اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون روز چند بگذشت موش گفت: اگر همین جای مقام کنی، و اهل و فرزندان را بیاری از مکرمت دور نیفتد و منت هچرت متضاعف گردد. و این بقعت نزهت تمام دارد و جایی دل گشای است. زاغ گفت: همچنین است و در خوشی این موضع سخنی ندارم. لکن مرعی و لا کالسعدان. مرغزاری است فلان جای که اطراف او پرشکوفه متبسم و گل خندان است،و زمین او چون آسمان پرستاره تابان.
هوش مصنوعی: مدتی که گذشت، موش گفت: اگر همین جا بمانی و خانوادهات را هم به اینجا بیاوری، از نیکوییها دور نخواهی افتاد و محبت تو نیز بیشتر خواهد شد. اینجا جایی بسیار زیبا و دلانگیز است. زاغ گفت: همینطور است و من در خوشی این مکان چیزی برای گفتن ندارم. اما مقایسهای میکنم؛ جایی هست که اطرافش پر از شکوفه و گلهای خندان است و زمین آن مثل آسمان پر از ستاره میدرخشد.
زبس کش گاو چشم و پیل گوش است
چمن چون کلبه گوهر فروش است
هوش مصنوعی: چمن به قدری زیبا و باارزش است که مانند خانهای است که جواهرات در آن نگهداری میشوند، و در عین حال حیواناتی مانند گاو و فیل نیز به آنجا آمدهاند.
و باخه دوست من آنجا وطن دارد، و طعمه من در آن حوالی بسیار یافته شود. و نیز این جایگاه بشارع پیوسته است، ناگاه از راه گذریان آسیبی یابیم. اگر رغبت کنی آنجا رویم و درخصب و امن روزگار گذاریم. موش گفت:
هوش مصنوعی: دوست من در آنجا زندگی میکند و من شکارهای زیادی در آن منطقه پیدا میکنم. همچنین این مکان به خیابان متصل است و ممکن است ناگهان از سمت عابران به خطر بیفتیم. اگر تمایل داشته باشی، میتوانیم به آنجا برویم و در آرامش و فراوانی زندگی کنیم. موش گفت:
کدام آرزو بر مصاحبت و مجاورت تو برابر تواند بود؟ و اگر ترا موافقت واجب نبینم کجا روم؟ و بدین موضع اختیار نیامده ام، و قصه من دراز است و دران عجایب بسیار، چندانکه مستقری متعین شود با تو بگویم.
هوش مصنوعی: آرزویی که بتواند با همراهی و نزدیکی تو برابری کند کدام است؟ و اگر ندانم که باید با تو همنظر باشم، کجا میتوانم بروم؟ من به اینجا نیامدهام که انتخابی داشته باشم و داستان من طولانی است و پر از شگفتیهای بسیار است. وقتی جا و مکانی مشخص برای زندگی با تو پیدا کنم، به تو میگویم.