قصیدهٔ شمارهٔ ۲
به چشم نهان بین نهان جهان را
که چشم عیانبین نبیند نهان را
نهان در جهان چیست؟ آزاده مردم
ببینی نهان را، نبینی عیان را
جهان را به آهن نشایدش بستن
به زنجیر حکمت ببند این جهان را
دو چیز است بند جهان، علم و طاعت
اگرچه کساد است مر هر دوان را
تنت کان و، جان گوهر علم و طاعت
بدین هر دو بگمار تن را و جان را
به سان گمان بود روز جوانی
قراری نبودست هرگز گمان را
چگونه کند باقرار آسمانت
چو خود نیست از بن قرار آسمان را
سوی آن جهان نردبان این جهان است
به سر بر شدن باید این نردبان را
در این بامِ گردان و این بوم ساکن
ببین صنعت و حکمت غیبدان را
نگه کن که چون کرد بی هیچ حاجت
به جان سبک جفت جسم گران را!
که آویخته است اندر این سبز گنبد
مر این تیره گوی درشت کلان را
چه گوئی که فرساید این چرخ گردان
چو بی حدّ و مر بشمرد سالیان را؟
نه فرسودنی ساختهست این فلک را
نه آب روان و نه باد بِزان را
ازیرا حکیم است و صنع است و حکمت
مگو این سخن جز مر اهل بیان را
ازیرا سزا نیست اسرار حکمت
مر این بیفساران بیرهبران را
چه گوئی بود مستعان مستعان گر
نباشد چنین مستعین مستعان را؟
اگر اشتر و اسپ و استر نباشد
کجا قهرمانی بود قهرمان را
مکان و زمان هر دو از بهر صنع است
ازین نیست حدی زمین و زمان را
اگر گوئی این در قران نیست،گویم
همانا نکو میندانی قران را
قران را یکی خازنی هست کایزد
حواله بدو کرد مر انس و جان را
پیمبر شبانی بدو داد از امت
به امر خدای این رمهٔ بیکران را
بر آن برگزیدهٔ خدای و پیمبر
گزیدی فلان و فلان و فلان را
معانی قران را همی زان ندانی
که طاعت نداری روان قران را
قران خوانِ معنی است، هان ای قران خوان
یکی میزبان کیست این شهره خوان را؟
ازین خوان خوب آن خورد نان و نعمت
که بشناسد آن مهربان میزبان را
به مردم شود آب و نان تو مردم
نبینی که سگ، سگ کند آب و نان را
ازین کرد دور از خورشهای آن خوان
مهین شخص آن دشمن خاندان را
چو هاروت و ماروت لب خشک از آن است
ابر شط دجله مر آن بدگمان را
اگر دوستی خاندان بایدت هم
چو ناصر به دشمن بده خان و مان را
مخور انده خان و مان چون نماند
همی خان و مان تو سلطان و خان را
ز دنیا زیانت ز دین سود کردی
اگر خوار گیری به دین سوزیان را
به خاک کسان اندری، پست منشین
مدان خانهٔ خویش خانِ کسان را
یکی شایگانی بیفگن ز طاعت
که دوران برو نیست چرخ گران را
یکی رایگان حجتی گفت، بشنو
ز حجت مر این حجت رایگان را
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
به چشم نهان بین نهان جهان را
که چشم عیانبین نبیند نهان را
هوش مصنوعی: به چشمی که پنهان را میبیند، به رازهای جهان نگاه کن، چرا که چشمی که فقط به ظواهر مینگرد، قادر به دیدن آنچه پنهان است، نمیباشد.
نهان در جهان چیست؟ آزاده مردم
ببینی نهان را، نبینی عیان را
هوش مصنوعی: در جهان چه چیزی پنهان است؟ آزادهای را ببینی که امور پنهان را درک میکند ولی آنچه که آشکار است را نمیبیند.
جهان را به آهن نشایدش بستن
به زنجیر حکمت ببند این جهان را
هوش مصنوعی: جهان را نمیتوان با زنجیر آهنی محدود کرد؛ بلکه باید این جهان را با حکمت و دانش در دست گرفت و به آن نظم داد.
دو چیز است بند جهان، علم و طاعت
اگرچه کساد است مر هر دوان را
هوش مصنوعی: دو چیز وجود دارد که دنیا به آنها وابسته است: علم و اطاعت. هرچند ممکن است که وضعیت این دو در برخی موارد خوب نباشد، اما همچنان اهمیت ویژهای دارند.
تنت کان و، جان گوهر علم و طاعت
بدین هر دو بگمار تن را و جان را
هوش مصنوعی: بدن تو مانند ظرفی است و روح تو همچون جوهر علم و بندگی. بنابراین، باید برای هر دو، یعنی بدن و روح، ارزش و توجه لازم را قائل شوی و آنها را در مسیر علم و اطاعت قرار دهی.
به سان گمان بود روز جوانی
قراری نبودست هرگز گمان را
هوش مصنوعی: در دوران جوانی، مانند یک خیال به نظر میرسید که هیچگاه هیچ برنامه و تصمیمی وجود نداشته است.
چگونه کند باقرار آسمانت
چو خود نیست از بن قرار آسمان را
هوش مصنوعی: چگونه آسمان آرامش داشته باشد، در حالی که خود از بنیاد آرامش ندارد؟
سوی آن جهان نردبان این جهان است
به سر بر شدن باید این نردبان را
هوش مصنوعی: برای رسیدن به جهانی دیگر، باید از نردبانی که در این دنیا وجود دارد بالا برویم و خود را به اوج برسانیم.
در این بامِ گردان و این بوم ساکن
ببین صنعت و حکمت غیبدان را
هوش مصنوعی: در این سقف چرخان و این سرزمین ثابت، به هنر و دانایی پنهان خالق توجه کن.
نگه کن که چون کرد بی هیچ حاجت
به جان سبک جفت جسم گران را!
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که چگونه بدون هیچ نیازی، روحی سبک و آزاد بر جسمی سنگین و سنگینبار تسلط پیدا میکند.
که آویخته است اندر این سبز گنبد
مر این تیره گوی درشت کلان را
هوش مصنوعی: در این گنبد سبز که به آسمان میرسد، این توپ بزرگ و تاریک آویخته است.
چه گوئی که فرساید این چرخ گردان
چو بی حدّ و مر بشمرد سالیان را؟
هوش مصنوعی: چه بگویم از این که زمان چگونه میگذرد و چگونه این چرخ روزگار سالها را بیحد و مرز میشمارد؟
نه فرسودنی ساختهست این فلک را
نه آب روان و نه باد بِزان را
هوش مصنوعی: این جهان نه به خاطر گذر زمان، نه به خاطر جریان آب و نه به خاطر وزش باد، دچار کهنگی و نقصان نمیشود.
ازیرا حکیم است و صنع است و حکمت
مگو این سخن جز مر اهل بیان را
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه حکمت و خلقت الهی است، این بحث را تنها با کسانی که توانایی در بیان دارند در میان بگذارید.
ازیرا سزا نیست اسرار حکمت
مر این بیفساران بیرهبران را
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه اسرار حکمت، شایستهی افرادی که ناآگاه و بدون راهنما هستند، نیست.
چه گوئی بود مستعان مستعان گر
نباشد چنین مستعین مستعان را؟
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که باید در نظر داشت که اگر کسی وجود نداشته باشد که به او پناه ببریم و از او کمک بخواهیم، در آن صورت از خود ما هم هیچ یاری نخواهد بود. در واقع، وجود یک پشتیبان یا حامی اهمیت زیادی دارد و بدون آن، دسترسی به یاری و کمک ممکن نخواهد بود.
اگر اشتر و اسپ و استر نباشد
کجا قهرمانی بود قهرمان را
هوش مصنوعی: اگر اسب و شتر و الاغ وجود نداشته باشد، قهرمانان چگونه میتوانند قهرمانی کنند؟
مکان و زمان هر دو از بهر صنع است
ازین نیست حدی زمین و زمان را
هوش مصنوعی: مکان و زمان هر دو ساخته شدهاند تا زندگی و پدیدهها را شکل دهند، بنابراین نمیتوان برای آنها مرز و محدودهای قائل شد.
اگر گوئی این در قران نیست،گویم
همانا نکو میندانی قران را
هوش مصنوعی: اگر بگویی این جمله در قرآن وجود ندارد، من میگویم که تو درک درستی از قرآن نداری.
قران را یکی خازنی هست کایزد
حواله بدو کرد مر انس و جان را
هوش مصنوعی: قرآن برای خود یک نگهدارنده و حافظ دارد که خداوند انسان و روح را به او سپرده است.
پیمبر شبانی بدو داد از امت
به امر خدای این رمهٔ بیکران را
هوش مصنوعی: پیامبر به فرمان خدا، رهبری این گروه بزرگ را به او واگذار کرد.
بر آن برگزیدهٔ خدای و پیمبر
گزیدی فلان و فلان و فلان را
هوش مصنوعی: شما به شخصیتی که از سوی خدا و پیامبر انتخاب شده است، افراد خاصی را برگزیدهاید.
معانی قران را همی زان ندانی
که طاعت نداری روان قران را
هوش مصنوعی: اگر به درستی و عمیق به معانی قرآن پی نبردهای، ناشی از آن است که از فرمانبری و اطاعت آن دوری کردهای.
قران خوانِ معنی است، هان ای قران خوان
یکی میزبان کیست این شهره خوان را؟
هوش مصنوعی: ای کسی که قرآن میخوانی، توجه کن! در این مکان، میزبان این خوان گسترده کیست؟
ازین خوان خوب آن خورد نان و نعمت
که بشناسد آن مهربان میزبان را
هوش مصنوعی: از این سفرهی خوب، تنها کسی نان و نعمت میبرد که میزبان مهربان را بشناسد.
به مردم شود آب و نان تو مردم
نبینی که سگ، سگ کند آب و نان را
هوش مصنوعی: اگر به مردم کمک کنی و نیازهایشان را تامین کنی، ممکن است متوجه نشوی که برخی افراد مانند سگ ها، فقط به فکر منافع خود هستند و به دیگران اهمیت نمیدهند.
ازین کرد دور از خورشهای آن خوان
مهین شخص آن دشمن خاندان را
هوش مصنوعی: این متن به نوعی اشاره دارد به دوری و جدایی از خورشها و زندگی خوب و خوشی که در کنار افراد محبوب وجود دارد. این دوری، به نوعی به دشمنی یا مخالفت با کسی اشاره میکند که به خانواده و خاندان او آسیب میزند یا تهدیدی برای آنها به شمار میرود. در واقع، ناپسند بودن و دوری از خوبیها به خاطر وجود یک دشمن در افق میباشد.
چو هاروت و ماروت لب خشک از آن است
ابر شط دجله مر آن بدگمان را
هوش مصنوعی: هاروت و ماروت، به خاطر بدگمانی و کجفهمی خود، از آب زلال دجله بیبهرهاند و لبهایشان خشک مانده است.
اگر دوستی خاندان بایدت هم
چو ناصر به دشمن بده خان و مان را
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به دوستی از خاندان خود وفادار باشی، باید مانند ناصر، حتی به دشمن هم خانه و کاشانهات را بدهی.
مخور انده خان و مان چون نماند
همی خان و مان تو سلطان و خان را
هوش مصنوعی: غصه نخور که کاخ و زندگی به زندگی نمیماند، تو که خود را سلطان و رئیس میدانی، با این حال بدان که همه چیز گذراست.
ز دنیا زیانت ز دین سود کردی
اگر خوار گیری به دین سوزیان را
هوش مصنوعی: اگر از دنیا ضرر کردهای و از دین بهرهای به دست آوردی، باید توجه داشته باشی که دیگران را با تحقیر کردن خوار نکن.
به خاک کسان اندری، پست منشین
مدان خانهٔ خویش خانِ کسان را
هوش مصنوعی: به کسی که به زمین دیگران میرود، و خود را در جایگاه پایین قرار میدهد، نباید منزلت و مقام او را به حساب آورد. باید توجه کنیم که خانه خود را به منزله خانه دیگران محسوب نکنیم.
یکی شایگانی بیفگن ز طاعت
که دوران برو نیست چرخ گران را
هوش مصنوعی: شخصی با سخنانی زیبا و دلنشین میگوید که از انجام کارهای خوب و عبادت دست بکشید، زیرا زمانهای که در آن به سر میبریم، زمان مناسبی نیست و روزگار سنگینی بر ما حاکم است.
یکی رایگان حجتی گفت، بشنو
ز حجت مر این حجت رایگان را
هوش مصنوعی: یک نفر بدون هیچ هزینهای، دلیلی ارائه داد. به حرف این شخص گوش کن تا از دلیل رایگان او بهرهمند شوی.
حاشیه ها
1392/04/16 23:07
امین کیخا
سوزیان یعنی معامله و تجارت از سود بعلاوه زیان است و کوتاهیده شده است ، امیر معزی در بخشی که داریم OCR می کنیم بکار برده همچنین .
1400/06/08 05:09
احمـــدترکمانی
1400/07/07 15:10
ع. طاهرینیا
«اگر چه گشاد است» در بیت چهارم، در دیوان تصحیح علیاصغر طاهری.. «اگر چه گساد (کساد) است» آمده. فتأمل!