اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
یکی از حاضران گفت: آنچه دمنه میگوید از وجه تعظیم ملک نیست، اما میخواهد که بدین کلمات بلا از خود دفع کند. دمنه گفت: کیست بنصیحت من از نفس من سزاوارتر؟ و هرکه خود را در مقام حاجت فروگذارد و در صیانت ذات خویش اهتمام ننماید دیگران را در وی امیدی نماند. و سخن تو دلیل است بر قصور فهم و وفور جهل تو. و تا گمان نبری که این تمویهات بر رای ملک پوشیده ماند !که چون تاملی فرماید و تمییز ملکانه بر تزویر تو گمارد فضیحت تو پیدا آید و نصیحت از معاندت جدا شود، که رای او کارهای عمری بشبی پردازد و لشکرهای گران باشارتی مقهور کند.
هوش مصنوعی: یکی از افراد حاضر گفت که دمنه آنچه میگوید به خاطر احترام به ملک نیست، بلکه میخواهد با این کلمات خود را از مشکلات نجات دهد. دمنه پاسخ داد: چه کسی میتواند بهتر از خودم به من نصیحت کند؟ هر کسی که خود را در وضعیت نیاز رها کند و برای حفظ وجود خودش تلاش نکند، دیگران به او امیدی نخواهند داشت. سخن تو نشاندهنده سطح ناتوانی و نادانی توست. و نگو که این ترفندها از دید ملک پنهان مانده، زیرا اگر او تأمل کند و قضاوت درستی داشته باشد، نادرستی تو آشکار خواهد شد و نصیحت از دشمنیات جدا خواهد شد. زیرا رأی او میتواند به سرعت کاری را پایان دهد و نیروهای بزرگ را تحت کنترل درآورد.
ز رایش ار نظری یابد آفتاب بصدق
که خواند یارد صبح نخست را کاذب؟
هوش مصنوعی: اگر نظری از طرف تو به خورشید بیفتد، یعنی اگر تو به حقیقت بنگری، در آن صورت چه نیازی به صبح کاذب (غیر واقعی) داری؟
مادر شیر گفت: از سوابق مکر و غدر تو چندن عجب نمی دارم که از این مواعظت دراین حال و بیان امثل در هر باب. دمنه گفت: این جای مواعظتست اگر در محل قبول نشیند، و هنگام مثل است اگر بسمع خرد استماع افتد. مادر شیر گفت: ای غدار، هنوز امید میداری که بشعوذه و مکر خلاص یابی؟ دمنه گفت: اگر کسی نیکویی را ببدی و خیر را بشر مقابله روا دارد من باری وعده را بانجاز و عهد را بوفا رسانیدم. ملک داند که هیچ خاین را پیش او دلیری سخن گفتن نباشد، و اگر در حق من این روا دارد مضرت آن هم بجانب او باز گردد. و گفتهاند «هرکه در کارها مسارعت نماید و از فواید تامل و منافع تثبت غافل باشد بدو آن رسد که بدان زن رسید که بگرم شکمی تعجیل روا داشت تا میان دوست و غلام فرق نتوانست کرد. » شیر پرسید:چگونه؟
هوش مصنوعی: مادر شیر به دمنه گفت: از سابقه جادوگری و فریبکاری تو تعجبی ندارم که حالا این حرفها را میزنی و مثلهای اینگونه در هر موضوعی به کار میبری. دمنه پاسخ داد: اینجا جای نصیحت است اگر کسی آن را قبول کند و وقتی مناسب است اگر عقل آن را بشنود. مادر شیر ادامه داد: ای فریبکار، هنوز امیدوار هستی که با شعبدهبازی و فریب از گرفتاریها آسان رها شوی؟ دمنه گفت: اگر کسی نیکی را به بدی پاسخ دهد و خیر را با شر مقایسه کند، من وظیفهام را به انجام میرسانم و به وعدهام عمل میکنم. ملک هم میداند که هیچ خیانتی نمیتواند به راحتی در مقابل او سخن بگوید و اگر در مورد من این کار را انجام دهد، ضرر آن به خود او باز میگردد. گفتهاند: «هرکس در کارها شتاب کند و از فواید تأمل و منفعتهای ثابت غافل باشد، باید بداند که در نهایت به نتیجهای ناخوشایند خواهد رسید.» شیر پرسید: چگونه؟
حاشیه ها
لطفا اصلاح شود:
از سوابق مکر و غدر تو چندن عجب نمی دارم که از این مواعظ دراین حال و بیان امثال در هر باب. دمنه گفت: این جای موعظت است اگر در محل قبول نشیند،