شمارهٔ ۵۹
دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونست
دشمنم نیز به نوعی که ز شرح افزون است
معنی دوستی از گفت و شنو مستغنی است
صورت دشمنی آن به که نگویم چونست
دامن عصمت گل چون درد از صحبت خار
اشک بلبل نتوان گفت چرا گلگونست
پای خسرو اگر از دست طمع در گل نیست
کوه کن تا کمر از گریه چرا در خونست
وادی رشک مقامیست که از بوالعجبی
لیلی آنجا به صد آشفتگی مجنون است
دارد از دست رقیبان دلی از بیم دو نیم
سگ لیلی که ز حی پیک ره هامون است
بوالهوس راست ز خوبان طمع بوس و کنار
ورنه عاشق به همین گفت و شنو ممنون است
ترسم آخر کندت عاشق و مفتون رقیب
فلک این نوع که بر رغم من محزون است
محتشم بشنو و در عذر جفاها مشنو
سخن او که یک افسانه و صد افسونست
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونست
دشمنم نیز به نوعی که ز شرح افزون است
هوش مصنوعی: دوستم به اندازهای با تو نزدیک است که فراتر از تصور است و دشمنیام به شکلی است که نمیتوان به راحتی توضیح داد.
معنی دوستی از گفت و شنو مستغنی است
صورت دشمنی آن به که نگویم چونست
هوش مصنوعی: دوستی نیازی به بیان ندارد و از شنیدن و گفتن جداست، اما در مورد دشمنی بهتر است که دربارهاش صحبت نکنم و جزئیات را بیان نکنم.
دامن عصمت گل چون درد از صحبت خار
اشک بلبل نتوان گفت چرا گلگونست
هوش مصنوعی: دامن پاکی و عصمت گل به خاطر صحبت با خار و مشکلات، مانند درد و غم است. بنابراین نمیتوان گفت چرا بلبل، که به خاطر عشق خود اشک میریزد، چنین غمگین و گلگون است.
پای خسرو اگر از دست طمع در گل نیست
کوه کن تا کمر از گریه چرا در خونست
هوش مصنوعی: اگر پای خسرو به طمع در گل نرود، پس چرا کوه تا کمر از گریه در خون غوطهور است؟
وادی رشک مقامیست که از بوالعجبی
لیلی آنجا به صد آشفتگی مجنون است
هوش مصنوعی: در اینجا به مکانی اشاره میشود که به خاطر زیبایی و شگفتیهای لیلی، مجنون به شدت دچار شوریدگی و آشفتگی شده است. این مکان به نوعی نماد حسرت و ناتوانی او در رسیدن به عشقش است.
دارد از دست رقیبان دلی از بیم دو نیم
سگ لیلی که ز حی پیک ره هامون است
هوش مصنوعی: دل من از ترس رقبای عشق، به دو نیم شده است، مانند سگی که به خاطر لیلی، به دنبال راهی برای رسیدن به سرزمین هامون است.
بوالهوس راست ز خوبان طمع بوس و کنار
ورنه عاشق به همین گفت و شنو ممنون است
هوش مصنوعی: شخصی که هوسباز است، فقط به زیباییها و لذتهای ظاهری فکر میکند و در پی بوسه و نزدیکی است. اما یک عاشق واقعی به همین حد قانع نمیشود و از عمق احساسات خود قدردانی میکند و برای آن احساس شکرگزاری دارد.
ترسم آخر کندت عاشق و مفتون رقیب
فلک این نوع که بر رغم من محزون است
هوش مصنوعی: میترسم در نهایت تو هم به معشوق و شیفتهی حریف آسمانی تبدیل شوی، با اینکه من این وضعیت را از روی غم و اندوه تجربه میکنم.
محتشم بشنو و در عذر جفاها مشنو
سخن او که یک افسانه و صد افسونست
هوش مصنوعی: محتشم، به صحبتهای او گوش بده و از بهانههایش برای ظلم و بیرحمیاش چیزی نشنو، زیرا حرفهای او همواره داستانی است پر از راز و جادو.