گنجور

شمارهٔ ۵۵۷

بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
عفی‌الله خوب رفتی لطف فرمودی کرم کردی
شکستی از ستم پیمان چون من نیک‌خواهی را
تکلف بر طرف بر خویش بیش از من ستم کردی
به دست امتیاز خود چو دادی خامه دقت
چه بد دیدی که حرف بد به نام ما رقم کردی
من از مهر تو هر کس را که با خود ساختم دشمن
تو با او دوست گشتی هرچه طبعش خواست هم کردی
تفاوت ارچه شد پیدا که در خیل هواداران
یکی را کاستی حرمت یکی را محترم کردی
چرا کوه وفائی را که بد از نه سپهر افزون
ز هم پاشیدی و ریگ بیابان عدم کردی
مقام قرب خود دادی رقیب سست بیعت را
کرا بنگر به جای عاشق ثابت قدم کردی
نگون کردی لوای دوستان این خود که کرد آخر
که در عالم به دشمن دوستی خود را علم کردی
چه جای دوست کس با دشمن خود این کند هرگز
که بی‌موجب تو بدپیمان چنین با محتشم کردی

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
عفی‌الله خوب رفتی لطف فرمودی کرم کردی
هوش مصنوعی: تو از من جدا شدی و این پیوند را با کسی که به من آسیب می‌زند، قطع کردی. خدا تو را ببخشد، خوب رفتی و لطف و محبت کردی.
شکستی از ستم پیمان چون من نیک‌خواهی را
تکلف بر طرف بر خویش بیش از من ستم کردی
هوش مصنوعی: تو که به خاطر نیک‌خواهی من، عهد و پیمان را شکستی، باید بدانی که از من بیشتر به خودت ظلم کردی.
به دست امتیاز خود چو دادی خامه دقت
چه بد دیدی که حرف بد به نام ما رقم کردی
هوش مصنوعی: وقتی به خاطر امتیاز خود، دقت و احتیاط را کنار گذاشتی، چه بدی کردی که حرف‌های ناپسند را به نام ما نوشتید.
من از مهر تو هر کس را که با خود ساختم دشمن
تو با او دوست گشتی هرچه طبعش خواست هم کردی
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و محبت تو با هر کسی که دوستی و نزدیکی برقرار کردم، تو با او به عنوان دشمن من دوستی کردی و هر چیزی را که او می‌خواست برایش فراهم کردی.
تفاوت ارچه شد پیدا که در خیل هواداران
یکی را کاستی حرمت یکی را محترم کردی
هوش مصنوعی: هرچند تفاوت‌ها آشکار شده‌اند، اما در بین جمعیت طرفداران، با کم‌احترامی به یکی، به دیگری احترام بیشتری گذاشتی.
چرا کوه وفائی را که بد از نه سپهر افزون
ز هم پاشیدی و ریگ بیابان عدم کردی
هوش مصنوعی: چرا وفای کوه مانند خود را که از دیوانگی آسمان‌ها فراتر بود، از هم پاشیدی و به ذرات ناچیز عدم تبدیل کردی؟
مقام قرب خود دادی رقیب سست بیعت را
کرا بنگر به جای عاشق ثابت قدم کردی
هوش مصنوعی: به خاطر رقیب بی‌ثبات، مقام نزدیکی خود را از دست دادی. به او بنگر که عاشق واقعی ثابت‌قدم است.
نگون کردی لوای دوستان این خود که کرد آخر
که در عالم به دشمن دوستی خود را علم کردی
هوش مصنوعی: تو پرچم دوستی را از بین بردی و حالا بگو چه کسی در این دنیا دوستی را با دشمنی معمولی عوض کرد؟
چه جای دوست کس با دشمن خود این کند هرگز
که بی‌موجب تو بدپیمان چنین با محتشم کردی
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که کسی با دشمن خود چنین رفتار کند، در حالی که تو به خاطر هیچ دلیلی به این بد عهدی با انسان محترم اقدام کردی؟