گنجور

بخش ۹

کلیله رنجور و پرغم بازگشت، و انواع بلا بر دل خوش کرده پشت بر بستر نهاد و می‌پیچید تا هم در شب شکمش برآمد و نفس فروشد. و ددی با دمنه بهم محبوس بود و در آن نزدیکی خفته، بسخن کلیله و دمنه بیدار شد و مفاوضت ایشان تمام بشنود و یاد گرفت و هیچ باز نگفت.

دیگر روز مادر شیر این حدیث تازه گردانید و گفت: زنده گذاشتن فجار هم تنگ کشتن اخیار است. و هر که نابکاری را زنده گزارد در فجور با او شریک گردد. ملک قضات را تعجیل فرمود در گزارد کار دمنه و روشن گردانیدن خیانت او در مجمع خاص و محفل عام، و مثال داد که هر روز آنچه رود بازنمایند.

وقضاوت فراهم آمدند و خاص و عام را جمع کردند، و وکیل قاضی آواز داد و روی بحاضران آورد و گفت: ملک در معنی دمنه و بازجست کار او و تفتیش حوالتی که بدو افتاده ست احتیاط تمام فرموده است، تا حقیقت کار او غبار شبهت منزه شود، و حکمی که رانده اید در حق او از مقتضی عدل دور نباشد، و بکامگاری سلاطین و تهور ملوک منسوب نگردد. و هریکی از شما را از گناه او آنچه معلومست بباید گفت (برای سه فایده:اول آنکه در عدل معونت کردن و حجت حق گفتن درد ین و مروت موقعی بزرگ دارد، و دوم آنکه بر اطلاق زجر کلی اصحاب ضلالت بگوشمال یکی از ارباب خیانت دست دهد، و سوم آنکه مالش اصحاب مکر و فجور و قطع اسباب ایشان راحتی شامل و منفعتی شایع را متضمن است.

چون این سخن بآخر رسید همه حاضران خاموش گشتند، و هیچ کس چیزی نگفت؛ چه ایشان را در کار او یقین ظاهر نبود، روا نداشتند که بگمان مجرد چیزی گویند، و بقول ایشان حکمی رانده شود و خونی ریخته گردد.

چون دمنه آن بدید گفت:اگر من مجرم بودمی بخاموشی شما شاد گشتمی، لکن بی گناهم، و هر که او را جرمی نتوان شناخت برو سبیلی نباشد، و او بنزدیک اهل خرد و دیانت مبرا و معذور است. و چاره نتواند بود ازانکه هرکس بر علم خویش در کار من سخنی گوید، و معذور است. و چاره نتواند بود ازانکه هرکس بر علم خویش در کار من سخنی گوید، و دران راستی و امانت نگاه دارد، که هرگفتاری را پاداشی است، عاجل و آجل، و قول او دران راستی و امانت نگاه دارد، که هرگفتاری را پاداشی است، عاجل و آجل، و قول او حکمی خواهد بود در احیای نفسی یا ابطال شخصی. و هرکه بظن و شبهت، بی یقین صادق، مرا در معرض تلف آرد بدو آن رسد که بدان مدعی رسید که بی علم وافر و مایه کامل، و بصیرتی در شناخت علتها واضح و ممارستی در معرفت داروها راجح، و رایی در انواع معالجت صایب و خاطری در ادراک کیفیت ترکیب نفس و تشریح بدن ثاقب. قدم پیدا و اتقان بسزا، دعوی و رای طبیبی کرد. قضات پرسیدند که: چگونه؟

گفت:

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کلیله رنجور و پرغم بازگشت، و انواع بلا بر دل خوش کرده پشت بر بستر نهاد و می‌پیچید تا هم در شب شکمش برآمد و نفس فروشد. و ددی با دمنه بهم محبوس بود و در آن نزدیکی خفته، بسخن کلیله و دمنه بیدار شد و مفاوضت ایشان تمام بشنود و یاد گرفت و هیچ باز نگفت.
هوش مصنوعی: کلیله در حالی که غمگین و بیمار بود، به خانه برگشت و دلش پر از غصه‌ها بود. او روی تخت افتاد و دردی تحمل می‌کرد تا اینکه در طول شب دردش شدت گرفت و نفسش تنگ شد. در همین حال، ددی نیز با دمنه در یک جا بود و خوابش برد. او از صحبت‌های کلیله و دمنه بیدار شد و تمام صحبت‌های آنها را شنید و به خوبی یاد گرفت، اما هیچ چیزی نگفت.
دیگر روز مادر شیر این حدیث تازه گردانید و گفت: زنده گذاشتن فجار هم تنگ کشتن اخیار است. و هر که نابکاری را زنده گزارد در فجور با او شریک گردد. ملک قضات را تعجیل فرمود در گزارد کار دمنه و روشن گردانیدن خیانت او در مجمع خاص و محفل عام، و مثال داد که هر روز آنچه رود بازنمایند.
هوش مصنوعی: روزی مادر شیر به تازگی صحبت کرد و گفت: نگه داشتن بدکاران همانند کشتن نیکان است. هر کس که بدی را زنده نگه دارد، در فساد او شریک خواهد بود. او از قضات خواست تا به سرعت به کار دمنه رسیدگی کنند و خیانت او را در جمع‌های خاص و عمومی روشن کنند و همچنین گفت که هر روز باید نتایج کارها را نشان دهند.
وقضاوت فراهم آمدند و خاص و عام را جمع کردند، و وکیل قاضی آواز داد و روی بحاضران آورد و گفت: ملک در معنی دمنه و بازجست کار او و تفتیش حوالتی که بدو افتاده ست احتیاط تمام فرموده است، تا حقیقت کار او غبار شبهت منزه شود، و حکمی که رانده اید در حق او از مقتضی عدل دور نباشد، و بکامگاری سلاطین و تهور ملوک منسوب نگردد. و هریکی از شما را از گناه او آنچه معلومست بباید گفت (برای سه فایده:اول آنکه در عدل معونت کردن و حجت حق گفتن درد ین و مروت موقعی بزرگ دارد، و دوم آنکه بر اطلاق زجر کلی اصحاب ضلالت بگوشمال یکی از ارباب خیانت دست دهد، و سوم آنکه مالش اصحاب مکر و فجور و قطع اسباب ایشان راحتی شامل و منفعتی شایع را متضمن است.
هوش مصنوعی: وقتی قضاوت انجام شد و مردم خاص و عام جمع شدند، وکیل قاضی اعلام کرد و توجه حضار را جلب کرد. او گفت: "ملک در مورد دمنه و بررسی اعمال او و تحقیقاتی که در مورد او انجام شده، نهایت احتیاط را در نظر گرفته است تا حقیقت کار او از ابهام و تردید پاک شود، و حکمی که در حق او صادر می‌شود، مطابق با اصول عدالت باشد و به سلطنت‌ها و شجاعت‌های شاهان منتسب نگردد. هر یک از شما باید درباره گناه او آنچه را که می‌دانید بگویید." این کار به سه دلیل اهمیت دارد: اول اینکه در کمک به عدالت و بیان حقیقت، نوعی بزرگمردی و مروت وجود دارد، دوم اینکه موجب تنبیه کلی برای پیروان گمراهی می‌شود و سوم اینکه دور کردن مال از دست خیانتکاران، آسایش و منفعتی عمومی را به همراه دارد.
چون این سخن بآخر رسید همه حاضران خاموش گشتند، و هیچ کس چیزی نگفت؛ چه ایشان را در کار او یقین ظاهر نبود، روا نداشتند که بگمان مجرد چیزی گویند، و بقول ایشان حکمی رانده شود و خونی ریخته گردد.
هوش مصنوعی: وقتی این سخن به پایان رسید، همه حاضران ساکت شدند و هیچ‌کس چیزی نگفت. زیرا آن‌ها در مورد او یقین نداشتند و نمی‌توانستند بدون داشتن اطمینان، نظری بدهند و به گفته خود حکمی صادر کنند که ممکن است به خونریزی منجر شود.
چون دمنه آن بدید گفت:اگر من مجرم بودمی بخاموشی شما شاد گشتمی، لکن بی گناهم، و هر که او را جرمی نتوان شناخت برو سبیلی نباشد، و او بنزدیک اهل خرد و دیانت مبرا و معذور است. و چاره نتواند بود ازانکه هرکس بر علم خویش در کار من سخنی گوید، و معذور است. و چاره نتواند بود ازانکه هرکس بر علم خویش در کار من سخنی گوید، و دران راستی و امانت نگاه دارد، که هرگفتاری را پاداشی است، عاجل و آجل، و قول او دران راستی و امانت نگاه دارد، که هرگفتاری را پاداشی است، عاجل و آجل، و قول او حکمی خواهد بود در احیای نفسی یا ابطال شخصی. و هرکه بظن و شبهت، بی یقین صادق، مرا در معرض تلف آرد بدو آن رسد که بدان مدعی رسید که بی علم وافر و مایه کامل، و بصیرتی در شناخت علتها واضح و ممارستی در معرفت داروها راجح، و رایی در انواع معالجت صایب و خاطری در ادراک کیفیت ترکیب نفس و تشریح بدن ثاقب. قدم پیدا و اتقان بسزا، دعوی و رای طبیبی کرد. قضات پرسیدند که: چگونه؟
هوش مصنوعی: دمنه وقتی این را دید گفت: اگر من گناهکار بودم، از سکوت شما خوشحال می‌شدم، اما من بی‌گناه هستم و هر کسی که جرمی نتواند به من نسبت دهد، نباید بر من خرده‌ای بگیرد. در نزد اهل عقل و دیانت، من پاک و معذور هستم. افراد به ناچار بر اساس دانشی که دارند، در مورد من نظر می‌دهند و این قابل درک است. همچنین، هر کسی که در گفتارش صداقت و امانت را رعایت کند، باید بداند که سخنانش پیامدهایی دارد؛ حالا به صورت فوری یا دیرتر. سخنان او به عنوان حکمی در نجات جان یا نابودی شخصی تلقی خواهد شد. و اگر کسی با ظن و تردید و بدون یقین درست، مرا به خطر بیندازد، او باید بداند که این ادعا درست نیست و نیاز به دانش عمیق، بصیرت در تشخیص علت‌ها و آشنایی با داروها و روش‌های درمانی دارد. قاضی‌ها از او پرسیدند که: چطور این کار را انجام می‌دهی؟