برگردان به زبان ساده
زین دودناک خانه گشادند روزنی
شد دود و، اندر آمد خورشید روشنی
هوش مصنوعی: از این خانه پر دود، روزنهای باز کردند و نور خورشید به داخل آمد.
آن خانه چیست؟ سینه و آن، دود چیست؟ فکر
ز اندیشه گشت عیش تو اشکسته گردنی
هوش مصنوعی: این خانه چه نشانهای است؟ و این دود چه معنایی دارد؟ فکر کردن به اندیشهها، لذت تو را از بین برده و باعث شده که تو به گردن خود آسیب برسانی.
بیدار شو، خلاص شو از فکر و از خیال
یارب، فرست خفتهٔ ما را دهل زنی
هوش مصنوعی: بیدار شو و از افکار و خیالات رها شو. خداوندا، خوابآلودگان ما را بیدار کن و صدای دهل را برایشان بزن.
خفته هزار غم خورد از بهر هیچ چیز
در خواب، گرگ بیند، یا خوف رهزنی
هوش مصنوعی: اگر کسی در خواب غرق در اندوه باشد و نگران چیز خاصی نباشد، ممکن است در خواب به چیزهایی چون گرگ یا راهزنی فکر کند و از آن بترسد.
در خواب جان ببیند صد تیغ و صد سنان
بیدار شد، نبیند زان جمله سوزنی
هوش مصنوعی: در خواب، شخص هزاران تیر و نیزه را میبیند، اما وقتی بیدار میشود، هیچکدام از آنها او را آزار نمیدهد و تنها یک سوزن را حس میکند.
گویند مردگان که: « چه غمهای بیهده
خوردیم و عمر رفت به وسواس هر فنی
هوش مصنوعی: مردگان میگویند: «چقدر بیدلیل غم و اندوه خوردیم و عمر ما در نگرانیهای بیفایده تلف شد.»
بهر یکی خیال گرفته عروسیی
بهر یکی خیال بپوشیده جوشنی
هوش مصنوعی: برای برخی به خیالی عروسی برگزار میشود و برای برخی دیگر به خیالی در پنهانی سوزن زدن و غم خوردن.
آن سور و تعزیت همه با دست این نفس
نی رقص ماند ازان و نه زین نیز شیونی »
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شادی و اندوه همگی تحت تأثیر نفس انسان هستند. این نفس است که میتواند انسان را به رقص درآورد یا به حالت ناله و شیون درآورد، یعنی همه چیز به حالت درونی و وضعیت روحی او بستگی دارد.
ناخن همی زنند و ، رخ خود همی درند
شد خواب و نیست بر رخشان زخم ناخنی
هوش مصنوعی: در این بیت، به وضعیتی اشاره شده که شخصی به شدت تحت فشار و ناراحتی قرار دارد. او به جای آنکه بر روی صورت خود زخم و خراشی ایجاد کند، در خواب است و این نشاندهنده عمق مشکلات و ناراحتیهای اوست. به عبارتی میتوان گفت که در این حالت، او از درد و رنج خود غافل است و به نوعی در خواب و بیخبر از زخمهایش زندگی میکند.
کو آنک بود با ما چون شیر و انگبین؟
کو آنک بود با ما چون آب و روغنی؟
هوش مصنوعی: کیست که مانند شیر و عسل با ما باشد؟ کیست که مانند آب و روغن با ما همنشین باشد؟
اکنون حقایق آمد و خواب خیال رفت
آرام و مأمنیست، نه ما ماند و نی منی
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که در حال حاضر، واقعیتها و حقیقتها نمایان شدهاند و تصورات و خیالها دیگر وجود ندارند. در این وضعیت، نه چیزی از ما باقی مانده و نه کسی به عنوان یک فرد مشخص وجود دارد. به نوعی، احساس آرامش و امنیت در فضایی است که دیگر نگران تصورات نیستیم.
نی پیر و نی جوان، نه اسیرست و نی عوان
نی نرم و سخت ماند، نه موم و نه آهنی
هوش مصنوعی: نه سن و سالی تعیین کننده است و نه وابستگیها، نه آزادی و نه اسیری وجود دارد. نه حالتی نرم و ملایم دارد و نه حالت سخت و محکم.
یک رنگیست و یک صفتی و یگانگی
جانیست بر پریده و وارسته از تنی
هوش مصنوعی: این بیت به موضوع یگانگی روح و ویژگیهای آن اشاره دارد. در واقع، به این معناست که وجودی که از قید و بند جسمانی آزاد شده، به صفات و ویژگیهایی دست مییابد که به نوعی با روح ارتباط دارد و اشاره به هماهنگی و یکدستی در این وجود میکند.
این یک نه آن یکیست، که هرکس بداندش
ترجیع کن که در دل و خاطر نشاندش
هوش مصنوعی: این یک چیز نیست مانند چیز دیگر. هرکس که به آن آگاه باشد، بهتر است که آن را در دل و خاطر خود جای دهد و به یاد داشته باشد.
ای آنک پای صدق برین راه میزنی
دو کون با توست، چو تو همدم منی
هوش مصنوعی: ای کسی که با صداقت در این مسیر گام برمیداری، بدان که دو سرزمین با توست زیرا تو رفیق و همدم منی.
هیچ از تو فوت نیست، همه با تو حاضرست
ای از درخت بخت شده شاد و منحنی
هوش مصنوعی: هیچ چیزی از تو کم نیست و همه چیز در کنار تو وجود دارد، ای که مانند درختی از خوشبختی، شاد و خوش حالت هستی.
هر سیب و آبیی که شکافی به دست خویش
بیرون زند ز باطن آن میوه روشنی
هوش مصنوعی: هر سیب و آبی که خودت به دست میآوری و میشکافی، نشاندهندهی روشنی و جمالی است که از باطن آن میوه بیرون میآید.
زان روشنی بزاید یک روشنی نو
از هر حسن بزاید هر لحظه احسنی
هوش مصنوعی: از آن نور، نوری تازه زاده میشود و از هر زیبایی، در هر لحظه، احساسی بهتر و زیباتر به وجود میآید.
بر میوها نوشته که زینها فطام نیست
بر برگها نبشته، ز پاییز، ایمنی
هوش مصنوعی: میوهها نوشتهاند که از این درختان نمیتوان فطام گرفت و روی برگها نوشته شده که در پاییز، ایمنی وجود ندارد.
ای چشم کن کرشمه، که در شهره مسکنی
وی دل مرو ز جا، که نکو جای ساکنی
هوش مصنوعی: ای چشم، با زیباییهایت دل مرا به تسخیر درآور، که در این شهر تو ساکن هستی. ای دل، از اینجا نرو، زیرا که اینجا جای مناسبی برای تو است.
بسیار اغنیا چو درختان سبز هست
این نادره درخت ز سبزی بود غنی
هوش مصنوعی: بسیاری از ثروتمندان مانند درختان سرسبز هستند، اما این درخت نادر به خاطر سبز بودنش از آنها غنیتر است.
بس سنگ یک منی ز سر کوه درفتد
آن سنگ کوه گردد، کو، رست از منی
هوش مصنوعی: اگر سنگی به وزن یک من (حدود ۷۰۲ گرم) از بالای کوه بیفتد، با تصادف به زمین، دیگر از آن سنگی که از کوه افتاده خبری نیست، به سنگی تبدیل میشود که از نظر ماهیت و جایگاه خود تغییر کرده است.
زیرا که هر وجود همی ترسد از عدم
کندر حضیض افتد، از ربوهٔ سنی
هوش مصنوعی: هر موجودی از نبودن میترسد و اگر به پایینترین سطح از وجود برسد، به جایی خواهد رسید که دیگر نمیتواند به علو و اوج خود برگردد.
ای زادهٔ عدم، تو بهر دم جوانتری
وی رهن عشق دوست، تو هر لحظه ارهنی
هوش مصنوعی: ای فرزند عدم، تو در هر لحظه جوانتر میشوی و برای عشق دوست، هر آنچه هستی را در هر لحظه فدای او میکنی.
هستی میان پوست که از مغز بهترست
عریان میان اطلس و شعری و ادکنی
هوش مصنوعی: هستی و وجود انسان به مانند مغز است که از پوست و ظاهر مهمتر و باارزشتر است؛ همانند اینکه عمق و اصل یک چیز از ظاهر آن مهمتر است، چه وقتی که در بین پارچههای زیبای اطلس و اشعار و لذتها قرار داریم.
گر زانک نخل خشکی در چشم هر جهود
با درد مریم، آری صد میوهٔ جنی
هوش مصنوعی: اگرچه نخل خشک و بیبرگ در نظر هر یهودی به نظر میرسد، اما با درد و رنج مریم، صد میوه جنی (بهشت و خوشی) دارد.
مینا کن برونی، و بینا کن درون
دنیا کجا بماند، در دور تو، دنی؟!
هوش مصنوعی: ای مینا، زیباییات را به نمایش بگذار و دیدگانت را روشن کن. با این حال، دنیا در کجا باقی میماند وقتی همه چیز در دور تو میچرخد؟
ای جان و ای جهان جهانبین و آن دگر
و ای گردشی نهاده تو در شمس و در قمر
هوش مصنوعی: ای جان من و ای جهانی که میبینی، و آن حقیقت دیگر که در خورشید و ماه به گردش است.
ای آنک در دلی، چه عجب دلگشاستی!
یا در میان جانی، بس جانفزاستی
هوش مصنوعی: ای آن که در دلها حضور داری، چه جای شگفتی که دلها را شاد میکنی! یا در میان جانها، چقدر جانبخش و زندگیآفرینی!
آمیزش و منزهیت، در خصومتند
که جان ماستی تو، عجب، یا تو ماستی
هوش مصنوعی: در این جمله به نوعی تضاد و دوگانگی اشاره شده است. یک طرف، ویژگیهای پاک و معصوم است، و از طرف دیگر، خصومت و جدل وجود دارد. در واقع، بیان میشود که وجود تو، بینظیر و شگفتانگیز است و این تضاد بین پاکی و خصومت نشاندهنده پیچیدگی و زیبایی وجود توست. با این حال، بین این دو حالت، یک نوع تسلیم و وابستگی به احساسات و عواطف وجود دارد که جان ما را به خود مشغول کرده است.
گر آنی و گر اینی، بس بحر لذتی
جمله حلاوت و طرب و عطاستی
هوش مصنوعی: اگر هستی یا نیستی، در هر حالت برای من دریایی از لذتها به همراه خواهد داشت که پر از شیرینی، شادی و نعمت است.
از دور نار دیدم، و نزدیک نور بود
گر اژدها نمودی، ما را عصاستی
هوش مصنوعی: از دور آتش را دیدم، اما وقتی نزدیکتر شدم، متوجه شدم که نور است. اگر اژدها هم نشان میداد، باز ما به او اعتماد نمیکردیم.
تو امن مطلقی و بر نارسیدگان
اینست اعتقاد که خوف و رجاستی
هوش مصنوعی: تو مبدأ اطمینان و آرامش هستی و کسانی که به تو نرسیدهاند، به این باورند که ترس و ناامیدی وجود دارد.
چون یوسفی، بر اخوان جمله کدورتی
یعقوب را همیشه صفا در صفاستی
هوش مصنوعی: مانند یوسف، برادرانش همیشه در دل یعقوب حس حسادت و کدورت دارند، اما همیشه در صفایی و یکدلی قرار دارند.
مجنون شدیم تا که ز لیلی بری خوریم
ای عشق، تو عدوی همه عقلهاستی
هوش مصنوعی: ما مجنون شدیم تا از لیلی بهرهمند شویم. ای عشق، تو دشمن تمام عقلها هستی.
ای عقل، مس بدی تو و از عشق زر شدی
تو کیمیا نهٔ، علم کیمیاستی
هوش مصنوعی: ای عقل، تو پیشتر بایدی بد و بیارزش، اما اکنون به واسطه عشق به طلا و ارزش واقعی تبدیل شدهای. تو مانند کیمیاگری هستی که علم کیمیا را میشناسد.
ای عشق جبرئیل در راز گستری
گویی که وحی آر همه انبیاستی
هوش مصنوعی: ای عشق، مانند جبرئیل که در راز و رمزها پرواز میکند، تو نیز گویا وحیای هستی که همه پیامبران از آن الهام میگیرند.
آنکس که عقل باشدش او این گمان برد
و از گمان عقل و تفکر جداستی
هوش مصنوعی: کسی که دارای درک و خرد است، باید به این فکر کند و بداند که تصور او از واقعیت، فقط یک حدس و گمان است و باید درک کند که عقل و تفکر او به او اجازه نمیدهد که به سادگی به این گمانها اعتماد کند.
هرگز خطا نکرد خدنگ اشارتت
وانکو خطا کند، تو غفور خطاستی
هوش مصنوعی: هرگز تیر نشانهات اشتباه نمیزند و اگر خطایی رخ دهد، تو بخشنده و forgiving هستی.
گر باد را نبینی، ای خاک خفته چشم
گر باد نیست از چه سبب در هواستی
هوش مصنوعی: اگر نسیم را نمیبینی، ای خاک خوابیده، پس چرا در هوا حضور داری اگر نسیم وجود ندارد؟
گرچه بلند گشتی، از کبر دور باش
از کبر شدم دار، که با کبریاستی
هوش مصنوعی: اگرچه به مقام و مرتبه بالایی رسیدی، ولی از غرور دوری کن. من به خاطر کبر و غرورم به این حال افتادهام که با بزرگمنشی خودم، به این ذلت رسیدم.
از ماه تا به ماهی جوید نشاط تو
بسیار گو شدند، پی اختلاط، تو
هوش مصنوعی: از زمانی که ماه تا ماهی به دنبال شادی تو هستند و به خاطر تو به گفتگو و تعامل پرداختهاند، نشان دهندهی اهمیت و جذابیت توست.