گنجور

بخش ۴

شیر گفت: «در این مدافعت چه فایده؟ که البته ترا معاف نخواهیم فرمود.» شگال گفت: «کار سلطان بابت دو کس باشد: یکی مکاری مقتحم که غرض خویش به اقتحام حاصل کند و به مکر و شعوذه مسلم ماند، و دیگر غافلی ضعیف که بر خواری کشیدن خو دارد و به هیچ تأویل، منظور و محترم و مطاع و مکرم نگردد. که در معرض حسد و عداوت افتد. و بباید دانست که عاقل همیشه محروم باشد و محسود. و من از اطن هر دو طبقه نیستم، نه آزی غالب است که خیانت کنم.

و نه طبع خسیس، که مذلت کشم.

و هرکه بنلاد خدمت سلطان به نصیحت و امانت و عفت و دیانت مؤکد گرداند و اطراف آن را از ریا و سمعه و ریب و خیانت، مصون و منزه دارد کار او را استقامتی صورت نبندد و مدت عمل او را دوامی و ثباتی ممکن نگردد. هم دوستان سپر معادات و مناقشت در روی کشند و هم دشمنان از جان او نشانه تیر بلا سازند؛ دوستان از روی حسد در منزلت، مخاصمت اندیشند، و دشمنان از جهت یکدلی و مناصحت مناقشت کنند، و هرگاه که مطابقت دوستان و دشمنان بهم پیوست و اجماع بر عداوت او منعقد گشت البته ایمن نتواند زیست، و اگرچه پای بر فرق کیوان نهاده‌است جان به سلامت نَبَرد. و خائن باری از جانب دشمنان پادشاه فارغ باشد، اگرچه از دوستان بترسد.»

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شیر گفت: «در این مدافعت چه فایده؟ که البته ترا معاف نخواهیم فرمود.» شگال گفت: «کار سلطان بابت دو کس باشد: یکی مکاری مقتحم که غرض خویش به اقتحام حاصل کند و به مکر و شعوذه مسلم ماند، و دیگر غافلی ضعیف که بر خواری کشیدن خو دارد و به هیچ تأویل، منظور و محترم و مطاع و مکرم نگردد. که در معرض حسد و عداوت افتد. و بباید دانست که عاقل همیشه محروم باشد و محسود. و من از اطن هر دو طبقه نیستم، نه آزی غالب است که خیانت کنم.
هوش مصنوعی: شیر گفت: «این دفاع چه سودی دارد؟ ما به هیچ وجه تو را معاف نخواهیم کرد.» شغالی پاسخ داد: «کار سلطان به دو دسته وابسته است: یکی، فردی مکار و حمله‌ور که با نقشه‌ریزی و فریب به هدف خود می‌رسد و دیگری، شخصی ناتوان و بی‌خبر که به تحمل ذلت عادت کرده و هیچگاه مورد توجه و احترام قرار نمی‌گیرد و در معرض حسادت و دشمنی قرار می‌گیرد. باید بدانیم که انسان عاقل همیشه در معرض حسادت و محرومیت است. من از هیچ‌یک از این دو دسته نیستم؛ نه در وضعی هستم که خیانت کنم.»
و نه طبع خسیس، که مذلت کشم.
هوش مصنوعی: نه اینکه طبیعت بخیل باشد، که ذلت را تحمل کنم.
و هرکه بنلاد خدمت سلطان به نصیحت و امانت و عفت و دیانت مؤکد گرداند و اطراف آن را از ریا و سمعه و ریب و خیانت، مصون و منزه دارد کار او را استقامتی صورت نبندد و مدت عمل او را دوامی و ثباتی ممکن نگردد. هم دوستان سپر معادات و مناقشت در روی کشند و هم دشمنان از جان او نشانه تیر بلا سازند؛ دوستان از روی حسد در منزلت، مخاصمت اندیشند، و دشمنان از جهت یکدلی و مناصحت مناقشت کنند، و هرگاه که مطابقت دوستان و دشمنان بهم پیوست و اجماع بر عداوت او منعقد گشت البته ایمن نتواند زیست، و اگرچه پای بر فرق کیوان نهاده‌است جان به سلامت نَبَرد. و خائن باری از جانب دشمنان پادشاه فارغ باشد، اگرچه از دوستان بترسد.»
هوش مصنوعی: هر کسی که خدمت به سلطان را با نصیحت، امانت، عفت و دیانت انجام دهد و اطراف آن را از ریا، شهرت، شک و خیانت پاک نگه دارد، دیگر نمی‌تواند در کار خود استقامت داشته باشد و مدت زمان فعالیتش پایدار بماند. هم دوستان برای او مشکلاتی می‌آفرینند و هم دشمنان از جان او آسیب می‌زنند. دوستان به خاطر حسادت در مورد جایگاه او دچار اختلاف می‌شوند و دشمنان به دلیل عدم صداقت با او به ایجاد مشکل می‌پردازند. زمانی که دشمنان و دوستان هر دو بر عداوت او توافق کنند، او دیگر نمی‌تواند به راحتی زندگی کند. حتی اگر مقام بسیار بلندی داشته باشد، باز هم جانش در امان نخواهد بود. خیانت‌کار از جانب دشمنان پادشاه در امان نیست، با این حال ممکن است از دوستان هم بترسد.