گنجور

بخش ۵ - سفر برزویه به هندوستان

وانگاه مثال داد تاروزی مسعود و طالعی میمون برای حرکت او تعیین کردند، و او بر آن اختیار روان شد، و در صحبت او پنجاه صره که هر یک ده هزار دینار بود حمل فرمود. و بمشایعت او با جملگی لشکر و بزرگان ملک برفت.

و برزویه با نشاط تمام روی بدین مهم آورد، و چون بمقصد پیوست گرد درگاه پادشاه و مجلسهای علما و اشراف و محافل سوقه و اوساط می‌گشت و از حال نزدیکان رای و مشاهیر شهر و فلاسفه می‌پرسید، و بهر موضع اختلافی می‌ساخت. و به رفق و مدارا بر همه جوانب زندگانی می‌کرد، و فرا می‌نمود که برای طلب علم هجرتی نموده است. و بر سبیل شاگردی بهرجای می‌رفت، و اگر چه از هر علم بهره داشت نادان وار دران خوضی می‌پیوست، و از هر جنس فرصت می‌جست، و دوستان و رفیقان می‌گرفت، و هر یک را بانواع آزمایش امتحام می‌کرد. اختیار او بر یکی ازیشان افتاد که بهنرو خرد مستثنی بود، و دوستی و برادری را با او بغایت لطف و نهایت یگانگی رسانید تا بمدت اندازه رای و رویت و دوستی و شفقت او خود را معلوم گردانید، و بحقیقت بشناخت که اگر کلید این راز بدست وی دهد و قفل این سر پیش وی بگشاید دران جانب کرم و مروت و حق صحبت و ممالحت را برعایت رساند.

بخش ۴ - برگزیدن برزویهٔ طبیب برای ترجمهٔ کلیله و دمنه: آن خسرو عادل، همت بر آن مقصور گردانید که آن را ببیند و فرمود که مردی هنرمند باید طلبید که زبان پارسی و هندوی بداند، و اجتهاد او در علم شایع باشد، تا بدین مهم نامزد شود. مدت دراز بطلبیدند، آخر برزویه نام جوانی نشان یافتند که این معانی در وی جمع بود، و به صناعت طب شهرتی داشت. او را پیش خواند و فرمود که: پس از تأمل و استخارت و تدبر و مشاورت تو را به مهمی بزرگ اختیار کرده ایم، چه حال خِرد و کیاست تو معلوم است، و حرصِ تو بر طلبِ علم و کسبِ هنر مقرر. و می‌گویند که به هندوستان چنین کتابی است، و می‌خواهیم که بدین دیار نَقل افتد، و دیگر کتب هندوان بدان مضموم گردد. ساخته باید شد تا بدین کار بر وی و به دقایق استخراج آن مشغول شوی. و مالی خطیر در صحبت تو حمل فرموده می‌آید تا هر نفقه و مَؤونت که بدان حاجت افتد تکفل کنی، و اگر مدت مقام دراز شود و به زیادتی حاجت افتد باز نمایی تا دیگر فرستاده آید، که تمامی خزاین ما در آن مبذول خواهد بود. بخش ۶ - گفتگوی برزویه با هندو: چون یکچندی برین گذشت و قواعد مصدقت میان ایشان هرچه مستحکم تر شد و اهلیت او این امانت و محرمیت او این سر را محقق گشت در اکرام او بیفزود و مبرتهای فراوان واجب دید. پس یک روز گفت: ای بذاذر، من غرض خویش تا این غایت بر تو پوشیده داشتم، و عاقل را اشارتی کفایت باشد.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

وانگاه مثال داد تاروزی مسعود و طالعی میمون برای حرکت او تعیین کردند، و او بر آن اختیار روان شد، و در صحبت او پنجاه صره که هر یک ده هزار دینار بود حمل فرمود. و بمشایعت او با جملگی لشکر و بزرگان ملک برفت.
هوش مصنوعی: سپس مثالی برای مسعود و طالعی میمون زدند تا حرکت او را مشخص کنند و او با همان انتخاب راه افتاد. در صحبت او پنجاه بار کالای ارزشمندی که هر یک ده هزار دینار می‌ارزید حمل کردند. و به همراهی او تمام لشکر و بزرگان کشور رفتند.
و برزویه با نشاط تمام روی بدین مهم آورد، و چون بمقصد پیوست گرد درگاه پادشاه و مجلسهای علما و اشراف و محافل سوقه و اوساط می‌گشت و از حال نزدیکان رای و مشاهیر شهر و فلاسفه می‌پرسید، و بهر موضع اختلافی می‌ساخت. و به رفق و مدارا بر همه جوانب زندگانی می‌کرد، و فرا می‌نمود که برای طلب علم هجرتی نموده است. و بر سبیل شاگردی بهرجای می‌رفت، و اگر چه از هر علم بهره داشت نادان وار دران خوضی می‌پیوست، و از هر جنس فرصت می‌جست، و دوستان و رفیقان می‌گرفت، و هر یک را بانواع آزمایش امتحام می‌کرد. اختیار او بر یکی ازیشان افتاد که بهنرو خرد مستثنی بود، و دوستی و برادری را با او بغایت لطف و نهایت یگانگی رسانید تا بمدت اندازه رای و رویت و دوستی و شفقت او خود را معلوم گردانید، و بحقیقت بشناخت که اگر کلید این راز بدست وی دهد و قفل این سر پیش وی بگشاید دران جانب کرم و مروت و حق صحبت و ممالحت را برعایت رساند.
هوش مصنوعی: برزویه با اشتیاق به این کار مهم پرداخت و به محض رسیدن به درگاه پادشاه، در مجالس علما و اشراف و محافل عمومی شروع به گشت و گذار کرد. او از حال نزدیکان، شخصیت‌های مشهور شهر و فلاسفه سوال می‌کرد و برای هر موضوعی نظری می‌ساخت. او با ملایمت و مدارا زندگی می‌کرد و نشان می‌داد که به دنبال علم به این سفر آمده است. به عنوان شاگرد در هر جای ممکن می‌رفت و با اینکه از هر علمی بهره‌مند بود، مانند نادان‌ها در آن‌ها وارد می‌شد. او به دنبال فرصت‌ها بود و دوستان و رفقا را جمع می‌کرد و هر یک را به انواع آزمایش‌ها می‌سپرد. در نهایت برگزیده‌ای از میان آن‌ها که دارای خرد و فهم خاصی بود، توجه او را جلب کرد و دوستی و برادری را با او تا حد زیادی گسترش داد. او به خوبی دریافته بود که اگر کلید این راز را به این نفر بدهد و درهای این مسأله را برای او باز کند، باید به اصول کرم، مروت و رفاقت پایبند باشد.

حاشیه ها

1390/08/14 08:11
حسام

با درود، در سطر پنجم از پاراگراف دوم ظاهرا کلمه "بهنرو" اشتباه نگاشته شده.
با تشکر

1391/07/22 19:09
شهاب

خط هفتم (امتحان) صحیح است.

1395/06/06 21:09
الهام

درود...
دو ابهام در این بخش به چشم این حقیر آمد (که علی الظاهر، به دلیل فقدان سجاءبندی مناسب می باشد):
1. در "... بهر موضع[،] اختلافی می‌ساخت": "بهر" یا "به هر"؟
2. در "... تا به مدت اندازه رای و رویت و دوستی و شفقت او خود را معلوم گردانید": "تا به مدت اندازه، رای و ..." یا "تا به مدت، اندازه ی رای و ..."؟
سپاس بی کران از سخاوت و تلاشتان...