گنجور

بخش ۱ - باب زرگر و سیاح

رای گفت: شنودم مثل حلم و تفضیل آن بر دیگر محاسن اخلاق ملوک و مناقب عادات جهان داران. اکنون بازگوید داستان ملوک در معنی اصطناع به خدمتگاران و ترجیح جانب صواب در استخدام ایشان، تا مقرر گردد که کدام طایفه قدر تربیت نیکوتر شناسند و شکر آن بسزاتر گزارند. برهمن جواب داد که:

ان الصنیعة لاتکون صنیعة

و قوی‌تر رکنی در این معنی شناختن موضع اصطناع و محل اصطفاست، چه پادشاه باید که صنایع خود را به انواع امتحان بر سنگ زند و عیار رای و رویت و اخلاص و مناصحت هر یک معلوم گرداند؛ و معول دران تصون و عفاف و تورع و صلاح را داند، که مایه خدمت ملوک سداد است، و عمده سداد خدای‌ترسی و دیانت، و آدمی را هیچ فضیلت ازان قوی‌تر نیست، که پیغمبر صلی الله علیه و سلم: کلکم بنو آدم طف الصاع بالصاع، لیس لاحد علی احد فضل الا بالتقوی.

و صفت ورع آنگاه جمال گیرد که اسلاف به نزاهت و تعفف مذکور باشند و به صیانت و تقشف مشهور؛ و هرگاه که سلف را این شرف حاصل آمد و صحت انتمای خلف بدیشان از وجه عفت والده ثابت گشت، و هنر ذات و محاسن صفات، این مفاخر را بیاراست. استحقاق سعادت و استقلال ترشیح و تربیت روشن شود. و اگر در این شرایط شبهتی ثابت شود البته نشاید که در معرض محرمیت افتد، و در اسرار ملک مجال مداخلت یابد، که ازان خللها زاید و اثر آن به مدت پیدا آمد، و مضرت بسیار به هر وقت در راه باشد و به هیچ تاویل منفعتی صورت نبندد.

جگرت گر ز آتش است کباب
تا زماهی نگر نجویی آب

و چون در این طریق که اصل و عمده است احتیاطی بلیغ رفت صدق خدمتگار و احتراز او از تحریف و تزویز و تفاوت و تناقض باید که هم تقریر پذیرد، و راستی و امانت در قول و فعل به تحقیق پیوندد، چه وصمت دروغ عظیم است و نزدیکان پادشاه را تحرز و تجنب ازان لازم و فریضه باشد. و اگر کسی را این فضیلت فراهم آید تا به حق‌گزاری و وفاداری شهرتی تمام نیابد و اخلاص او در حق دیگران آزموده نشود ثقت پادشاهان با حزم و هرگز بدو مستحکم نگردد، که سست‌بروت دون‌همت قدر انعام و کرامت به واجبی نداند و به هر جانب که باران بیند پوستین بگرداند، و کافی خردمند و داهی هنرمند جان دادن از این سمت کریه دوستر دارد.

التفات رای پادشاهان آن نیکوتر که به محاسن ذات چاکران افتد نه به تجمل و استظهار و تمول بسیار. چه تجمل خدمتگذار به نزدیک پادشاه عقل و کیاست و استظهار علم و کفایت؛ والذین العلم درجات. و اسباب ظاهر در چشم اصحاب بصیرت و دل ارباب بصارت وزنی نیارد.

زن مرد نگردد بنکو بستن دستار.

و در بعضی از طباع این باشد که نزدیکان تخت را به اکرام و اعزاز و مخصوص باید گردانید و مرد از خاندان های قدیم طلبید و نهمت به اختیار اشراف و مهتران مصروف داشت. این همه گفتند، اما عاقلان دانند که خاندان مرد، خرد و دانش است و شرف او کوتاه‌دستی و پرهیزگاری. و شریف و گزیده آن کس تواند بود که پادشاه وقت و خسرو زمانه او را برگزیند و مشرف گرداند. قال بعض اللموک الاکابر: نحن الزمان، من رفعناه ارتفع و من وضعناه اتضع. و از عادات روزگار مالش اکابر و پرورش راذل، معهود است، و هیچ زیرک آن را محال و مستنکر نشمرد، و هرگاه که لئیمی در معرض وجاهت افتساد نکبت کریمی توقع باید کرد.

و ملوک را آن نیز این همت باشد که پروردگار خود را کار فرمایند و اعتماد بر ابنای دولت خویش مقصور دارند، و آن هم از فایده‌ای خالی نیست، که چون خدمتگزار از حقارت ذات خویش باز اندیشد شکر ایثار و اختیار لازم تر شناسد، زیرا که در یافتن آن تربیت، خود را دالتی صورت نتواند کرد. اما این باب آنگاه ممکن تواند بود که عفاف موروث و مکتسب جمع باشد و حلیت فضل و براعت حاصل، چه بی این مقدمات نه نام نیک بندگی درست آید و نه لباس حق گزاری چست.

و چون کسی بدین اوصاف پسندیده متحلی بود و از بوته امتحان بدین نسق که تقریر افتاد مخلص بیرون آمد و اهلیت درجات از همه وجوه محقق گشت در تربیت هم نگاه باید داشت، و بآهستگی در مراتب ترشیح و مدارج تقریب برمی کشید، تا در چشمها دراید و حرمت او بمدت، در دلها جای گیرد، و بیک تگ بطوس نرود، که بگسلد و طاعنان مجال وقیعت یابند.

و پوشیده نماند که اگر طبیب به نظر اول بیماری را علاج فرماید زود کالبد بپردازد، و همانا که بشریت دوم حاجت نیفتد؛ لکن طبیب حاذق آنست که از حال ناتوان و مدت بیماری و کیفیت علت استکشافی کند و نبض بنگرد و دلیل بخواهد، و پس از وقوف بر کلیات و جزویات مرض در معالجت شرع پیوندد، و در آن ترتیب نگاه دارد و از تفاوت هر روز بر حسب تراجع و تزاید ناتوانی غافل نباشد، تا یمن نفس او ظاهر گردد و شفا و صحت روی نماید.

و در جمله بر پادشاه تعرف حال خدمتگزاران و شناخت اندازه کفایت هر یک فرض است، تا بر بدیهه بر کسی اعتماد فرموده نشود، که موجب حسرت و ندامت گردد. و از نظایر این تشبیب حکایت آن مرد زرگر است، رای گفت: چگونه است آن؟

گفت:

بخش ۲: آورده‌اند که جماعتی از صیادان در بیابانی از برای دد، چاهی فروبردند، ببری و بوزنه‌ای و ماری دران افتادند. و بر اثر ایشان زرگری هم بدان مضبوط گشت؛ و ایشان از رنج خود به ایذای او نرسیدند. و روزها بر آن قرار بماندند تا یک‌روز سیاحی بریشان گذشت و آن حال مشاهدت کرد و با خود گفت: این مرد را از این محنت خلاصی طلبم و ثواب آن ذخیره آخرت گردانم. رشته فرو گذاشت، بوزنه دران آویخت، بار دیگر مار مسابقت کرد، بار سوم ببر. چون هر سه به هامون رسیدند او را گفتند: ترا بر هریک از ما نعمتی تمام متوجه شد. در این وقت، مجازات میسر نمی‌گردد. بوزنه گفت: وطن من در کوه است پیوسته شهر بوراخور؛ و ببر گفت: در آن حوالی بیشه‌ای است، من آنجا باشم؛ و مار گفت: من درباره آن شهر خانه دارم، اگر آنجا گذری افتد و توفیق مساعدت نماید به قدر امکان عذر این احسان بخواهیم، و حالی نصیحتی داریم؛ آن مرد را بیرون میار، که آدمی بدعهد باشد و پاداش نیکی بدی لازم پندارد، به جمال ظاهر ایشان فریفته نباید شد، که قبح باطن بران راجع است.

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

رای گفت: شنودم مثل حلم و تفضیل آن بر دیگر محاسن اخلاق ملوک و مناقب عادات جهان داران. اکنون بازگوید داستان ملوک در معنی اصطناع به خدمتگاران و ترجیح جانب صواب در استخدام ایشان، تا مقرر گردد که کدام طایفه قدر تربیت نیکوتر شناسند و شکر آن بسزاتر گزارند. برهمن جواب داد که:
هوش مصنوعی: رای گفت: شنیدم که رفتار توام با حلم و فضیلت در بین دیگر ویژگی‌های اخلاقی پادشاهان و محبوبیت عادات حاکمان، از اهمیت بیشتری برخوردار است. حالا داستان پادشاهان را در مورد انتخاب خدمتگزاران و اهمیت درست تصمیم‌گیری در استخدام آن‌ها بیان کن، تا مشخص شود کدام گروه بهتر قادر به تربیت و احترام به آن است. برهمن پاسخ داد که:
ان الصنیعة لاتکون صنیعة
هوش مصنوعی: هنر واقعی به معنای واقعی کلمه هنری نیست.
و قوی‌تر رکنی در این معنی شناختن موضع اصطناع و محل اصطفاست، چه پادشاه باید که صنایع خود را به انواع امتحان بر سنگ زند و عیار رای و رویت و اخلاص و مناصحت هر یک معلوم گرداند؛ و معول دران تصون و عفاف و تورع و صلاح را داند، که مایه خدمت ملوک سداد است، و عمده سداد خدای‌ترسی و دیانت، و آدمی را هیچ فضیلت ازان قوی‌تر نیست، که پیغمبر صلی الله علیه و سلم: کلکم بنو آدم طف الصاع بالصاع، لیس لاحد علی احد فضل الا بالتقوی.
هوش مصنوعی: در این زمینه، مهم‌ترین نکته شناختن موقعیت و جایگاه درست است. پادشاه باید توانایی‌ها و قابلیت‌های خود را از طریق آزمون‌های مختلف ارزیابی کند و ویژگی‌هایی مانند صداقت و دقت را در خود شناسایی کند. همچنین باید به اصول اخلاقی و تقوا توجه داشته باشد، زیرا این ویژگی‌ها اساس خدمت به پادشاهان است. در نهایت، تقوای الهی و دیانت مهم‌ترین فضیلت‌ها محسوب می‌شوند و هیچ فضیلت دیگری به پای آن‌ها نمی‌رسد.
و صفت ورع آنگاه جمال گیرد که اسلاف به نزاهت و تعفف مذکور باشند و به صیانت و تقشف مشهور؛ و هرگاه که سلف را این شرف حاصل آمد و صحت انتمای خلف بدیشان از وجه عفت والده ثابت گشت، و هنر ذات و محاسن صفات، این مفاخر را بیاراست. استحقاق سعادت و استقلال ترشیح و تربیت روشن شود. و اگر در این شرایط شبهتی ثابت شود البته نشاید که در معرض محرمیت افتد، و در اسرار ملک مجال مداخلت یابد، که ازان خللها زاید و اثر آن به مدت پیدا آمد، و مضرت بسیار به هر وقت در راه باشد و به هیچ تاویل منفعتی صورت نبندد.
هوش مصنوعی: خصیصه ورع زمانی به زیبایی خود می‌رسد که نیاکان به پاکی و خودداری شناخته شوند و به پاسداری و سخت‌گیری مشهور باشند؛ و هرگاه که اجداد این شرافت را به دست آوردند و اعتبار نسل‌های بعدی بر اساس عفت مادرانشان ثابت شود، و ویژگی‌های نیک و صفات خوب، این افتخارات را زینت بخشد. در این صورت، شایستگی سعادت و استقلال در تربیت به وضوح نمایان می‌شود. اما اگر در این شرایط شک و تردیدی ایجاد شود، نباید در معرض ممنوعیت قرار گیرد و نباید به اسرار مملکت دسترسی پیدا کند، چرا که این مشکلات ایجاد شده اثرات منفی بلندمدتی خواهد داشت و در هر زمان آسیب‌های زیادی به همراه دارد و هیچ سودی از آن به دست نخواهد آمد.
جگرت گر ز آتش است کباب
تا زماهی نگر نجویی آب
هوش مصنوعی: اگر دل‌ت آسیب دیده و سوخته است، تا زمانی که به دنبال آرامش و التیام نباشی، شعله آن آتش ادامه دارد و نمی‌توانی به آب و شفای روحی دست یابی.
و چون در این طریق که اصل و عمده است احتیاطی بلیغ رفت صدق خدمتگار و احتراز او از تحریف و تزویز و تفاوت و تناقض باید که هم تقریر پذیرد، و راستی و امانت در قول و فعل به تحقیق پیوندد، چه وصمت دروغ عظیم است و نزدیکان پادشاه را تحرز و تجنب ازان لازم و فریضه باشد. و اگر کسی را این فضیلت فراهم آید تا به حق‌گزاری و وفاداری شهرتی تمام نیابد و اخلاص او در حق دیگران آزموده نشود ثقت پادشاهان با حزم و هرگز بدو مستحکم نگردد، که سست‌بروت دون‌همت قدر انعام و کرامت به واجبی نداند و به هر جانب که باران بیند پوستین بگرداند، و کافی خردمند و داهی هنرمند جان دادن از این سمت کریه دوستر دارد.
هوش مصنوعی: در این مسیر که بسیار مهم و اصلی است، باید احتیاط‌های لازم به دقت رعایت شود. صداقت خدمتکار و اجتناب او از تحریف، تفاوت و تناقض باید روشن و آشکار باشد. لازم است صداقت و امانت در گفتار و کردار او به حقیقت پیوند بخورد، زیرا سکوت در برابر دروغ، عملی نادرست و بزرگ است و نزدیکان پادشاه باید از آن دوری کنند. اگر کسی به فضیلت راستگویی و وفاداری دست یابد، اما شهرت کاملی در این زمینه نگیرد و صداقت او در حق دیگران آزموده نشود، اعتماد پادشاهان به او هرگز محکم نمی‌شود. چنین فردی که فاقد همت والاست، ارزش نعمت و کرامت را نمی‌فهمد و به هر سمتی که منفعتی ببیند، نظرش را تغییر می‌دهد. بنابراین، انسان‌های خردمند و با تدبیر طبعاً از چنین رفتار ناپسند دوری می‌کنند.
التفات رای پادشاهان آن نیکوتر که به محاسن ذات چاکران افتد نه به تجمل و استظهار و تمول بسیار. چه تجمل خدمتگذار به نزدیک پادشاه عقل و کیاست و استظهار علم و کفایت؛ والذین العلم درجات. و اسباب ظاهر در چشم اصحاب بصیرت و دل ارباب بصارت وزنی نیارد.
هوش مصنوعی: پادشاهان باید بیشتر به ویژگی‌های خوب و صفات درونی خدمتگزاران خود توجه کنند تا به ظاهرسازی و تجملات و ثروت زیاد. زیرا تجمل و ثروت نمی‌تواند در نزد پادشاه جایگاهی برتر از عقل و هوش یا دانش و لیاقت داشته باشد. علم و دانش به اندازه‌ای ارزشمند هستند که افراد با بصیرت و درک، آن‌ها را در نظر می‌گیرند و به ظاهر و جنبه‌های ظاهری توجهی نمی‌کنند.
زن مرد نگردد بنکو بستن دستار.
هوش مصنوعی: زن به مرد تبدیل نمی‌شود، همان‌طور که نباید دستار را به دور خود ببندید.
و در بعضی از طباع این باشد که نزدیکان تخت را به اکرام و اعزاز و مخصوص باید گردانید و مرد از خاندان های قدیم طلبید و نهمت به اختیار اشراف و مهتران مصروف داشت. این همه گفتند، اما عاقلان دانند که خاندان مرد، خرد و دانش است و شرف او کوتاه‌دستی و پرهیزگاری. و شریف و گزیده آن کس تواند بود که پادشاه وقت و خسرو زمانه او را برگزیند و مشرف گرداند. قال بعض اللموک الاکابر: نحن الزمان، من رفعناه ارتفع و من وضعناه اتضع. و از عادات روزگار مالش اکابر و پرورش راذل، معهود است، و هیچ زیرک آن را محال و مستنکر نشمرد، و هرگاه که لئیمی در معرض وجاهت افتساد نکبت کریمی توقع باید کرد.
هوش مصنوعی: در برخی فرهنگ‌ها، بر این باورند که باید به نزدیکانِ قدرتمند احترام گذاشت و از خاندان‌های اصیل کمک گرفت و توجه ویژه‌ای به اشراف و بزرگان داشت. هرچند بسیاری به این موضوع تاکید می‌کنند، اما افراد عاقل می‌دانند که ارزش واقعی یک فرد در خرد و دانش اوست و بزرگی او به تقوا و پرهیزگاری‌اش بستگی دارد. فردی شایسته و برگزیده است که پادشاه زمانه او را انتخاب کند و مورد توجه قرار دهد. برخی از بزرگان گفته‌اند: "ما زمانه‌ایم، هر کس را که بالا ببریم، بزرگ می‌شود و هر کس را که پایین بیاوریم، کوچک می‌شود." همچنین در روزگار ما مشاهده می‌شود که بزرگان را می‌پرورند و افراد ناتوان را به مقام می‌رسانند، و هیچ فرد باهوشی این وضعیت را غیرممکن نمی‌داند. به همین دلیل، وقتی فردی حقیر به مقام و توجه دست یابد، باید منتظر بروز مشکلات و نادرستی‌ها بود.
و ملوک را آن نیز این همت باشد که پروردگار خود را کار فرمایند و اعتماد بر ابنای دولت خویش مقصور دارند، و آن هم از فایده‌ای خالی نیست، که چون خدمتگزار از حقارت ذات خویش باز اندیشد شکر ایثار و اختیار لازم تر شناسد، زیرا که در یافتن آن تربیت، خود را دالتی صورت نتواند کرد. اما این باب آنگاه ممکن تواند بود که عفاف موروث و مکتسب جمع باشد و حلیت فضل و براعت حاصل، چه بی این مقدمات نه نام نیک بندگی درست آید و نه لباس حق گزاری چست.
هوش مصنوعی: پادشاهان باید تلاش کنند تا پروردگار خود را خدمت کنند و به اعضای دولت خویش اعتماد کامل داشته باشند. این کار نیز خالی از فایده نیست، زیرا هنگامی که خدمتگزار به مقام و موقعیت خود دقیق شود، شکرگزاری و انتخاب درست را بیشتر احساس می‌کند. چرا که با کسب این نوع تربیت، نمی‌تواند خود را سرپرست واقعی بداند. این موضوع زمانی ممکن است که هم عفت موروثی و هم مکتسب وجود داشته باشد و فضیلت و برتری به دست آمده باشد. چرا که بدون این مقدمات، نه می‌توان به نیکی نام بندگی اشاره کرد و نه می‌توان به درستی لباس تقدس را به تن کرد.
و چون کسی بدین اوصاف پسندیده متحلی بود و از بوته امتحان بدین نسق که تقریر افتاد مخلص بیرون آمد و اهلیت درجات از همه وجوه محقق گشت در تربیت هم نگاه باید داشت، و بآهستگی در مراتب ترشیح و مدارج تقریب برمی کشید، تا در چشمها دراید و حرمت او بمدت، در دلها جای گیرد، و بیک تگ بطوس نرود، که بگسلد و طاعنان مجال وقیعت یابند.
هوش مصنوعی: وقتی کسی به ویژگی‌های مثبت مزین باشد و در آزمون‌ها با موفقیت ظاهر شود و شایستگی‌هایش به وضوح مشخص شود، باید در تربیت او دقت کرد و به آرامی او را در سطوح بالاتر قرار داد، تا در چشم‌ها ظاهر شود و احترامش در دل‌ها جا بگیرد. نباید به سرعت به مقام‌های بالا دست یابد تا از هم پاشیده نشود و مخالفان نتوانند به او آسیب بزنند.
و پوشیده نماند که اگر طبیب به نظر اول بیماری را علاج فرماید زود کالبد بپردازد، و همانا که بشریت دوم حاجت نیفتد؛ لکن طبیب حاذق آنست که از حال ناتوان و مدت بیماری و کیفیت علت استکشافی کند و نبض بنگرد و دلیل بخواهد، و پس از وقوف بر کلیات و جزویات مرض در معالجت شرع پیوندد، و در آن ترتیب نگاه دارد و از تفاوت هر روز بر حسب تراجع و تزاید ناتوانی غافل نباشد، تا یمن نفس او ظاهر گردد و شفا و صحت روی نماید.
هوش مصنوعی: اگر پزشک تنها به نظر اول بیماری را درمان کند، ممکن است که بیمار به زودی جان خود را از دست بدهد و انسانیت نیز دچار مشکل شود. اما پزشک ماهر کسی است که وضعیت بیمار، مدت زمان بیماری و نوع علل را بررسی کند، نبض را بسنجد و حقایق را جستجو کند. سپس با درک کلی و جزئیات بیماری، به درمان بپردازد و در این فرآیند نظم و ترتیب را رعایت کند. همچنین باید به تغییرات روزانه وضعیت بیمار، چه بهبود و چه وخامت، توجه کند تا بتواند بهبودی و سلامت را به ارمغان آورد.
و در جمله بر پادشاه تعرف حال خدمتگزاران و شناخت اندازه کفایت هر یک فرض است، تا بر بدیهه بر کسی اعتماد فرموده نشود، که موجب حسرت و ندامت گردد. و از نظایر این تشبیب حکایت آن مرد زرگر است، رای گفت: چگونه است آن؟
هوش مصنوعی: در یک جمله درباره پادشاه، شناخت وضعیت خدمتگزاران و میزان کارایی هر یک از آنها ضروری است تا به طور ناگهانی به کسی اعتماد نکند که ممکن است باعث پشیمانی و حسرت شود. این موضوع مشابه داستان مرد زرگری است که می‌پرسد: آیا چنین چیزی ممکن است؟