گنجور

بخش ۳

گفت «در این کار تامل باید کرد، و در فراز و نشیب و چپ و راست آن نیکو بنگریست، که پادشاهان را به رای ناصحان آن اغراض حاصل آید که به عدت بسیار و لشکر انبوه ممکن نباشد. و رای ملوک به مشاورت وزیران ناصح زیادت نور گیرد، چنانکه آب دریا را به ممد جوی‌ها مادت حاصل آید.

و بر خردمند اندازه قوت و زور خود و مقدار مکیدت و رای دشمن پوشیده نگردد، و همیشه کارهای جانبین بر عقل عرضه می‌کند، و در تقدیم و تاخیر آن به انصار و اعوان که امین و معتمد باشند رجوع می‌نماید. چه هرکه به رای ناصحان مقبول سخن تمام هنر استظهار نجوید درنگی نیفتد تا آنچه از مساعدت بخت و موافقت سعادت بدو رسیده باشد ضایع و متفرق شود. چه اقسام خیرات به دالت نسب و جمال نتوان یافت، لکن به وسیلت عقل و شنودن نصایح ارباب تجربت و ممارست بدست آید.

و هرکه از شعاع عقل غریزی بهرومند شد و استماع سخن ناصحان را شعار ساخت اقبال او چون سایه چاه پایدار باشد، نه چون نور ماه در محاق و زوال. دست مریخ سلاح نصرتش صیقل کند، و قلم عطارد منشور دولتش توقیع کند. و ملک امروز به جمال عقل ملک آرای متحلی است.

نرسد عقل اگر دو اسپه کند
در تگ وهم بی غبار ملک

و چون مرا دراین مهم عز مشورت ارزانی داشت می‌خواهم که بعضی جواب در جمع گویم و بعضی در خلا. و من چنانکه جنگ را منکرم تواضع و تذلل و قبول جزیت و خراج و تحمل عاری، که زمانه کهن گردد و تاریخ آن هنوز تازه باشد، هم کار هم .

نشوم خاضع عدو هرگز
ورچه بر آسمان کند مسکن
باز گنجشک را برد فرمان؟
شیر روباه را نهد گردن؟

و کریم زندگانی دراز برای تخلید ذکر و محاسن آثار را خواهد. و اگر ناکامیی دراین حیز افتد و عاری بر وی خواهد رسید کوتاهی عمر را بران ترجیح نهد، و تنگی گور را پناه منیع شمرد. و صواب نمی‌بینم ملک را اظهار عجز، که آن مقدمه هلاک و داعی ضیاع ملک و نفس است، و هر که تن بدان در داد درهای خیر بروی بسته گردد و در طریق حیلت او سدهای قوی پیدا آید.

و باقی این فصول را خلوتی باید تا بر رای ملک گذرانیده شود، که سرمایه ظفر و نصرت و عمده اقبال و سعادت حزم است، اول الحزم المشورة. و بدین استشارت که ملک فرمود و خدمتگاران را در این مهم محرم داشت دلیل حزم و ثبات و برهان خرد و وقار او هرچه ظاهر تر گشت.

هرکجا حزم تو فرود آید
برکشد امن حصنهای حصین

و پوشیده نماند که مشاورت، برانداختن رای‌هاست، و رای راست به تکرار نظر و تحصین سر حاصل آید. و فاش گردانیدن اسرار از جهت پادشاهان ممکن باشد، یا از مشاوران، و رسولان، یا کسانی که دنبال خیانت دارند و گرد استراق سمع برآیند و آنچه به گوش ایشان رسد در افواه دهند، یآ طایفه ای که در مخارج رای و مواقع آثار تامل واجب بینند و آن را بر نظایر آن از ظواهر احوال باز اندازند و گمان‌های خود را بر آن مقابله کنند. و هر سر که از این معانی مصون ماند روزگار را بر آن اطلاع صورت نبنندد و چرخ را در آن مداخلت دست ندهد. و کتمان اسرار دو فایده دارد: اگر اندیشه بنفاذ رسد ظفر بحاجت پیوندد، و اگر تقدیر مساعدت ننماید سلامت از عیب و منقصت.

و چاره نیست ملوک را از مستاشر معتمد و گنجور امین که خزانه اسرار پیش وی بگشایند و گنج رازها به امانت و مناصحت وی سپارند و ازو در امضای عزایم معونت طلبند، که رجحان دارد به اشارت او فواید بیند، چنانکه نور چراغ به مادت روغن و، فروغ آتش به مدد هیزم. و هرکرا متانت رای و مظاهرت کفات، جمع شد،

بدین پای ظفر گیرد بدان دست خطر بندد.

و ایزد تعالی که پیغامبر را علیه السلام مشاورت فرمود نه برای آن بود تا رای او را که بامداد الهام ایزدی و فیض الهی موید بود و تواتر وحی و اختلاف روح الامین علیه السلام بدان مقرون، مددی حاصل آید، لکن این حکم برای بیان منافع و تقریر فواید مشورت نازل گشت تا عالمیان بدین خصلت پسندیده متحلی گردند، وله الحمد الشاکرین. و واجب باشد بر خدمتگاران که چون مخدوم تدبیری اندیشد در آنچه به صواب پیوندد او را موافقت نمایند، و اگر عزیمت او را به خطا میلی بینند وجه فساد آن مقرر گردانند، و سخن برفق و مدارا رانند. و آنگاه انواع فکرت بکار دارد تا استقامتی پیدا آید و از هر دو جانب رای مخمر و عزم مصمم شود. و هر وزیر و مشیر که جانب مخدوم را از این نوع تعظیم ننماید، و در اشارت حق اعتماد نگزارد او را دشمن باید پنداشت، و با چنین کس تدبیر کردن برای مثالست که مردی افسون می‌خواند تا دیو یکی را بگیرد. چون نیکو نتواند خواند، و شرایط احکام اندران بجای نتواند آورد، فروماند و دیو در وی افتد. و ملک از شنودن این ترهات مستغنی است که بکمال حزم و نفاذ عزم خاک در جشم (؟چشم) ملوک زده است و از بأس و سیاست خویش در حریم ممالک پاسبان بیدار و دیدبان دوربین گماشته، چنانکه از شکوه و هیبت آن حادثه در سایه امن طلبیده است و فتنه در حمایت خواب بیارامیده .

از خواب گران فتنه سبک برنکد سر
تا دیده حزم تو بود روشن و بیدار

و چون پادشاه اسرار خویش را بر این نسق عزیز و مستور داشت، و وزیر کافی گزید، و در دلهای عوام مهیب بود، و حشمت او از تنسم ضمیر و تتبع سر او مانع گشت، و مکافات نیکوکرداران و ثمرت خدمت مخلصان در شرایع جهان‌داری واجب شمرد، و زجر متعدیان و تعریک مقصران فرض شناخت، و در انفاق حسن تقدیر بجای آورد سزوار باشد که ملک او پایدار باشد و دست حوادث مواهب زمانه از وی نتواند روبد، و در خدمت او گردد .

دهر خائن راست کار و چرخ ظالم دادگر

چه مقرر است که همگنان را در کسب سعادت و طلب دولت حرکتی بباشد و هریک فراخور حال خود از آن جهت سودایی بپزد، اما یافتن آن به قوت همت و ثبات عزیمت دست دهد .

و اسرار ملوک را منازل متفاوتست، بعضی آن است که دو تن را محرم آن نتواند داشت و در بعضی جماعتی را شرکت شاید داد. و این سِر از آنهاست که جز دو سر و چهارگوش را شایانیِ محرمیت آن نیست.»

ملک بر جانبی رفت و و بر وی خالی کرد، و اول پرسید که: «موجب عداوت و سبب دشمنایگی و عصبیت میان ما و بوم چه بوده است؟» گفت: «کلمتی که بر زبان زاغی رفت.» پرسید که: «چگونه؟»

گفت:

بخش ۲ - زاغان و بومان: آورده‌اند که در کوهی بلند، درختی بود بزرگ، شاخه‌های آهخته ازو جسته، و برگ بسیار گرد او درآمده. و در آن، قریب هزار خانه زاغ بود. و آن زاغان را مَلِکی بود که همه در فرمان و متابعت او بودندی، و اوامر و نواهی او را در حل و عقد، امتثال نمودندی. شبی مَلِکِ بومان ؛به سبب دشمنایگی که میان بوم و زاغست؛ بیرون آمد و به طریق شبیخون بر زاغان زد و کام تمام براند، و مظفر و منصور و مؤید و مسرور بازگشت.بخش ۴ - حکایت مرغان که می‌خواستند بوم را امیر خود کنند: «جماعتی مرغان فراهم آمدند و اتفاق کردند برآنکه بوم را بر خویشتن امیر گردانند. در این محاورت خوضی داشتند، زاغی از دور پیدا شد. یکی از مرغان گفت: توقف کنیم تا زاغ برسد، در این کار ازو مشاورتی خواهیم، که او هم از ماست، و تا اعیان هر صنف یک‌کلمه نشوند آن را اجماعِ کلی نتوان شناخت. چون زاغ بدیشان پیوست مرغان صورت حال بازگفتند، و دران اشارتی طلبیدند. زاغ جواب داد که: اگر تمامی مرغان نامدار هلاک شده‌اندی و طاووس و باز و عقاب و دیگر مقدمان مفقود گشته، واجب بودی که مرغان بی‌مَلِک روزگار گذاشتندی و اضطرار متابعتِ بوم و احتیاج به سیاست رای او به کرم و مروت خویش راه ندادندی؛ منظر کریه و مخبر ناستوده و عقلِ اندک و سفه بسیار و خشم غالب و رحمت قاصر، و با این همه از جمال روز عالم‌افروز محجوب و از نور خرشید جهان آرای محروم، و دشوارتر آنکه حدت و تنگ‌خویی بر احوال او مستولی است و تهتک و ناسازواری در افعال وی ظاهر. از این اندیشه ناصواب درگذرید و کارها به رای و خرد خویش در ضبط آرید. و تدارک هریک بر قضیت مصلحت واجب دارید چنانکه خرگوشی خود را رسول ماه ساخت، و به رای خویش مهمی بزرگ کفایت کرد.» مرغان پرسیدند: «چگونه؟»

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گفت «در این کار تامل باید کرد، و در فراز و نشیب و چپ و راست آن نیکو بنگریست، که پادشاهان را به رای ناصحان آن اغراض حاصل آید که به عدت بسیار و لشکر انبوه ممکن نباشد. و رای ملوک به مشاورت وزیران ناصح زیادت نور گیرد، چنانکه آب دریا را به ممد جوی‌ها مادت حاصل آید.
هوش مصنوعی: او گفت: «باید در این کار اندیشه کرد و به دقت به نقاط قوت و ضعف آن، همچنین به جزییات و جوانب مختلف آن نظر کرد؛ زیرا پادشاهان نمی‌توانند با تعداد زیاد و لشکریان انبوه، به اهداف خود دست یابند، بلکه باید از مشاوره‌های وزیران درستکار استفاده کنند تا تصمیم‌های آنها روشن‌تر و بهتر شود، همان‌طور که آب دریا با کمک جوی‌های کوچک تامین می‌شود.»
و بر خردمند اندازه قوت و زور خود و مقدار مکیدت و رای دشمن پوشیده نگردد، و همیشه کارهای جانبین بر عقل عرضه می‌کند، و در تقدیم و تاخیر آن به انصار و اعوان که امین و معتمد باشند رجوع می‌نماید. چه هرکه به رای ناصحان مقبول سخن تمام هنر استظهار نجوید درنگی نیفتد تا آنچه از مساعدت بخت و موافقت سعادت بدو رسیده باشد ضایع و متفرق شود. چه اقسام خیرات به دالت نسب و جمال نتوان یافت، لکن به وسیلت عقل و شنودن نصایح ارباب تجربت و ممارست بدست آید.
هوش مصنوعی: خردمند به خوبی می‌داند که قدرت و توانایی او و همچنین قوت و نیروی دشمن کمتر از آن است که برایش پنهان بماند. او همیشه کارهای خود را بر اساس عقل سنجیده و در ارائه و تأخیر در تصمیماتش به یاران و دوستان مورد اعتمادش رجوع می‌کند. زیرا هرکس به مشاوره‌های صادقانه گوش دهد، هنری بزرگ به دست می‌آورد و هرگز درنگ نمی‌کند تا از نعمت‌ها و موافقت‌های خوشبختی که به او رسیده است بهره‌برداری کند و آن‌ها را از دست ندهد. خیر و خوبی‌ها را نمی‌توان تنها از طریق نسب و ظاهری زیبا به دست آورد، بلکه باید از طریق عقل و گوش دادن به نصایح افراد خبره و با تجربه به دست آید.
و هرکه از شعاع عقل غریزی بهرومند شد و استماع سخن ناصحان را شعار ساخت اقبال او چون سایه چاه پایدار باشد، نه چون نور ماه در محاق و زوال. دست مریخ سلاح نصرتش صیقل کند، و قلم عطارد منشور دولتش توقیع کند. و ملک امروز به جمال عقل ملک آرای متحلی است.
هوش مصنوعی: هر کسی که از نور عقل طبیعی بهره‌مند شده و به شنیدن سخنان پندآموز دیگران اهمیت دهد، موفقیتش همچون سایه‌ای پایدار خواهد بود، نه همچون نور ماه که در میان ابرها محو می‌شود. نیروی یاری‌دهنده‌اش مانند سلاحی قوی است که او را تقویت می‌کند و قلمی از سیاره عطارد، نشانه‌ای از قدرت او به حساب می‌آید. در حقیقت، امروز قدرتی که بر پایه عقل بنا شده، زیبایی خاصی دارد.
نرسد عقل اگر دو اسپه کند
در تگ وهم بی غبار ملک
هوش مصنوعی: اگر عقل به درستی عمل نکند، حتی با وجود امکانات و قدرت زیاد، در دنیای پر از وهم و خیال، نمی‌تواند به حقایق دست یابد.
و چون مرا دراین مهم عز مشورت ارزانی داشت می‌خواهم که بعضی جواب در جمع گویم و بعضی در خلا. و من چنانکه جنگ را منکرم تواضع و تذلل و قبول جزیت و خراج و تحمل عاری، که زمانه کهن گردد و تاریخ آن هنوز تازه باشد، هم کار هم .
هوش مصنوعی: من در این موضوع مهم به مشورت نیاز دارم و می‌خواهم که برخی از پاسخ‌ها را در جمع و برخی دیگر را در خلوت بیان کنم. من همان‌طور که از جنگ بیزارم، از تحقیر و تسلیم در برابر پرداخت خراج و قبول کارها و سختی‌ها نیز خودداری می‌کنم؛ زیرا زمانه باید تغییر کند و تاریخ آن همچنان تازه و زنده بماند.
نشوم خاضع عدو هرگز
ورچه بر آسمان کند مسکن
هوش مصنوعی: هرگز در برابر دشمن خود خ submissive نخواهم شد، حتی اگر او در آسمان زندگی کند.
باز گنجشک را برد فرمان؟
شیر روباه را نهد گردن؟
هوش مصنوعی: آیا گنجشک دوباره تحت تسلط قرار می‌گیرد؟ آیا آن شیر، روباه را بر گردن خود می‌اندازد؟
و کریم زندگانی دراز برای تخلید ذکر و محاسن آثار را خواهد. و اگر ناکامیی دراین حیز افتد و عاری بر وی خواهد رسید کوتاهی عمر را بران ترجیح نهد، و تنگی گور را پناه منیع شمرد. و صواب نمی‌بینم ملک را اظهار عجز، که آن مقدمه هلاک و داعی ضیاع ملک و نفس است، و هر که تن بدان در داد درهای خیر بروی بسته گردد و در طریق حیلت او سدهای قوی پیدا آید.
هوش مصنوعی: کریم به دنبال زندگی طولانی است تا نام و یاد نیکی از خود برجا بگذارد. اگر در این راه با ناکامی مواجه شود، او کوتاهی عمر را به بن‌بست‌های دیگر ترجیح می‌دهد و حتی سختی قبر را نیز به عنوان پناهی موقر قبول می‌کند. او به این باور است که نشان دادن ناتوانی به حکومت صحیح نیست، زیرا این کار می‌تواند منجر به نابودی و از دست رفتن ملک و جانش شود. هر کس که به این ناتوانی تن دهد، درهای خیر به رویش بسته می‌شود و در مسیر فریب، موانع قوی‌تری بر سر راهش ظاهر خواهد شد.
و باقی این فصول را خلوتی باید تا بر رای ملک گذرانیده شود، که سرمایه ظفر و نصرت و عمده اقبال و سعادت حزم است، اول الحزم المشورة. و بدین استشارت که ملک فرمود و خدمتگاران را در این مهم محرم داشت دلیل حزم و ثبات و برهان خرد و وقار او هرچه ظاهر تر گشت.
هوش مصنوعی: برای ادامه این مراحل باید آرامش و خلوتی فراهم شود تا تصمیم‌های حکومتی به درستی اتخاذ شوند. در واقع، موفقیت و پیروزی بستگی به درایت و احتیاط دارد و نخستین نشانه احتیاط، مشورت است. بنابراین، با این مشورت‌ها که پادشاه انجام داد و مشاوران و خدمتگزاران را در این موضوع دخیل کرد، به وضوح نشان‌دهنده احتیاط و ثبات او و همچنین خرد و وقار وی بود.
هرکجا حزم تو فرود آید
برکشد امن حصنهای حصین
هوش مصنوعی: هر مکانی که احتیاط و هوشیاری تو حضور داشته باشد، امنیت و آرامش را به همراه خواهد داشت و دژهای مستحکم را نیز در امان نگه می‌دارد.
و پوشیده نماند که مشاورت، برانداختن رای‌هاست، و رای راست به تکرار نظر و تحصین سر حاصل آید. و فاش گردانیدن اسرار از جهت پادشاهان ممکن باشد، یا از مشاوران، و رسولان، یا کسانی که دنبال خیانت دارند و گرد استراق سمع برآیند و آنچه به گوش ایشان رسد در افواه دهند، یآ طایفه ای که در مخارج رای و مواقع آثار تامل واجب بینند و آن را بر نظایر آن از ظواهر احوال باز اندازند و گمان‌های خود را بر آن مقابله کنند. و هر سر که از این معانی مصون ماند روزگار را بر آن اطلاع صورت نبنندد و چرخ را در آن مداخلت دست ندهد. و کتمان اسرار دو فایده دارد: اگر اندیشه بنفاذ رسد ظفر بحاجت پیوندد، و اگر تقدیر مساعدت ننماید سلامت از عیب و منقصت.
هوش مصنوعی: مشاوره به معنای بررسی و تحلیل نظرات مختلف است و برای رسیدن به تصمیم درست، نیاز به تکرار نظر و تقویت آن احساس می‌شود. افشای اسرار می‌تواند از سوی پادشاهان، مشاوران، پیام‌آوران یا افرادی که قصد خیانت دارند، انجام گیرد. این افراد ممکن است به دنبال شنیدن اطلاعات پنهانی باشند و آنچه را که می‌شنوند منتشر کنند. همچنین گروهی هستند که درباره نتیجه‌گیری‌ها و نشانه‌های خاص فکر می‌کنند و نظرات خود را با یکدیگر مقایسه می‌کنند. اگر یک راز از این مسائل در امان باشد، اطلاعاتی درباره آن در آینده به‌دست نخواهد آمد و زمان نیز بر آن تأثیری نخواهد گذاشت. پنهان کردن اسرار دو مزیت دارد: اگر فکر به نتیجه برسد، به خواسته‌ها منجر می‌شود و اگر سرنوشت مساعد نباشد، موجب حفظ سلامت از کاستی‌ها خواهد شد.
و چاره نیست ملوک را از مستاشر معتمد و گنجور امین که خزانه اسرار پیش وی بگشایند و گنج رازها به امانت و مناصحت وی سپارند و ازو در امضای عزایم معونت طلبند، که رجحان دارد به اشارت او فواید بیند، چنانکه نور چراغ به مادت روغن و، فروغ آتش به مدد هیزم. و هرکرا متانت رای و مظاهرت کفات، جمع شد،
هوش مصنوعی: پادشاهان ناگزیرند که به مشاوران معتمد و امانت‌دار خود اعتماد کنند تا رازهای خود را با آنها در میان بگذارند و اسرار را به امانت بسپارند. آنها همچنین باید از این مشاوران در تصمیم‌گیری‌ها کمک بگیرند، زیرا نظر این افراد می‌تواند منجر به نتایج مثبتی شود، مشابه تاثیر روشنایی چراغ بر روغن یا نور آتش بر هیزم. و هر کس که آرامش نظر و صداقت را در اختیار داشته باشد، می‌تواند به جمع‌آوری بهترین مشورت‌ها بپردازد.
بدین پای ظفر گیرد بدان دست خطر بندد.
هوش مصنوعی: با پای پیروزی قدم می‌گذارد و دستش را در خطر می‌گذارد.
و ایزد تعالی که پیغامبر را علیه السلام مشاورت فرمود نه برای آن بود تا رای او را که بامداد الهام ایزدی و فیض الهی موید بود و تواتر وحی و اختلاف روح الامین علیه السلام بدان مقرون، مددی حاصل آید، لکن این حکم برای بیان منافع و تقریر فواید مشورت نازل گشت تا عالمیان بدین خصلت پسندیده متحلی گردند، وله الحمد الشاکرین. و واجب باشد بر خدمتگاران که چون مخدوم تدبیری اندیشد در آنچه به صواب پیوندد او را موافقت نمایند، و اگر عزیمت او را به خطا میلی بینند وجه فساد آن مقرر گردانند، و سخن برفق و مدارا رانند. و آنگاه انواع فکرت بکار دارد تا استقامتی پیدا آید و از هر دو جانب رای مخمر و عزم مصمم شود. و هر وزیر و مشیر که جانب مخدوم را از این نوع تعظیم ننماید، و در اشارت حق اعتماد نگزارد او را دشمن باید پنداشت، و با چنین کس تدبیر کردن برای مثالست که مردی افسون می‌خواند تا دیو یکی را بگیرد. چون نیکو نتواند خواند، و شرایط احکام اندران بجای نتواند آورد، فروماند و دیو در وی افتد. و ملک از شنودن این ترهات مستغنی است که بکمال حزم و نفاذ عزم خاک در جشم (؟چشم) ملوک زده است و از بأس و سیاست خویش در حریم ممالک پاسبان بیدار و دیدبان دوربین گماشته، چنانکه از شکوه و هیبت آن حادثه در سایه امن طلبیده است و فتنه در حمایت خواب بیارامیده .
هوش مصنوعی: خداوند متعال پیامبر را به مشورت دعوت کرد نه به این دلیل که بخواهد به نظر او که تحت حمایت الهی و وحی است، تکیه کند، بلکه این فرمان برای بیان اهمیت مشورت و تربیت مردم به این خصیصه نیکو نازل شده است تا همه به این ویژگی آراسته شوند. بر خدمتگزاران واجب است که وقتی رهبرشان طرحی را در نظر دارد، با او همکاری کنند و اگر دیدند آن طرح نادرست است، دلایل نادرستی آن را با لطافت و مدارا بیان کنند. سپس باید تفکر و تأمل کافی انجام دهند تا نتیجه‌ای پایدار حاصل شود و نظرها به توافق برسد. هر مشاور یا وزیری که به این اصول احترام نگذارد و به هدایت الهی تکیه نکند، باید دشمن تلقی شود؛ چرا که مشورت با چنین کسی مانند افرادی است که طعمه‌ای برای دیو می‌خوانند. اگر نتوانند به‌خوبی این کار را انجام دهند، خودشان در معرض خطر قرار خواهند گرفت. پادشاهان به این سخنان بی‌ثمر نیازی ندارند و با تدبیر و قاطعیت خود در حفاظت از سرزمین‌هایشان، پاسبانی بیدار و ناظرانی دوربین گمارده‌اند تا از فتنه‌ها در امان باشند و در سایه امنیت به آرامش برسند.
از خواب گران فتنه سبک برنکد سر
تا دیده حزم تو بود روشن و بیدار
هوش مصنوعی: از خواب سنگین بیدار شو و از خواب غفلت خارج شو، چون دیده‌های تو با هوشیاری و تابندگی روشن است.
و چون پادشاه اسرار خویش را بر این نسق عزیز و مستور داشت، و وزیر کافی گزید، و در دلهای عوام مهیب بود، و حشمت او از تنسم ضمیر و تتبع سر او مانع گشت، و مکافات نیکوکرداران و ثمرت خدمت مخلصان در شرایع جهان‌داری واجب شمرد، و زجر متعدیان و تعریک مقصران فرض شناخت، و در انفاق حسن تقدیر بجای آورد سزوار باشد که ملک او پایدار باشد و دست حوادث مواهب زمانه از وی نتواند روبد، و در خدمت او گردد .
هوش مصنوعی: پادشاه اسرار خود را به خوبی نگه داشت و وزیری مناسب انتخاب کرد. او در نظر مردم به شدت معتبر بود و عظمت او از افکار و اوهام دوری جست. همچنین، او اهمیت خوبی‌ها و خدمات صادقانه را در مدیریت دنیا در نظر گرفت و تنبیه متجاوزان و مجازات خطاکاران را ضروری دانست. در زمینه کمک و انفاق، تدبیر خوبی به خرج داد، به گونه‌ای که شایسته بود ملک او پایدار بماند و حوادث و مشکلات نتوانند آسیبی به او برسانند و در نهایت در خدمت او قرار گیرند.
دهر خائن راست کار و چرخ ظالم دادگر
هوش مصنوعی: زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، بی‌رحم و ظالم است و در عوض، افراد راستگو و درستکار در آن محکوم به ظلم و بی‌عدالتی هستند.
چه مقرر است که همگنان را در کسب سعادت و طلب دولت حرکتی بباشد و هریک فراخور حال خود از آن جهت سودایی بپزد، اما یافتن آن به قوت همت و ثبات عزیمت دست دهد .
هوش مصنوعی: همگان باید در جهت کسب خوشبختی و به دست آوردن موفقیت تلاش کنند و هر فرد باید بر اساس شرایط و ویژگی‌های خود به دنبال آرزوهایش برود، اما دستیابی به این اهداف نیازمند تلاش و اراده قوی است.
و اسرار ملوک را منازل متفاوتست، بعضی آن است که دو تن را محرم آن نتواند داشت و در بعضی جماعتی را شرکت شاید داد. و این سِر از آنهاست که جز دو سر و چهارگوش را شایانیِ محرمیت آن نیست.»
هوش مصنوعی: اسرار پادشاهان در مکان‌های متفاوتی قرار دارد. برخی از این اسرار به حدی حساس هستند که فقط دو نفر می‌توانند آن را درک کنند و در بعضی دیگر، گروهی بیشتر می‌توانند در آن شریک باشند. این نوع رازها از جمله مواردی هستند که تنها برای دو نفر یا در قالبی خاص قابل فهم و دسترسی است.
ملک بر جانبی رفت و و بر وی خالی کرد، و اول پرسید که: «موجب عداوت و سبب دشمنایگی و عصبیت میان ما و بوم چه بوده است؟» گفت: «کلمتی که بر زبان زاغی رفت.» پرسید که: «چگونه؟»
هوش مصنوعی: ملک به جایی رفت و در آنجا صحبت‌هایی کرد و ابتدائا از او پرسید: «علت دشمنی و عداوت بین ما و این فرد چیست؟» او پاسخ داد: «یک جمله‌ای که یک زاغ (پرنده) گفت.» ملک پرسید: «چطور؟»