گنجور

بخش ۸

و خبر آن بمادر شیر رسید، دانست که تعجیل کرده ست و جانب تملک و تماسک را بی رعایت گذاشته، با خود اندیشید که زودتر بروم و فرزند خود را از وسوسه دیو لعین برهانم، چه گاهی خشم بر ملک مستولی شود شیطان فتان نیز مسلط گردد. قال النبی صلی الله علیه و سلم اذا استشاط السلطان تسلط الشیطان.

نخست بدان جماعت که بکشتن او مثال یافته بودند پیغام داد که در کشتن او توقفی باید کرد، پس بنزدیک شیر آمد و گفت: گناه شگال چه بوده ست؟ شیر صورت حال بازنمود، گفت: ای پسر، خویشتن در حیرت و حسرت متفکر مگردان و از فضیلت عفو و احسان بی نصیب مباش، فان العفو لایزید الرجل الا عزا و التواضع الا رفعة. و هیچ کس بتامل و تثبت از ملوک سزاوارتر نیست.

و پوشیده نماند که حرمت زن بشوی متعلق است و عزت فرزند بپدر و، دانش شاگرد باستاد، و قوت سپاه بلشکر کشان قاهر، و کرامت زاهدان بدین و، امن رعیت بپادشاه و، نظام کار مملکت بتقوی و عقل و ثبات و عدل؛ و عمده حزم شناختن اتباع است و هریک در محل و منزلت او اصطناع فرمودن و، برمقدار هنر و کفایت ایشان تربیت کردن و، متهم شمردن ایشان در باب یک دیگر، چه اگر سعایت این در حق آن و ازان او در حق این مسموع باشد هرگاه که خواهند مخلصی را در معرض تهمت تواندد آورد و خائنی را در لباس امانت جلوه کرد، و محاسن ملک را در صیغت مقابح بخلق نمود، و هریکچندی حاسدی فاضلی را محروم گرداند و خائنی امینی را متهم می‌کند، و هرلحظه بی گناهی را در گرداب هلاک می‌اندازد، و لاشک باستمرار این رسم همه را استیلا افتد، حاضران از قبول اعمال امتناع بر دست گیرند و غایبان از خدمت تقاعد نمایند، و نفاذ فرمانها براطلاق در توقف افتد.

و نشاید که پادشاه تغیر مزاج خویش بی یقینی صادق با اهل و امانت روا دارد، ولیکن باید که در مجال حلم و بسطت علم او همه چیز گنجان باشد و سوابق خدمتگاران، نیکو پیش چشم دارد و مساعی و مآثر ایشان بر صحیفه دل بنگارد و آن را ضایع و بی ثمرت نگرداند واهمال جانب و توهین منزلت ایشان جایز نشمرد. و هرگناه که از عمد و قصد منزه باشد ذات هوا و اخلاص را مجروح نگرداند، و در عقوبت آن مبالغت نشاید. و سخن بی هنران ناآزموده در بدگفت هنرمند کافی نشنود، و عقل و رای خویش را در همه معانی حکمی عدل و ممیزی بحق بشناسد.

و شگال در دولت تو بمحلی بلند و منزلتی مشهور رسیده بود. بر وی ثناها می‌گفتی و در خلوات عز مفاوضت، وی را ارزانی می‌داشتی. و اکنون بر تو آنست که عزیمت ابطال او را فسخ کنی و خود را و او را از شماتت دشمنان و سعایت ساعیان صیانت واجب بینی، تا چنانکه فراخور ثابت و وقار تو باشد در تفحص و استکشاف حال او لوازم احتیاط و استقصا بجای آری و بنزدیک عقل خویش و تمامی لشکر و رعیت معذور گردی، که این تهمت ازان حقیرتر است که چنو بنده ای سداد و امانت خود را بدان معیوب گرداند، یا حرص و شره آن خرد او را محجوب کند.

وتو می‌دانی که در مدت خدمت تو و پیش ازان گوشت نخورده ست؛ مسارعت در توقف دار تا صحت این حدیث روشن گردد، که چشم و گوش بظن و تخمین بسیار حکمهای خطا کند، چنانکه کسی در تاریکی شب، یراعه ای بیند، پندارد که آتش است و بر وی مشتبه گردد، چون در دست گرفت مقرر شود که باد پیموده ست و پیش از تیقن در حکم تعجیل کرده. و حسد جاهل از عالم، و بدکردار از نیکو فعل، و بددل از شجاع مشهور است.

و غالب ظن آنست که قاصدان،آن گوشت در منزل شگال نهاده باشند، و این قدر در جنب کید حاسدان و مکر دشمنان اندک نماید. و محاسدت اهل بغی پوشیده نیست خاصه جایی که اغراض معتبر در میان آمد. و مرغ در اوج هوا و ماهی در قعر دریا وسباع در صحن دشت از قصد بدسگالان ایمن نتواند بود، و شکره اگر صیدی کند هم آن مرغان که در پرواز از وی بلندتر باشند و هم آن که از وی پستتر باشند در آن قدر گرد مغالبت و مجاذبت برآیند؛ و سگان برای استخوانی که در راه یابند با یک دیگر همین معاملت بکنند؛ و خدمتگاران تو در منزلهایی که کم از رتبت شگال است حسد را می‌دارند، اگر در آن درجه منظور مناقشتی رود بدیع نیاید. در این کار تاملی شافی فرمای و تدارک آن از نوعی اندیش که لایق بزرگی تو باشد، که چون حقیقت حال شناخته گشت کشتن او بس تعذری ندارد.

بخش ۷: از این نمط در حال خشم شیر می‌گفتند تا کراهیتی بدل او راه یافت، و باحضار شگال مثال داد و از وی سوال کرد که: «گوشت چه کردی؟» جواب داد که: «به مطبخی سپردم تا به وقت چاشت پیش ملک آرد.» مطبخی هم از جمله اصحاب بیعت بود، منکر شد و گفت: «البته خبر ندارم.» شیر طایفه ای را از امینان بفرستاد تا گوشت در منزل شگال بجستند، لابد بیافتند و به نزدیک شیر آوردند. پس گرگی که تا آن ساعت سخن نمی گفت، و چنان فرا می‌نمود که «من از عدولم و بی‌تحقیق و اتقان قدر در کاری ننهم، و نیز با شگال دوستی دارم و فرصت عنایت می‌جویم.» پیشتر رفت و گفت: «چون ملک را از زلت این نابکار روشن گشت زود به حکم سیاست تقدیم فرماید، که اگر این باب را مهمل گذارد بیش گناه‌کاران از فضیحت نترسند.»بخش ۹: شیر سخن مادر نیکو استمالت کرد و آن را بر خرد خویش باز انداخت و شگال را پیش خواند و گفت: میل ما، بحکم آزمایش سابق، بقبول عذر تو زیادت ازان است که بتصدیق حوالت خصمان. شگال گفت:من از موونت این تهمت بیرون نیایم تا ملک حیلتی نسازد که صحت حال و روشنی کار بدان بشناسد، با آنکه بیراءت ساحت و کمال دیانت خوطش ثقتی تمام دارم و متیقنم که هرچند احتیاط بیشتر فرموده شود و مزیت و رجحان من در اخلاص و مناصحت برکافه حشم و خدم ظاهرتر گردد.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

و خبر آن بمادر شیر رسید، دانست که تعجیل کرده ست و جانب تملک و تماسک را بی رعایت گذاشته، با خود اندیشید که زودتر بروم و فرزند خود را از وسوسه دیو لعین برهانم، چه گاهی خشم بر ملک مستولی شود شیطان فتان نیز مسلط گردد. قال النبی صلی الله علیه و سلم اذا استشاط السلطان تسلط الشیطان.
هوش مصنوعی: خبر به مادر شیر رسید که او عجله کرده و جنبه مالکیت و استحکام را مورد توجه قرار نداده است. او با خود فکر کرد که باید زودتر بروم و فرزندم را از وسوسه‌های شیطان نجات دهم، زیرا گاهی اوقات خشم بر ملک حاکم می‌شود و شیطان نیز بر او مسلط می‌گردد.
نخست بدان جماعت که بکشتن او مثال یافته بودند پیغام داد که در کشتن او توقفی باید کرد، پس بنزدیک شیر آمد و گفت: گناه شگال چه بوده ست؟ شیر صورت حال بازنمود، گفت: ای پسر، خویشتن در حیرت و حسرت متفکر مگردان و از فضیلت عفو و احسان بی نصیب مباش، فان العفو لایزید الرجل الا عزا و التواضع الا رفعة. و هیچ کس بتامل و تثبت از ملوک سزاوارتر نیست.
هوش مصنوعی: ابتدا به افرادی که قصد کشتن او را داشتند پیام داد که باید در این کار توقف کنند. سپس به نزد شیر رفت و از او پرسید که گناه شغال چیست؟ شیر توضیح داد و بعد گفت: ای پسر، خودت را در حیرت و افسوس غوطه ور نکن و از فضیلت بخشش و نیکی بهره‌مند شو، زیرا بخشش تنها به عزت انسان می‌افزاید و فروتنی به او رفعت می‌بخشد. هیچ‌کس به اندازه پادشاهان شایسته تأمل و دقت نیست.
و پوشیده نماند که حرمت زن بشوی متعلق است و عزت فرزند بپدر و، دانش شاگرد باستاد، و قوت سپاه بلشکر کشان قاهر، و کرامت زاهدان بدین و، امن رعیت بپادشاه و، نظام کار مملکت بتقوی و عقل و ثبات و عدل؛ و عمده حزم شناختن اتباع است و هریک در محل و منزلت او اصطناع فرمودن و، برمقدار هنر و کفایت ایشان تربیت کردن و، متهم شمردن ایشان در باب یک دیگر، چه اگر سعایت این در حق آن و ازان او در حق این مسموع باشد هرگاه که خواهند مخلصی را در معرض تهمت تواندد آورد و خائنی را در لباس امانت جلوه کرد، و محاسن ملک را در صیغت مقابح بخلق نمود، و هریکچندی حاسدی فاضلی را محروم گرداند و خائنی امینی را متهم می‌کند، و هرلحظه بی گناهی را در گرداب هلاک می‌اندازد، و لاشک باستمرار این رسم همه را استیلا افتد، حاضران از قبول اعمال امتناع بر دست گیرند و غایبان از خدمت تقاعد نمایند، و نفاذ فرمانها براطلاق در توقف افتد.
هوش مصنوعی: حرمت و احترام زن به شوهرش وابسته است و عزت فرزند به پدرش است، همان‌طور که دانش شاگرد به استادش و قوت سپاه به فرمانده‌اش وابسته است. کرامت و منزلت زاهدان به اعمالشان و امنیت رعیت به پادشاه وابسته است. نظم و کارکرد مملکت نیز به تقوا، عقل، ثبات و عدالت مرتبط است. مهم‌ترین نکته در این زمینه، شناختن و درک چگونگی رفتار با پیروان و زیردستان است؛ هر کس باید در جایگاه و مقام خود قرار گیرد و بر اساس مهارت و توانایی‌هایش تربیت شود. اگر کسی بخواهد به دیگران تهمت بزند و یا در حق یکدیگر بدگویی کند، ممکن است باعث ایجاد سوء تفاهم و بی‌اعتمادی بین آنها شود. این رفتار می‌تواند به سادگی باعث از بین رفتن اعتماد عمومی و وخامت وضعیت شود. اگر این رویه ادامه یابد، مردم حتی از قبول مسئولیت‌هایشان نیز امتناع خواهند کرد و ممکن است دستورها و فرمان‌ها به نتیجه نرسند.
و نشاید که پادشاه تغیر مزاج خویش بی یقینی صادق با اهل و امانت روا دارد، ولیکن باید که در مجال حلم و بسطت علم او همه چیز گنجان باشد و سوابق خدمتگاران، نیکو پیش چشم دارد و مساعی و مآثر ایشان بر صحیفه دل بنگارد و آن را ضایع و بی ثمرت نگرداند واهمال جانب و توهین منزلت ایشان جایز نشمرد. و هرگناه که از عمد و قصد منزه باشد ذات هوا و اخلاص را مجروح نگرداند، و در عقوبت آن مبالغت نشاید. و سخن بی هنران ناآزموده در بدگفت هنرمند کافی نشنود، و عقل و رای خویش را در همه معانی حکمی عدل و ممیزی بحق بشناسد.
هوش مصنوعی: پادشاه نباید حال خود را تغییری دهد و نسبت به اهل و کارگزارانش بی‌اعتماد باشد. او باید با حلم و دانش خود همه چیز را در نظر بگیرد و سابقه خدمات آنها را به خوبی به یاد داشته باشد و تلاش‌ها و کوشش‌های آنان را در دلش ثبت کند و از بین نرود و نباید به آنها بی‌اعتنایی کند یا مقامشان را تخفیف دهد. هر خطایی که به عمد و قصد باشد نباید خلوص و نیت پاک را زیر سؤال ببرد و نباید در مجازات آن زیاده‌روی کند. همچنین، نباید به سخنان افراد نادان و بی‌تجربه توجه کند و در هر موضوعی عقل و رأی خود را بر مبنای عدالت و انصاف بشناسد.
و شگال در دولت تو بمحلی بلند و منزلتی مشهور رسیده بود. بر وی ثناها می‌گفتی و در خلوات عز مفاوضت، وی را ارزانی می‌داشتی. و اکنون بر تو آنست که عزیمت ابطال او را فسخ کنی و خود را و او را از شماتت دشمنان و سعایت ساعیان صیانت واجب بینی، تا چنانکه فراخور ثابت و وقار تو باشد در تفحص و استکشاف حال او لوازم احتیاط و استقصا بجای آری و بنزدیک عقل خویش و تمامی لشکر و رعیت معذور گردی، که این تهمت ازان حقیرتر است که چنو بنده ای سداد و امانت خود را بدان معیوب گرداند، یا حرص و شره آن خرد او را محجوب کند.
هوش مصنوعی: شغال در زمان تو به مقام بالایی دست یافته بود و شهرت خوبی کسب کرده بود. درباره‌اش از خوبی‌ها می‌گفتی و در خلوت‌ها به او احترام می‌گذاشتی. حالا لازم است که تصمیم به برکناری او بگیری و خودت و او را از طعنه‌های دشمنان و شایعات دیگران حفظ کنی. باید به تناسب مقام و وقار خود، به دقت و احتیاط در بررسی وضعیت او بپردازی و از عقل خود و تمام لشکر و رعیت به درستی استفاده کنی. این تهمتی که به او زده می‌شود، کمتر از آن نیست که یک خدمتگزار با صداقت را بی‌مقدار کند یا اینکه حرص و طمع او را به خطا بیندازد.
وتو می‌دانی که در مدت خدمت تو و پیش ازان گوشت نخورده ست؛ مسارعت در توقف دار تا صحت این حدیث روشن گردد، که چشم و گوش بظن و تخمین بسیار حکمهای خطا کند، چنانکه کسی در تاریکی شب، یراعه ای بیند، پندارد که آتش است و بر وی مشتبه گردد، چون در دست گرفت مقرر شود که باد پیموده ست و پیش از تیقن در حکم تعجیل کرده. و حسد جاهل از عالم، و بدکردار از نیکو فعل، و بددل از شجاع مشهور است.
هوش مصنوعی: وتو می‌دانی که در زمان خدمتت و قبل از آن، گوشت نخورده‌ای؛ بنابراین تا زمانی که صحت این موضوع روشن شود، کمی صبر کن. چون چشم و گوش گاهی بر اساس گمان و حدس، قضاوت‌های نادرستی می‌کنند. مانند کسی که در تاریکی شب شعله‌ای را می‌بیند و فکر می‌کند آتش است. اما وقتی آن را در دست می‌گیرد، متوجه می‌شود که باد است و قبل از اینکه مطمئن شود، قضاوت زودهنگام کرده است. همچنین حسد افراد نادان از دانشمندان، و بدرفتاری افراد نیکوکار از کسانی که رفتار بدی دارند، معروف است.
و غالب ظن آنست که قاصدان،آن گوشت در منزل شگال نهاده باشند، و این قدر در جنب کید حاسدان و مکر دشمنان اندک نماید. و محاسدت اهل بغی پوشیده نیست خاصه جایی که اغراض معتبر در میان آمد. و مرغ در اوج هوا و ماهی در قعر دریا وسباع در صحن دشت از قصد بدسگالان ایمن نتواند بود، و شکره اگر صیدی کند هم آن مرغان که در پرواز از وی بلندتر باشند و هم آن که از وی پستتر باشند در آن قدر گرد مغالبت و مجاذبت برآیند؛ و سگان برای استخوانی که در راه یابند با یک دیگر همین معاملت بکنند؛ و خدمتگاران تو در منزلهایی که کم از رتبت شگال است حسد را می‌دارند، اگر در آن درجه منظور مناقشتی رود بدیع نیاید. در این کار تاملی شافی فرمای و تدارک آن از نوعی اندیش که لایق بزرگی تو باشد، که چون حقیقت حال شناخته گشت کشتن او بس تعذری ندارد.
هوش مصنوعی: به نظر می‌رسد که فرستادگان این گوشت را در منزل شگال قرار داده‌اند تا از طرح‌های حسودان و مکر دشمنان در امان باشند. حسادت در میان افراد بدخواه کاملاً مشهود است، به‌ویژه زمانی که منافع مهمی در میان است. پرنده‌ها در آسمان، ماهی‌ها در عمق دریا و حیوانات وحشی در دشت نمی‌توانند از آزار بدخواهان در امان بمانند. حتی اگر شکره صیدی کند، پرندگانی که بالاتر از او پرواز می‌کنند و همچنین آن‌هایی که پایین‌تر هستند، همه در تلاش برای مقابله و جلب توجه او برمی‌آیند. سگان هم برای استخوانی که در راه پیدا می‌کنند، همین رفتار را با یکدیگر دارند. خدمتکاران تو در مکان‌هایی که از رتبه شگال کمتر است، حسادت را پنهان نمی‌کنند و اگر در این سطح تنشی به وجود آید، نباید انتظار خبر خوب داشت. در این وضعیت، حتماً باید به دقت فکر کنی و اقدامی شایسته مقام و عظمت خود انجام دهی؛ چرا که وقتی حقیقت مشخص شود، کار از کشتن او نیز دشوارتر نخواهد بود.