گنجور

بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب

بود شاهی در جُهودان ظلم‌ساز
دشمنِ عیسی و نصرانی گُداز
عهدِ عیسی بود و نوبتْ آنِ او
جانِ موسی او و موسی جانِ او
شاهِ اَحْوَل کرد در راهِ خدا
آن دو دَمسازِ خدایی را جدا
گفت استادْ اَحْوَلی را کَاندَر آ
زو بُرون آر از وِثاق آن شیشه را
گفت اَحوَل: زان دو شیشه من کدام
پیشِ تو آرَم؟ بکُن شرحِ تمام
گفت استاد: آن، دو شیشه نیست، رو
اَحوَلی بگذار و افزون‌ْبین مشو
گفت: ای اُستا، مرا طعنه مزن
گفت اُستا: زان دو، یک را دَر شکن
چون یکی بشکست، هر دو شد ز چشم
مَرد، اَحوَل گردد از مَیلان و خشم
شیشه یک بود و به چشمش دو نمود
چون شکست او شیشه را، دیگر نبود
خشم و شَهوَت مرد را احوَل کند
ز استقامت روح را مُبْدَل کند
چون غَرَض آمد، هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
چون دهد قاضی به دل رُشْوَت قرار
کی شناسد ظالم از مظلومِ زار
شاه، از حِقْدِ جُهودانه چنان
گشت اَحوَل، کَالْاَمانْ یا رَب اَمان
صد هزاران مؤمنِ مظلوم کُشت
که پناهم دینِ موسی را و پُشت

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بود شاهی در جُهودان ظلم‌ساز
دشمنِ عیسی و نصرانی گُداز
هوش مصنوعی: یک پادشاه ظالم در میان یهودیان بود که دشمن عیسی و مسیحیان را به شدت تحت فشار قرار می‌داد.
عهدِ عیسی بود و نوبتْ آنِ او
جانِ موسی او و موسی جانِ او
هوش مصنوعی: عهدی که به عیسی داده شده، زمانش به او وابسته است و روح موسی در وجود اوست و او نیز با روح موسی یکی است.
شاهِ اَحْوَل کرد در راهِ خدا
آن دو دَمسازِ خدایی را جدا
هوش مصنوعی: شاهِ احوال در راه خدا دو دوست نزدیک را از هم جدا کرد.
گفت استادْ اَحْوَلی را کَاندَر آ
زو بُرون آر از وِثاق آن شیشه را
هوش مصنوعی: استاد گفت: آن آدم حواس‌پرت را بیرون ببر و او را از گرفتار شدن در آن شیشه رهایی بخش.
گفت اَحوَل: زان دو شیشه من کدام
پیشِ تو آرَم؟ بکُن شرحِ تمام
هوش مصنوعی: احول گفت: از بین دو شیشه‌ای که دارم، کدام یک را برای تو بیاورم؟ لطفاً همه جزئیات را توضیح بده.
گفت استاد: آن، دو شیشه نیست، رو
اَحوَلی بگذار و افزون‌ْبین مشو
هوش مصنوعی: استاد گفت: آنچه به نظر می‌رسد دو شیشه باشد، در واقع نیست. حالت و وضعیت خود را در نظر بگیر و نگاهت را محدود نکن.
گفت: ای اُستا، مرا طعنه مزن
گفت اُستا: زان دو، یک را دَر شکن
هوش مصنوعی: گفت: ای استاد، به من طعنه نزن. استاد پاسخ داد: از دو موضوع، یکی را با دقت بررسی کن.
چون یکی بشکست، هر دو شد ز چشم
مَرد، اَحوَل گردد از مَیلان و خشم
هوش مصنوعی: وقتی یکی از آنها شکسته شود، هر دو از نظر مرد به یک شکل می‌شوند و به خاطر تمایلات و خشم به هم می‌ریزند.
شیشه یک بود و به چشمش دو نمود
چون شکست او شیشه را، دیگر نبود
هوش مصنوعی: شیشه در ابتدا یکپارچه و سالم بود، اما وقتی که او آن را شکست، دیگر چیزی از آن باقی نماند.
خشم و شَهوَت مرد را احوَل کند
ز استقامت روح را مُبْدَل کند
هوش مصنوعی: خشم و شهوات می‌توانند انسان را از پایداری و ثبات دور کنند و حال و وضع او را تغییر دهند.
چون غَرَض آمد، هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
هوش مصنوعی: زمانی که هدف مشخص می‌شود، هنر و زیبایی‌ها پنهان می‌شوند و تمام پرده‌ها و محدودیت‌ها از دل به سمت چشم باز می‌شود.
چون دهد قاضی به دل رُشْوَت قرار
کی شناسد ظالم از مظلومِ زار
هوش مصنوعی: وقتی قاضی با گرفتن رشوه دلش آرام بگیرد، دیگر کدام ظالم را از مظلوم بیچاره تشخیص می‌دهد؟
شاه، از حِقْدِ جُهودانه چنان
گشت اَحوَل، کَالْاَمانْ یا رَب اَمان
هوش مصنوعی: شاه به خاطر کینه و دشمنی که در دل داشت، به وضعیتی افتاد که به شدت وحشت‌زده و ناتوان شد. مانند کسی که به شدت نیازمند و درخواستی برای نجات از وضع دشواری است.
صد هزاران مؤمنِ مظلوم کُشت
که پناهم دینِ موسی را و پُشت
هوش مصنوعی: بسیاری از مؤمنان بی‌گناه را کشته‌اند، در حالی که من به دین موسی پناه برده‌ام و پشت سرم از آن حمایت می‌کند.

خوانش ها

بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب به خوانش علیرضا بخشی زاده روشنفکر
بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب به خوانش علیرضا محرابی
بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1387/10/11 08:01

بنام او
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل بسوی دیده شد
در این قسمت به داستان یکی از پادشاهان یهود اشاره میکند که طبق داستان مسیحیان را میکشت و دشمن عیسی بود واحولیت انسان را توضیح میدهد
کلمه" احول " یعنی دو بین وکسی که احول است یک چیز را دو چیز میبیند چنانکه استادی به شاگردش که احول بود کفت آن شیشه را بیاور وشاگرد گفت از دو شیشه کدامیک را بیاورم استاد گفت یکی را بشکن تا ببینی عیب نو چیست وچون یکی را شکست دیگر شیشه ای وحود نداشت
خشم وشهوت مردرا احول کند
زاستقامت روح را مبدل کند
توضیح احولیت اینکه ما گاهی شاهد واقعیت یک چیز یا یک فرد هستیم وگاه با توهم و خیال وبدون بصیرت به چیزی وکسی توجه داریم واینگونه یک چیزرا دو چیز میبینیم مثلا در جالت عادی کسی را آنچه هست میبینیم ولی در حالت ترس وخشم او را مثال غول و چیزیکه مخیله ما ساخته وپرداخته میبینیم در اینصورت احول یعنی دو بین میشویم
وقتی کسی با کسی یا قومی با قومی در جنگ است چشم هااحول مشود و طرف به جای اینکه دیگری را تنها یک موچود انسان ببیند اورا با توهم چیز دیگر میبیند که باید کشته شود ویادش میرود که همنوع اووانسانست یا فرزندانش هم انسان هستند مصداق احولیت شاه یهود که مسیحان را مکشت ومولوی ذکر میکندهمیشه وهمه جا وحالا هم دیده میشود
مولوی میگوید شیشه کبود وتیره ای جلو چشم انسانست که هرچیزرا به شکل دیگر وتار میبیند اگر شیشه کبود ازجلو چشم براشته شود دیده درست مینگرد

1389/06/27 04:08
فرید خالقی

در مصراع
زو برون آر از وثاق آن شیشه را
((رو)) به اشتباه ((زو)) نوشته شده است. این بیت باید به صورت زیر صحیح گردد
گفت استاد احولی را کاندر آ
رو برون آر از وثاق آن شیشه را
---
پاسخ: با مثنوی انتشارات زوار مطابق نسخهٔ قونیه مقابله شد، همین است (زو)، تغییری داده نشد.

1390/10/22 08:12
میلاد

زو مخفف زود است.
در اینجای یعنی: زود از وثاق آن شیشه را برون آر

1391/04/28 19:06
حسین

لطفا اشعار را معنی کنید

گفت استاد احولی را کاندر آ

زو برون آر از وثاق آن شیشه را


گفت احول زان دو شیشه من کدام

پیش تو آرم بکن شرح تمام


گفت استاد آن دو شیشه نیست رو

احولی بگذار و افزون‌بین مشو


گفت ای استا مرا طعنه مزن

گفت استا زان دو یک را در شکن


چون یک بشکست هر دو شد ز چشم

مرد احول گردد از میلان و خشم


شیشه یک بود و به چشمش دو نمود

چون شکست او شیشه را دیگر نبود


خشم و شهوت مرد را احول کند

ز استقامت روح را مبدل کند


چون غرض آمد هنر پوشیده شد

صد حجاب از دل به سوی دیده شد


چون دهد قاضی به دل رشوت قرار

کی شناسد ظالم از مظلوم زار

1392/01/04 22:04
عنایت الفت

با احترام. نظرات قبل را خواندم. نظر ف.ش. در بارۀ کلمۀ زو در مصرع زو برون آر از وثاق آن شیشه را ، در چاپ جدید که بر اساس نسخۀ اصلاح شدۀ " رینولد نیکلسون " آمده، رَو نوشته شده که بمعنای برو و بیاور است. 2- در مصرع: چون یک بشکست هر دو شد ز چشم، در اینجا هم چون یکی بشکست هر دو شد ز چشم صحیح است.
با آرزی توفیق

1393/09/06 20:12
حسین ملیحی شجاع

معنی درخواستی اقای حسین:1- استادی از مرد احول و دو بینی خواست که از وثاق و حجره شیشه ای را بیاور 2 - مرد لوچ چون هر چیز را دو تا میدید از استاد خواست که کدام یک از دو شیشه را بیاورد 3- استاد گفت دو تا شیشه وجود ندارد و دو بینی را کنار گذاشته و بر وان را بیاور 4 -مرد به استاد گفت مرا مسخره نکن انگاه استاد که دید مرد متوجه نیست از او خواست که یکی از شیشه ها را شکسته و دیگری را بیاورد5و6و7 و چون شیشه شکسته شد معلو م شد که مرد اشکال دید داشته و خشم وشهوت انسان را دو بین میکند 8- این بیت ضرب المثل شده هنر در برابر اغراض هرکز توان رو نمایی نداشته و هنر مند مغرض صد پرده از دل بسوی یدیه میگذارداما شاه بیت:چون دهد قاضی به دل رشوت قرار
کی شناسد ظالم از مظلوم زار
چون قاضی انسانی رشوه بگیر باشدکجا میتواند حقو انسان های ظالم را از مظلوم زار و بدبخت بگیرد

1393/10/27 01:12
روفیا

به نظر میرسه منظور مولانا از احول اشاره به افرادیه که به وحدت وجود اعتقاد ندارن و عیسی را جدا از موسی میبینن و در اینه عالم کثرت رو می بینن ولی به وحدت نمیرسند ادما رو به دسته های مختلف خودی و غیر خودی تقسیم میکنن وچون به وجود تنها یک قدرت موثر تو دنیا پی نبردن
خیال میکنن قدرت های دیگه ای هم میتونن باشن و موثر باشن و این از مصادیق بارز شرکه که باعث میشه چون ما می پنداریم ادما قدرت هایی دارن نمیتونیم نسبت به اونا بی غرض باشیم پس نمیتونیم حقیقت رو ببینیم مثلا خیال میکنیم فلانی میتونه نردبان ترقی ما باشه یا یکی میتونه ما رو نابود کنه یا عیسی می تونه دکان موسی رو تخته کنه و این افکار مثل حجاب از دل بیرون میاد و جلوی چشم ما رو میگیره و توان شناسایی حقیقت رو از ما میگیره .

1394/03/31 19:05
روفیا

چون که یک بشکست هر دو شد ز چشم
مردم می پندارند میتوانند به مقام عشق برسند در حالی که یکی از شیشه ها را میشکنند .
چون دو تا می بینند یکی را دوست دارند و از یکی نفرت دارند .
مولانا می گوید دویی وجود ندارد . همه هستی یک چیز است و تو در ان مقام نیستی که گزینش کنی و یکی را بشکنی . اگر یکی را شکستی همه را شکستی و همه را از دست دادی :
پادشاهان مظهر شاهی حق
فاضلان مرآت اگاهی حق
خوبرویان آینه خوبی او
عشق ایشان عکس مطلوبی او
گر به جهل آییم آن زندان اوست
ور به علم آییم آن ایوان اوست
ور به خواب آییم مستان وییم
ور به بیداری به دستان وییم
ما کییم اندر جهان پیچ پیچ
چون الف او خود چه دارد هیچ هیچ

1396/03/03 11:06
حامد کهن دل

بنظرم عبارت "چون یک بشکست" در بیت هشتم باید به "چون که یک بشکست" اصلاح شود تا وزن بیت درست شود.

1396/03/04 22:06
علی

سلام و عرض ادب ، دیدم که برای کلمه زو در اینجا حاشیه ها نوشته شده
؛در فرهنگ معین اگر زُو تلفظ شود به معنای دریا میدهد ولی در این شعر به نظر بنده هم همون زود معنا میشود
با تشکر ممنون میشوم از دوستان این بیت رو تفسیر کنن و معنای هنر رو در فرهنگ اشعار عارفانه بیان کنن
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد

1396/04/14 16:07
یاسان

با سلام
در بیت:
گفت استاد احولی را کاندر آ
زو برون آر از وثاق آن شیشه را
زو مخفف "زود" است چنانکه میدانید مولوی از اصطلاحات ساده شده و عامیانه و محلی هم استفاده بسیار کرده و این مخفف علاوه بر ادبیات قرن 6 و پیش از آن رایج بوده هم امروز نیز در زبان و گویشهای غرب ایران (کردستان، لرستان، کرمانشاه و...) در معنای زود رایج است.
البته در برخی نسخه ها هم "رو" آمده که آن نیز با عادات زبانی مولانا ناهمخوان نیست.

1396/04/15 13:07
شهرام شریف‌زاده

با درود و عرض ادب خدمت دوستان عزیز گنجوری

بنده اخیراً در خصوص این عبارت یا دوگانه #خشم_و_شهوت در بیت دهم به یک برداشت‌های جدید نسبتاً متفاوتی رسیده‌ام که در چند سطر توضیح می‌دهم و بسیار خوشحال می‌شوم که نقد دوستان عزیزم را هم در این باره بشنوم:

خشم و شهوت مرد را اَحوَل کند
ز استقامت روح را مُبدل کند
(مثنوی دفتر اول، بیت شماره 333)
در برداشت‌های اولیه و ظرف سالیان گذشته، برای بنده همواره "خشم و شهوت" به عنوان دو مثال از الگوهای مهم من‌ذهنی یا ابزارهای قوی نفس مطرح بودند و خشم را مادر همه عصبانیت‌ها و واکنش‌ها و شهوت را مادر همه خواستن‌ها و خواهش‌های نفسانی در درون انسان فرض می‌کردم، که در اینجا به مناسبت توصیف دلایل احولیّت پادشاه جهود به عنوان نمونه و مثال در ابتدای این حکایت معرفی شده بودند؛
ولیکن با در نظر داشتن اینکه در همین ابتدای مثنوی هم، الگوهایی مثل حسد یا قیاس نیز به شدت مورد تاکید مولانا بوده و اینکه پس چرا در این قسمت فراموش می‌شود و هیچ اشاره‌ای به آنها نمی‌شود و بدون مقدمه خشم و شهوت مطرح می‌گردد، هیچ‌گاه این برداشت و این نوع استدلال که خشم و شهوت را به همه الگوهای دیگر من‌ذهنی یا نفس نیز تعمیم می‌دهد، به دلم ننشسته بود.

اخیراً در جریان مطالعه چندباره و پس از تمرکز بیشتر روی این حکایت و ابیات مرتبط با این قسمت و خصوصاً با کمک گرفتن از مصراع «مرد اَحوَل گردد از مَیلان و خشم» در دو بیت قبل از آن، که شهوت را معادل مَیلان به معنی امیال یعنی میل‌داشتن‌ها فرض می‌کند، و با عنایت به کلیت حکایت پادشاه جهود که از احول ‌بودن پادشاه و طرفداری کور او از موسی و دین او در کنار مخالفت کور با عیسی و دین مسیحیت سخن می‌گوید؛
به این نتیجه رسیده‌ام که به احتمال قریب به یقین کاربرد این دوگانه #خشم_و_شهوت در اینجا نه بعنوان دو نمونه الگوی مهم از الگوهای نفس یا من‌ذهنی در درون، بلکه اشاره به مکانیزم یا الگوی خوب و بد کردن افراد و پدیده‌های بیرونی دوتایی با قضاوت ذهنی یا میل‌گرفتن به یکی در کنار خشم گرفتن بر دیگری در دوگانه‌های مختلف ذهنی دارد.
مثال‌های مختلفی و زیادی از این نوع اپیدمی ذهنی در طول تاریخ بشر به ذهنم می‌رسد. از میل‌گرفتن به یک مذهب (مثلاً شیعه) در کنار خشم‌گرفتن بر دیگری (مثلاً سنی) در بین اکثر هموطنانمان خودمان و سایر ادیان و مذاهب در کشورهای مختلف گرفته، تا حاکم بودن همین فرض بین طرفداران تیم‌های استقلال و پرسپولیس داخلی یا رئال و بارسای خارجی، یا کوکاکولا و پپسی‌کولا، یا همچنین احزاب دموکرات و جمهوری‌خواه یا اصولگرا و اصلاح‌طلب سیاسی، و یا استاد شجریان و استاد ناظری و یا حتی شاید بطور خاص مرتبط با موضوع همین وب سایت و با تاسف بین حضرات مولانا و شمس مثال‌های مختلفی از منظر همین الگوی #خشم_و_شهوت هستند.

وجه مشترک همه این دوگانه‌ها در این است که با وارد شدن هر انسانی به هر کدام از این دوگانه‌های #خشم_و_شهوت در خصوص هر شخص یا پدیده دوگانه مشخص، همان‌طور که در اکثر مثال‌های فوق نیز قابل اثبات است، اولین موضوعی که قربانی می‌شود حقیقت واقعی آن شخص یا پدیده است، که در اثر احولیّت یا دوبینی انسان به دام خشم و شهوت افتاده رنگ می‌بازد و به شدت تحت‌الشعاع جهت‌گیری ذهنی او یا همان که بعضاً از آن به حب و بغض نام می بریم، قرار می‌گیرد.

بنابراین اخیراً بطور خلاصه مفهوم بیت فوق و دوگانه #خشم_و_شهوت را این‌گونه برداشت می‌کنم که:
اگر انسان در هر موردی دچار دوقطبی میل و خشم نسبت به طرفین در قضاوت کردن بشود، دچار دوبینی می‌شود که باعث می‌شود نتواند حقیقت را آنگونه که هست ببیند؛
و در صورت اصرار و پافشاری بر این روش روح حقیقت‌شناس او هم از دست می‌رود.

1401/02/30 11:04
مهرداد تحقق

درود بر شما.‌ درست میفرمایید.‌

1403/10/19 14:01
امین مظفری

آقا مهرداد مرسی ...عالی عالی..

 

1397/11/05 20:02
کتایون فرهادی

شرح و تفسیر دشمنی پادشاه جهود با عیسی و عیسویان
شرح و تفسیر بیت 324
بود شاهی در جهودان ظلم ساز / دشمن عیسی و نصرانی گداز
در میان یهودیان پادشاهی بیدادگر حکومت می کرد که این پادشاه دشمن عیسی (ع) بود و نصرانیان را سخت شکنجه می کرد و می کشت .
شرح و تفسیر بیت 325
عهد عیسی بود و نوبت ، آن او / جان موسی او و موسی ، جان او
آن دوران ، دوران عیسی (ع) بود یعنی دوره پیامبری آن حضرت برقرار بود و در حقیقت عیسی جان موسی و موسی جان عیسی بود زیرا پیامبران جملگی از یک گوهراند و هیچ فرقی میان آنان نیست .
– در آیه 84 سوره آل عمران آمده است . بگو به خدا ایمان آوردیم و بدانچه بر ما فرود آمده و بدانچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط فرود آمده و بدانچه بر موسی و عیسی نازل شده و بدانچه بر پیامبران نازل گشته است . ما هیچ فرقی میان آنان نگذاریم و بدان گردن نهاده ایم .
شرح و تفسیر بیت 326
شاه احول کرد در راه خدا / آن دو دمساز خدایی را جدا
آن شاه یهودی که دچار هواهای نفسانی و اغراض شیطانی بود آن دو یار غار و رفیق طریق را از هم جدا کرد یعنی حقیقت واحد آن دو پیامبر را دو گانه پنداشت .
شرح و تفسیر بیت 327
گفت استاد : احولی را ، کاندرآ / رو برون آر از وثاق آن شیشه را
مثال : استاد کاری به شاگرد لوچش می گوید برو از داخل آن اطاق فلان شیشه را برایم بیاور .
– مولانا طبق شیوه معمول خود به تمثیل روی می آورد و می گوید : استادکاری ، شاگردی لوچ و دوبین داشت . روزی بدو می گوید : برو از آن حجره ، فلان شیشه را برایم بیاور . وقتی شاگرد به شیشه نگاه می کند آن را دو عدد شیشه می بیند و به استاد می گوید : اینجا دو عدد شیشه است ، من کدامیک را بیاورم ؟ استاد می گوید : دو شیشه در آنجا نیست بلکه فقط یک شیشه است . شاگرد به علت نقصی که در بینایی داشت همچنان بر حرف خود اصرار می ورزد . استاد می بیند که بحث فایده ای ندارد پس می گوید : حال که دو شیشه است یکی از آن دو را بشکن . وقتی که شاگرد شیشه را می شکند می بیند که دیگر هیچ شیشه ای سالم نماند . پس دانست که نقص در چشمانش بوده است .
– مولانا به اقتضای این تمثیل می گوید : وقتی اغراض نفسانی بر آدمی غالب آید . دید و داوری او تغییر می یابد .
شرح و تفسیر بیت 328
گفت احول : زآن دو شیشه من کدام / پیش تو آرم ، بکن شرح تمام
شاگرد لوچ وقتی وارد اطاق شد دید به جای یک شیشه دو شیشه وجود دارد و به استادش گفت : در اینجا دو شیشه هست من کدامیک را نزد تو بیاورم .
شرح و تفسیر بیت 329
گفت استا : آن دو شیشه نیست ، رو / احولی بگذار و افزون بین مشو
استاد گفت : آنجا دو شیشه نیست ، برو دست از دو بینی بردار و اینقدر کثرت بین مباش .
شرح و تفسیر بیت 330
گفت : ای استا مرا طعنه مزن / گفت استا : زآن دو ، یک را در شکن
شاگرد گفت : ای استاد مرا مسخره مکن زیرا در اینجا دو شیشه هست نه یکی ، استاد گفت : حالا که چنین است یکی از آن دو شیشه را بشکن .
شرح و تفسیر بیت 331
شیشه یک بود و به چشمش دو نمود / چون شکست او ، شیشه را دیگر نبود
در واقع در آنجا فقط یک شیشه بود ولی به نظر آن شاگرد لوچ دو تا می آمد و چون آن شیشه را شکست دیگر شیشه ای در میان نبود .
شرح و تفسیر بیت 332
چون یکی بشکست ، هر دو شد ز چشم / مرد ، احول گردد از میلان وخشم
وقتی که شاگرد لوچ یکی از آن دو شیشه را شکست ، آن دیگر هم شکست ، بله ، انسان نیز بر اثر پیروی از هوی و هوس و خشم و غضب دچار کژ بینی و عدم تعادل روحی و فکری می شود .
شرح و تفسیر بیت 333
خشم و شهوت ، مرد را احول کند / ز استقامت ، روح را مبدل کند
خشم و شهوت موجب لوچی دیده باطنی شخص می شود و در نتیجه روح را از حالت تعادل و توازن خارج می کند . یعنی هر کس که اسیر خشم و هوای نفس شود به دیده باطنی اش چنان خللی وارد آید که واقعیت را نبیند .
شرح و تفسیر بیت 334
چون غرض آمد ، هنر پوشیده شد / صد حجاب از دل به سوی دیده شد
همینکه آدمی گرفتار اغراض نفسانی شود هنر دیگران را نمی تواند ببیند زیرا که از جانب دل او حجابهائی پدید آید و در برابر دیده گانش قرار گیرد و در نتیجه از دیدن فضائل اهل فضل محروم می گردد .
شرح و تفسیر بیت 335
چون دهد قاضی به دل رشوت قرار / کی شناسد ظالم از مظلوم زار ؟
مثال ، وقتی که قاضی طمع رشوه داشته باشد چگونه می تواند حق ستمدیده ناتوان را از ستمکار بستاند .
– نیکلسون می گوید : دلی که اراده و میل نفس و خودبینی بر او مسلط است چونان قاضی فاسد از درک حقیقت عاجز است .
شرح و تفسیر بیت 336
شاه از حقد جهودانه چنان / گشت احول ، کالامان یارب امان
آن شاه از شدت خشم و کینه جهودوار خود چنان دیده باطنی اش لوچ شد که پرودگارا تو خود ما را از آن خوی زشت در پناه خودت گیر .
شرح و تفسیر بیت 337
صد هزاران مومن مظلوم کشت / که پناهم دین موسی را و پشت
آن شاه بیدادگر صدها هزار از مومنان مسیحی را بی هیچ گناهی کشت به این خیال که منم حافظ دین موسی .

1398/12/24 21:02
آذر

آذر ،خانم معلم جغرافیا از اراک نوشته:
با سپاس از مولانا ( به دور از هر افراط و خودباختگی)و با تشکر از دست اندرکاران سایت گنجور و امتنان از شما فرهنگ دوستان و قدردانی ویژه از آقای فرهاد به خاطر معنی هاشون .واقعا احساس مسئولیت ایشان ستودنی است .بهروزی همگان را خواهانم

1399/02/15 22:05
رسول

سلام و درود خداوند بر متصدیان سایت وزین گنجور و اندیشمندانی که قلم در تفسیر ابیات میزنند.
حقیر در آواخر دهه پنجم از عمر رفته مشتاق شدم به فراگیری و آشنایی با ادبیات کشورم.لذا درخواست دارم بانوی گرامی سرکار خانم روفیا بنده را راهنمایی فرمایند.چه اینکه در مطالعه حواشی به صداقت و امانت داری ایشان در کلام و ارائه نظرات صحیح پی بردم.
سپاسگزارم
bob1343mills@yahoo.com

1399/11/25 05:01
خسرو

ادمین محترم با سلام
بیت دوم اینگونه باید تصحیح شود
.
عهد موسی بود و نوبت آن او
جان عیسی او و موسی جان او

1401/01/17 11:04
در سکوت

این بخش از مثنوی را "در سکوت" بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی

1402/02/29 22:04
Masoud Attaran

چقدر جالب بود این شعر . دارم فکر میکنم که مولانا به نوعی همون حرف فروید رو گفته که شهوت و خشم بزرگترین سرکوب های انسان هست و باعث میشه که حجابی بشه که انسان نتونه درست مسائل رو تشخیص بده .