مدحِ محمود مر عنصری را
عمار و بوذر: دو تن از صحابۀ حضرت رسول (ص) بودند. آیا با وجود عمار و بوذر ، که هر دو به زهد معروف بودند ، شایسته است که عنصری ، محمود غزنوی را بستاید ؟ در این بیت تعقید لفظی است و ترتیب طبیعی عبارت چنین است: پسنده است مر عنصری را (که) با زهد...
بمنه و کرمه
سلام می شود این بیت را من معنی کند امام زمانه که هرگز نه راده ست به شریعتش سامری ساحری را
با درود! در ابتدای شعر فرموده است: نکوهش مکن! یعنی از چرخ بد مگو و گله نکن! در اینجا ناصرخسرو گله از چرخ و زمانه را به عنوان علت سیاه بختی نهی میکند و در ابیات بعد میزان آگاهی و آموختن دانش را دلیل خوشبختی و یا شوربختی میداند اما دانش از نظر او علم شعر و موسقی یا علوم دیگر نیست. از نگاه او دانش معرفت دین است و شناخت کسی که دین را رهبری میکند و معرفتی که به درد آخرت بخورد. نکوهش = بدگویی و گله. امید که سودمند بوده باشه!
با تشکر از سایت خوب و مفید گنجور! توانتان افزون است، افزونتر باد
بیت بیست و دوم مصرع اول، کلمه ی "را" باید از آخر مصرع حذف شود تا وزن درست دربیاید.
شاعر در ابیات نخستین می خواهد بگوید حوادث بد نتیجه اعمال انسان استنه روزگار بی گناه و میگوید زمانی که تو سرنوشت خود را بد رقم می زنی، از روزگار انتظار نیک اختری نداشته باش و از ما می خواهد به دنبال علم و دانش باشیم زیرا انسان دانا جایگاهش بالاتر از آسمان است
مرالفغدن : ذخیره کردن
بیت پانزدهم این شعر با ایه ی 33 سوره ی الرحمن ارتباط معنایی دارد
گمان میکنم بیت دوم:
بری دان از افعال چرخ برین را
بدینگونه باشد:
بری دان ز افعال چرخ برین را
با سپاس بسیار
از دیدگاه من بهترین نظر از خانم/آقای "پرورش" بود ..........قصیده ی واقعا زیبا و بی نظیری از (حجت) ناصر خسرو بود و من بسیار لذت بردم...خیلی ممنون بابت سایت خوبتون :)
از دیدگاه من بهترین نظر از خانم/آقای "پرورش" بود ..........قصیده ی واقعا زیبا و بی نظیری از (حجت) ناصر خسرو بود و من بسیار لذت بردم...خیلی ممنون برای سایت خوبتون
دربیت پنجم/ صائبیان می گفتند خیرات وشرور ونیکی وبدیها وابسته به سعد ونحس ستارگان است و این از آن جهت بود که آنان اجرام آسمانی را " احیا ونطقا: زندگان و سخنگویان" می دانستند.
با سلام
مصراع دوم از بیت دوم به شکل زیر رایج تر و روان تر است
نشاید نکوهش ز دانش بری را
در بیت بیست و دوم
بنا به ضرورتِ وزن ، قرآن به صورت " قران " باید خوانده شود مثل کلمه فلان
با سلام
بیت سیزدهم به شکل زیر رایج تر و زیبا تر می باشد
اگر تو از آموختنسر نتابی
بجوید سر تو همی سروری را
چون " سر بتابی " و " نجوید" هر دو بار منفی دارد و وقتی می شود با جمله مثبت معنی را رساند چرا منفی در منفی در جمله بیاوریم
چو تو خود کنی اختر خویش را بد
مدار از فلک چشم نیک اختری را
فکر میکنم آغاز این بیت باید اینجور باشه: تو چون خود کنی.....
گمان کنم بیت چهارم با این حدیث نبوی مناسبت داشته باشد:
"حاسبوا قبل ان تحاسبوا" حساب خود را کنید پیش از آنکه به حساب شما برسند.
و این بیت از صائب تبریزی:
حساب خود اینجا کن آسوده دل شو
میفکن به روز جزا کار خود را
بیت دوم : بری : پاک / چرخ برین ؛ استعاره از روزگار / بری در مصرع دوم صفت است که موصوفش حذف شده و منظور شخص بی گناه
نشاید ؛ شایسته نیست .
بیت : هم امروز از پشت ٬ بارت بیفکن ....
معنی ؛ امروز کنایه از این دنیا / فردا کنایه از آخرت
داوری ؛ قضاوت آرایه تضاد؛ بیفکن / میفکن
متن "من آنم که در پای خوکان نریزم..." راباید با ابیات قبلی "پسند است با زهد عمار و بوذر کند مدح محمود مر عنصری را" معنی کرد.
آیا با وجود افرادی مانند ابوذر و عمار پسندیده است که عنصری مدح سلطان محمود را کند، من این زیور زبان دری را فدای خوک صفتاتی (مانند سلطان محمود) نمی کنم.
سلام. کدام بیت تعقید لفظی داره؟
سلام.
مفهوم بیت نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه سایه دارم /متعجم که دهقان ز چه روی گشت ما راه ،کدام بیت مناسبه؟
جناب حجة الحق ( نمیدانم این لقب پرطمطراق را چه کسی به او داده و این لقمهٔ بزرگ را چه کسی در دهان او گذاشته است) امیران سامانی و غزنوی را خوک میخوانده و در همان حال قیمتی درّ لفظ دری را در پای از خوک بدتران فاطمی میریخته و برای آنان جاسوسی میکرده و مبلغ برنامهها و توسعهطلبیهای سیاسی و مذهبی آنها بوده است. بد نیست بدانید که فاطمیان اصل و نسبی نداشتند ولی برای فریب مردم و برای پیروزی در رقابت با عباسیان به دروغ خود را به فاطمه دختر پیامبر بستند و نام خود را فاطمی نهادند! معروف است که یکی از آنها نامهای برای خلیفه عباسی نوشته بود سراسر فحش و ناسزا و هتک حرمت. خلیفهٔ عباسی گفته بود کافی در جواب تنها این دو جمله را بنویسید: عَرفتَ أبَانَا وَ سَبَبتَنا. فَلَو عَرَفنَا أباک لَسَبَبنَاک! یعنی پدر ما را شناختی و دشنام دادی. اگر میدانستیم پدر تو کیست، دشنامت میدادیم!
پیش از خرده گرفتن بر حجت خراسان وسنجش عباسی وفاطمی از پس هزارسال اندکی دانش بیاموزید و اینگونه ننویسید سببتنا وسببناک که زن فرزند مرده را به خنده میاندازد -انچه میخواستی بگویی اینست : عرفتَ ابانا و سبّیتَنا فَلَو عرفنا اباک لسَبّیناک
-مسبه و نه سبب
انچه گفتی یعنی سبب ما شدی و سبب تو میشدیم -
وانگهی او غزنوی و سامانی را خوک نگفته اگر همه سروده های او را بخوانی خواهی دید که او از امدن ترکان سلجوقی ناخرسند است و در سروده های دگرش بر انان میتازد
سلام و وقت بخیر. در بیت ۳۰ منظور از طمع ، امیدواری هست؟ یعنی در واقع میخواد به مخاطبین بگه که به دروغ درباره وجود امید در جامعه سخن به زبان میارن؟
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را
برون کن ز سر باد و خیره سری را
هم امروز از پشت بارت بیفکن
میفکن به فردا مر این داوری را
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را
زَه و خَه و هزار زه ای بزرگ سخنور
نادانانی که میگویند زبان پارسی بی عربی نشاید بنگرد بر این سخن و روانی و زیباییش
جالب و زیباست، ناصر خسرو از قرن 4 میدونسته زمین گرد هست، چند بار از لفظ چرخ استفاده کرده و جالبتر تسلط به علم نجوم و استفاده از واژه مشتری در بیت 38،
گالیله قرن ها بعد به دنیا اومد.
مرگا به من که با پر طاووس عالمی
یک موی گربه وطنم را عوض کنم.
در پاسخ به "روح و ریحان" عرض کنم که مراد از چرخ، فلک و مدار در نوشتههای آن زمان، اشاره به تصور اشتباه گردش خورشید و ماه ستارگان حول زمین دارد نه گردی زمین.
درود دوستان
از کهن ترین ترکیبات کنایی زبان و ادب پارسی و آن " مروارید پیش پای خوکان افشاندن "
است:
من آنم که در پای خوکان نریزم مر این قیمتی در لفظ دری را
استاد دکتر مهدی محقق در شرح این بیت با اشاره به این نکته که تشبیه مدح گفتن ناکسان به آویختن مروارید بر گردن خوکان به صورت " ... اقلد الدر اعناق الخنازیر " در شعری عربی
سروده ی ابوعلی حسن بن محمد دامغانی آمده است.
گفتنی است که " مروارید پیش پای خوکان افشاندن " یکی از امثال کهن پارسی است که
خاستگاه آن را می توان در یکی از متون دیرساله ی برجای مانده از زبان و ادب پهلوی موسوم
به درخت آسوریک بازجست ، متنی که متعلق به ادب پارتی (اشکانی) است و یکی از کهن ترین نمونه های ادب تمثیلی ما به شمار می آید. در این کتاب که مناظره ایست میان نخل (سمبل زندگی کشاورزی) و بز (سمبل زندگی دامپروری) چنین آمده است :
این زرین سخنم / که من (بز) به تو (نخل) گفتم / چنان است که پیش خوک و گراز / مروارید
افشانید