گنجور

غزل شمارهٔ ۸۴۷

پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند
از پاک می‌پذیرد در خاک می‌رساند
در عشق بی‌قرارش بنمودنست کارش
از عرش می‌ستاند بر فرش می‌فشاند
باری نبود آگه زین سو که می‌رساند
ای کاش آگهستی زان سو که می‌ستاند
خاک از نثار جان‌ها تابان شده چو کان‌ها
کو خاک را زبان‌ها تا نکته‌ای جهاند
تا دم زند ز بیشه زان بیشه همیشه
کان بیشه جان ما را پنهان چه می‌چراند
این جا پلنگ و آهو نعره زنان که یا هو
ای آه را پناه او ما را که می‌کشاند
شیری که خویش ما را جز شیر خویش ندهد
شیری که خویش ما را از خویش می‌رهاند
آن شیر خویش بر ما جلوه کند چو آهو
ما را به این فریب او تا بیشه می‌دواند
چون فاتحه دهدمان گاهی فتوح و گه گه
گر فاتحه شویم او از ناز برنخواند

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند
از پاک می‌پذیرد در خاک می‌رساند
هوش مصنوعی: این جان مثل یک پیمانه است، اما چه چیزی از اصل و حقیقت می‌داند؟ او تنها از آنچه در اطرافش است می‌پذیرد و در نهایت به خاک بازمی‌گردد.
در عشق بی‌قرارش بنمودنست کارش
از عرش می‌ستاند بر فرش می‌فشاند
هوش مصنوعی: در عشق او، بی‌قراری و شور و شوقی وجود دارد که او را به سادگی به دنیای انسان‌ها می‌آورد و از مقام‌های بلند، نعمت‌ها و برکاتش را به زمین نازل می‌کند.
باری نبود آگه زین سو که می‌رساند
ای کاش آگهستی زان سو که می‌ستاند
هوش مصنوعی: شاید هرگز کسی از طرف ما خبر نداشت که چه چیزی ما را به سوی مقصود می‌برد. ای کاش کسی از طرف مقابل خبر داشت که چه چیزهایی از ما گرفته می‌شود.
خاک از نثار جان‌ها تابان شده چو کان‌ها
کو خاک را زبان‌ها تا نکته‌ای جهاند
هوش مصنوعی: خاک به خاطر فداکاری جان‌ها درخشان شده است، مانند معادنی که خاکشان به سخن درآمده و به نکته‌هایی از جهان اشاره می‌کند.
تا دم زند ز بیشه زان بیشه همیشه
کان بیشه جان ما را پنهان چه می‌چراند
هوش مصنوعی: هنگامی که درباره جنگل صحبت می‌شود، این جنگل همیشه در حال حرکت است و به راز جان ما احترام می‌گذارد و آن را از دیگران پنهان نمی‌کند.
این جا پلنگ و آهو نعره زنان که یا هو
ای آه را پناه او ما را که می‌کشاند
هوش مصنوعی: در اینجا صدای پلنگ و آهو به گوش می‌رسد و این صداها نشان‌دهنده‌ی ناامنی و ترس است. آهو به دنبال پناهگاهی است و در این شرایط، ما نیز به نوعی در حال درک آن احساس ناامنی و خطر هستیم.
شیری که خویش ما را جز شیر خویش ندهد
شیری که خویش ما را از خویش می‌رهاند
هوش مصنوعی: شیری که ما را از خود نمی‌گیرد، همان شیری است که ما را از چنگ خودش نجات می‌دهد.
آن شیر خویش بر ما جلوه کند چو آهو
ما را به این فریب او تا بیشه می‌دواند
هوش مصنوعی: آن شیر خودی ما را فریب می‌دهد و مانند یک آهو با زیبایی و جذابیتش ما را به سمت خود می‌کشد و به جنگل و مناطق دورتر می‌برد.
چون فاتحه دهدمان گاهی فتوح و گه گه
گر فاتحه شویم او از ناز برنخواند
هوش مصنوعی: زمانی که فاتحه‌ای می‌خوانیم، گاهی به پیروزی‌ها و موفقیت‌هایی دست پیدا می‌کنیم و گاهی اوقات این دعا و فاتحه چنان لطیف و دلنشین می‌شود که او (معشوق) از روی ناز و محبت به ما توجهی نخواهد کرد.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۸۴۷ به خوانش عندلیب