شمارهٔ ۵۶۸
به جرم این که گفتم سوز خود با عالمافروزی
چو شمع استادهام گریان که خواهد کشتنم روزی
از آن چون کوکبم پیوسته اشک از دیده میریزد
که چون صبح از دلم سر میزند مهر دلافروزی
نگشتی ماه من هر شب ز برج دیگران طالع
اگر بودی من بیخانمان را بخت فیروزی
ندارم در شب هجران درون کلبهٔ احزان
به غیر از نالهٔ دم سازی ورای گریهٔ دلسوزی
ز شادی جهان فارغ ز عیش دهر مستغنی
دل غمپروری داریم و جان محنت اندوزی
دلم شد چاک چاک از غم کجائی ای کمان ابرو
که میخواهم ز چشم دلنوازت تیر دلدوزی
نبودی بینظام این نظم صبیان تا به این غایت
اگر گه گاه بودی محتشم را نکته آموزی
شمارهٔ ۵۶۷: چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازیشمارهٔ ۵۶۹: از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
به جرم این که گفتم سوز خود با عالمافروزی
چو شمع استادهام گریان که خواهد کشتنم روزی
هوش مصنوعی: به خاطر این که گفتم مانند شمع، با سوز و گرمای خود به دیگران نور میدهم، اکنون در حالتی ناراحت و گریان ایستادهام و میترسم که روزی مرا از بین ببرند.
از آن چون کوکبم پیوسته اشک از دیده میریزد
که چون صبح از دلم سر میزند مهر دلافروزی
هوش مصنوعی: من مانند یک ستاره هستم که همیشه اشک از چشمانم میریزد، زیرا عشق دلانگیز صبحگاهی از دل من برخاست و در درونم جان میگیرد.
نگشتی ماه من هر شب ز برج دیگران طالع
اگر بودی من بیخانمان را بخت فیروزی
هوش مصنوعی: اگر تو هر شب از برج دیگران بر نمیآمدی، من که بیخانمان هستم، خوشبختیام بیشتر میشد.
ندارم در شب هجران درون کلبهٔ احزان
به غیر از نالهٔ دم سازی ورای گریهٔ دلسوزی
هوش مصنوعی: در شب دوری و تنهاییام، در کلبهای پر از غم، جز نالهای که مانند صدای یک ساز باشد، چیزی ندارم. این ناله فراتر از اشک و دلسوزی است که برایم میریزد.
ز شادی جهان فارغ ز عیش دهر مستغنی
دل غمپروری داریم و جان محنت اندوزی
هوش مصنوعی: از شادیهای دنیا بینیاز و فارغ شدهایم، و از لذتهای زندگی دوریم. اما دلمان پر از غمهاست و جانمان تحت فشار مشکلات و رنجها قرار دارد.
دلم شد چاک چاک از غم کجائی ای کمان ابرو
که میخواهم ز چشم دلنوازت تیر دلدوزی
هوش مصنوعی: دل من از غم بسیار پاره پاره شده است. ای زیبای کمان ابرو، کجایی که میخواهم از نگاه دلنوازت تیر محبتی را دریافت کنم که به دل مینشیند.
نبودی بینظام این نظم صبیان تا به این غایت
اگر گه گاه بودی محتشم را نکته آموزی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به وضعیت بینظمی و کمتجربگی کودکان اشاره میکند و میگوید که اگر برخی از آنها گاهی به شکلی منظم و مرتب رفتار کنند، میتوانند نکتههای مهمی را از بزرگترها یا افراد با تجربه تر بیاموزند. به عبارت دیگر، نظم و انضباط در میان این کودکان وجود ندارد و تنها در بعضی مواقع میتوانند چیزهای مفیدی از دیگران فرا بگیرند.

محتشم کاشانی