شمارهٔ ۵۵۶
به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادی
رقتی و تفرقه را سر به دل من دادی
ملک وصلی که حسد داشت بر او دشمن و دوست
یک سر از دوست گرفتی و به دشمن دادی
بر طرف باد گوارائی از آن نعمت وصل
که ز یک شهر گرفتی و به یک تن دادی
غیر من بوی می هر که درین بزم شنید
همه را گل به بغل نقل به دامن دادی
باد تاراج ز هر جا که برآمد تو تمام
سر به خاکستر این سوخته خرمن دادی
تیغ تقدیر که بد در کف صیاد اجل
تو گرفتی و به آن غمزه پر فن دادی
محتشم دیر نکردی به وی اظهار نیاز
نیک رفتی که مرا زود به گشتن دادی
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
به رقیب سفری وعدهٔ رفتن دادی
رقتی و تفرقه را سر به دل من دادی
هوش مصنوعی: تو به دشمن خود وعدهٔ سفر دادی و با این کار دل من را پر از ناراحتی و جدایی کردی.
ملک وصلی که حسد داشت بر او دشمن و دوست
یک سر از دوست گرفتی و به دشمن دادی
هوش مصنوعی: یک شخصی که در مقام و مقامتی قرار داشت و حسادت میورزید، به جایی رسید که هم دشمن و هم دوست او را ترک کردند. او همه چیز را از دوست خود گرفت و به دشمنانش بخشید.
بر طرف باد گوارائی از آن نعمت وصل
که ز یک شهر گرفتی و به یک تن دادی
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به لذتی که از ارتباط نزدیک و محبت با کسی به دست میآید. در واقع، یک شخص از نعمت داشتن این رابطه بهرهمند شده است و این خوشی و آرامش را به طور اختصاصی به یک نفر دیگری هدیه کرده است، شاید به این معنا که این خوشی را از یک جمع و یا گروه به شخصی خاص منتقل کرده است.
غیر من بوی می هر که درین بزم شنید
همه را گل به بغل نقل به دامن دادی
هوش مصنوعی: هر کس که در این میهمانی بوی شراب را استشمام کند، جز من، همه را با گلی در آغوش و نقلهایی در دامن خود پر کردهای.
باد تاراج ز هر جا که برآمد تو تمام
سر به خاکستر این سوخته خرمن دادی
هوش مصنوعی: باد از هر سو میوزد و غارت میکند، اما تو تمام تلاش خود را کردی و سر خود را به خاکستر این محصول سوخته سپردی.
تیغ تقدیر که بد در کف صیاد اجل
تو گرفتی و به آن غمزه پر فن دادی
هوش مصنوعی: تقدیر مانند یک تیغ برنده است که در دستان صیاد مرگ قرار گرفته و او با آن به شکار زندگیها میپردازد، و این اشاره به این دارد که انسانها با حرکات و عشوههای خود ممکن است در مسیر سرنوشتشان تأثیرگذار باشند.
محتشم دیر نکردی به وی اظهار نیاز
نیک رفتی که مرا زود به گشتن دادی
هوش مصنوعی: محتشم، تو دیر نمودی و نیاز خود را به او نشان دادی؛ اما کار خوبی کردی که به من کمک کردی زودتر به جستجو بپردازم.
حاشیه ها
1392/04/21 01:07
امین کیخا
فن به معنی شگرد و هنر فارسی است به لری یک دال در اخر هم دارد یعنی فند ، فندی به لری یعنی مؤذی حیله گر انکس که شگرد های نابکار دارد ! ترفند به فارسی نشان از موقعی دارد که این دال هنوز بوده است .

محتشم کاشانی